اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امتیاز معلول اول از واجب الوجود

نسبت وجود و ماهیت در مراتب هستی

0
اسفار
اسفار

امتیاز معلول اول از واجب الوجود در این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی نسبت وجود و ماهیت در معلول اول و سایر موجودات می‌پردازد. ایشان توضیح می‌دهد که امکان ذاتی مربوط به ماهیت از حیث نیاز به علت است، اما از نظر وجودی، حقیقت موجودات همان وجود واحد و بسیطی است که در مراتب مختلف ظاهر می‌شود. در این نگاه، تفاوت میان واجب و ممکن به دو حیثیت تحلیل می‌شود: حیثیت وجودی که واجب است و حیثیت تقید و تنزل که امکان نام می‌گیرد. جلسه با تبیین این نکته ادامه می‌یابد که وجود نه از عدم ساخته می‌شود و نه ماهیت در برابر آن استقلال دارد، بلکه همه تعینات، ظهورات همان وجود منبسط‌اند. در نهایت نتیجه می‌گیرد که مرز میان ماده، مثال و عقل، مرز تباین نیست بلکه مراتب ظهور یک حقیقت واحد است که فهم آن بسیاری از مسائل فلسفی را روشن می‌کند.

امتیاز معلول اول از واجب الوجود

1
  • درس دویست و بیست و دوم

  • بیان امتیاز معلول اول از واجب الوجود (1)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • به‌دنبال مسئلۀ امتیاز معلول اول از واجب الوجود بودیم که به قول مرحوم آخوند این امتیاز فقط به امکان و وجوب است. مرحوم آخوند می‌فرمایند که یک وقتی نظر به معلول اول از حیث معلولیت و از حیث تنزل رتبه می‌شود از این نقطه‌نظر که بالأخره حیثیتی از حیثیات واجب است اطلاقِ ممکن بر او صحیح است و به‌لحاظ جنب‍ۀ معلولیتش به او ممکن بالذات اطلاق می‌شود و به‌لحاظ آن جنبۀ وجودی‌ای که دارد او عبارت از همان نحوۀ وجودِ حق است و دیگر از آن نقطه‌نظر به آن وجود، امکان اطلاق نمی‌شود بلکه او واجب است و وجوب او وجوب ذاتی درقبال وجوب ازلی است که عبارت از یک وجوب همیشگی و آن وجوب همیشگی که ازل بر او حاکم است اختصاص به ذات پروردگار دارد.

  • فرق بین وجوبِ ازلی و وجوبِ ذاتی

  • فرق بین وجوبِ ازلی و وجوبِ ذاتی در این است که وجوب ذاتی متصف به ضرورت است یعنی ذات او متصف به ضرورت است گرچه تدلّی و اتکاء به واجب ازلی و به ضرورت ازلی متصف به وجوب باشد ولی ذات آن شیء اقتضاء وجوب را می‌کند. یک وقت بحث بر سر ماهیت است و یک وقت بر سر وجود است. صحبت در ماهیت به‌لحاظ اقتضاء ماهیت افتقار به غیر و احتیاج به غیر را در تحقق خارجی دارد ـ حالا آن غیر، واجب الوجود بالذات باشد یا واجب بالعرض باشد و یا بالغیر باشد ـ علیٰ‌أیِّ‌حال این ماهیت به‌لحاظ افتقارش به غیر، امکان ذاتی بر او حمل می‌شود و این مسئله بین معلول اول و سایر معلول‌ها تفاوتی ندارد و همه در این مسئله علی السواء هستند اما آن وجودی که این ماهیت به لباس آن وجود در خارج خودنمایی می‌کند آن وجود دیگر متصف به امکان نیست. البته ایشان بحث را راجع به معلول اول مطرح کردند و ما یک‌قدری گسترش می‌دهیم. هر وجودی که در خارج تعین پیدا می‌کند نحوۀ وجودش عبارت از همان وجودِ منبسط است که آن وجود منبسط به صورت درآمده است و به عبارت دیگر خود آن وجود، عبارت از یک امر عدمی نیست که متبدل به یک نحو تعین و تشخص شده باشد بلکه همان وجود منبسط است که به‌صورت محدود، خودنمایی کرده است. آن‌گاه چطور ما می‌توانیم امکان ذاتی را بر هم‌چنین وجودی حمل کنیم؟! این وجود، وجوب دارد و وجود برای او ضرورت دارد، این وجود یعنی همین وجودی که الآن شکلی از اَشکالِ مقیدۀ آن وجود منبسط است. اگر ما قائل باشیم بر اینکه آن وجود منبسط وجوب دارد و ضرورت دارد باید قائل بشویم که وجود متعین خارجی هم ضرورت دارد. چرا؟ به‌جهت اینکه وجود متعین خارجی، عدمی نبوده است که تبدل به امر دیگر و تعینی شده باشد بلکه حقیقت این وجود خارجی عبارت از یک امر بسیطی است که آن امر بسیط با سایر امور بسیطۀ دیگر که عبارت از وجود ماهیات دیگر است یک وجودِ واحد را تشکیل می‌دهند. بنابراین جایی نبوده است، حذفی نشده، عدمی در کار نبوده است بلکه همین وجودِ بسیط است که به شکل درمی‌آید.