اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

امتیاز معلول اول از واجب الوجود در این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی نسبت وجود و ماهیت در معلول اول و سایر موجودات می‌پردازد. ایشان توضیح می‌دهد که امکان ذاتی مربوط به ماهیت از حیث نیاز به علت است، اما از نظر وجودی، حقیقت موجودات همان وجود واحد و بسیطی است که در مراتب مختلف ظاهر می‌شود. در این نگاه، تفاوت میان واجب و ممکن به دو حیثیت تحلیل می‌شود: حیثیت وجودی که واجب است و حیثیت تقید و تنزل که امکان نام می‌گیرد. جلسه با تبیین این نکته ادامه می‌یابد که وجود نه از عدم ساخته می‌شود و نه ماهیت در برابر آن استقلال دارد، بلکه همه تعینات، ظهورات همان وجود منبسط‌اند. در نهایت نتیجه می‌گیرد که مرز میان ماده، مثال و عقل، مرز تباین نیست بلکه مراتب ظهور یک حقیقت واحد است که فهم آن بسیاری از مسائل فلسفی را روشن می‌کند.

امتیاز معلول اول از واجب الوجود

توضیحات:

امتیاز معلول اول از واجب الوجود در این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی نسبت وجود و ماهیت در معلول اول و سایر موجودات می‌پردازد. ایشان توضیح می‌دهد که امکان ذاتی مربوط به ماهیت از حیث نیاز به علت است، اما از نظر وجودی، حقیقت موجودات همان وجود واحد و بسیطی است که در مراتب مختلف ظاهر می‌شود. در این نگاه، تفاوت میان واجب و ممکن به دو حیثیت تحلیل می‌شود: حیثیت وجودی که واجب است و حیثیت تقید و تنزل که امکان نام می‌گیرد. جلسه با تبیین این نکته ادامه می‌یابد که وجود نه از عدم ساخته می‌شود و نه ماهیت در برابر آن استقلال دارد، بلکه همه تعینات، ظهورات همان وجود منبسط‌اند. در نهایت نتیجه می‌گیرد که مرز میان ماده، مثال و عقل، مرز تباین نیست بلکه مراتب ظهور یک حقیقت واحد است که فهم آن بسیاری از مسائل فلسفی را روشن می‌کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

امتیاز معلول اول از واجب الوجود

14
  • تلمیذ: جدا به این معنا که بالأخره اینها حقیقت من نیست.

  • استاد: حقیقت شما نه! اشتباه نکنید! جدای از حقیقت شما نیست. اصل اوست که یک وقت آن اصل را بدون ظهوراتش می‌بینید این مقام هوهویت شما می‌شود و یک وقتی آن اصل را با ظهوراتش می‌بینید.

  • تلمیذ: نمی‌شود بدون او دید چون از آنجا آمده است!

  • استاد: می‌بینید آقا! از جناب‌عالی بعید است!

  • تلمیذ: می‌خواهم این را عرض کنم بالأخره ﴿ٱللَهُ نُورُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾ همان ذات است و از همان‌جا آمده است.

  • استاد: حالا در ما و شما قضیه حل بشود تا به خدا برسیم. یک وقت ما فقط افعال خودمان را می‌بینیم مثلاً می‌بینیم که این شخص یک سیلی در گوش آن زد یا یک لگد به این زد، می‌گوییم که عجب آدم بدی است! اصلاً نمی‌بینیم که در این حال چه وضعیتی داشته و این اعمال خارجی‌اش منبعث از چه جهت و چه حیثیتی است. این یک مرتبه است. مرتبۀ دوم اینکه مطلع می‌شویم بر اینکه این دارای ناراحتی هست و یک مطالبی هست و اینها، بر این قضیه هم مطلع می‌شویم. مسئلۀ سوم این است که از این دو قضیه عبور می‌کنیم و اصلاً به نفس آن طرف می‌رسیم یعنی یک اشرافی بر خود آن نفس پیدا می‌کنیم؛ نفسِ بدون آن صفات و نفس بدون این خصوصیات! این سه مرتبه را ملاحظه بکنید! آن مرتبۀ ذات زید و ذات شخص عبارت از همان نفسش است که از این نفسش یک صفاتی ظهور پیدا می‌کند لذا وقتی که صفات ظهور پیدا می‌کند یک‌خرده دارای کدورت و خصوصیاتِ ظلمانی می‌شود، و دارای یک جهات نورانی می‌شود بسته به آن صفاتی است که دارای صفات رحمانی یا شیطانی باشد.

  • کیفیت توجه به نفس

  • تلمیذ: اگر خود آن ذات را بخواهیم بشناسیم به مراتب پایین آن باید نگاه کنیم تا بشناسیم؟

  • استاد: نه! ابداً! در توجه به ذاتی که بزرگان دستور می‌دهند اصلاً توجه به مراتب پایین نیست فقط توجه به نفس است بدون غضب، شهوت، رحمانیت، رحیمیت، عطوفت، سیر، صعود، کمال، قوه، ذکاوت، هوش، استعداد و امثال‌ذلک! اینها نباید ملاحظه شود و اگر ملاحظه شود ابداً باطل است! توجه به نفس فقط باید به خود ذات باشد و بس! فقط باید یک حقیقت عینیه در ذهن بیاید بدون هیچ‌گونه عوارضی که بر او عارض بشود. این توجه به نفس می‌شود! این می‌شود: زید، آن‌وقت وقتی توجه به نفس پیدا شد و قوی شد آن‌وقت خود نفس شروع می‌کند صفاتش را برای خودش به جلوه درمی‌آورد. یک پرده رو می‌آید که تو این را داری، این را داری، این را داری، یکی‌یکی آن صفاتی که در او هست بروز و ظهور پیدا می‌کند. اینها کجا بود؟! نبود. نفس آمد و گفت: من اینها را دارم، پس «من» با اینها دوتاست. من هستم که علت برای اینها هستم. برو اینها را درست کن. این را کم کن و آن را زیاد کن. اینها را بروز و ظهور می‌دهد.

/ 260