اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

امتیاز معلول اول از واجب الوجود در این جلسه به تبیین این نکته می‌پردازد که معلول در تحلیل عقلی دارای ماهیت امکانی و وجود افاضه‌شده از واجب است. در ادامه روشن می‌شود که ترکیب عینی معلول شبیه ماده و صورت است، اما این تشبیه صرفاً برای تقریب ذهن است و حقیقت علیت در واقع به وجود و مراتب آن مربوط می‌شود نه ماهیت و حدود اعتباری. استاد آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بیان می‌کند که منشأ ارتباط علت و معلول، سنخیت در مراتب وجود است و ماهیت‌ها در این رابطه نقشی ندارند و تنها وجود، مابه‌الاشتراک موجودات است. همچنین تفاوت امکان در ماهیت و امکان در وجود بررسی می‌شود تا روشن شود که امکان وجودی با ضرورت ذاتی قابل جمع است، برخلاف امکان ماهوی که تساوی وجود و عدم را بیان می‌کند. در نهایت جلسه نتیجه می‌گیرد که علیت در حکمت به وابستگی کامل معلول به واجب برمی‌گردد و استقلال ماهیت و حدود اعتباری در این رابطه نفی می‌شود.

امتیاز معلول اول از واجب الوجود

توضیحات:

امتیاز معلول اول از واجب الوجود در این جلسه به تبیین این نکته می‌پردازد که معلول در تحلیل عقلی دارای ماهیت امکانی و وجود افاضه‌شده از واجب است. در ادامه روشن می‌شود که ترکیب عینی معلول شبیه ماده و صورت است، اما این تشبیه صرفاً برای تقریب ذهن است و حقیقت علیت در واقع به وجود و مراتب آن مربوط می‌شود نه ماهیت و حدود اعتباری. استاد آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بیان می‌کند که منشأ ارتباط علت و معلول، سنخیت در مراتب وجود است و ماهیت‌ها در این رابطه نقشی ندارند و تنها وجود، مابه‌الاشتراک موجودات است. همچنین تفاوت امکان در ماهیت و امکان در وجود بررسی می‌شود تا روشن شود که امکان وجودی با ضرورت ذاتی قابل جمع است، برخلاف امکان ماهوی که تساوی وجود و عدم را بیان می‌کند. در نهایت جلسه نتیجه می‌گیرد که علیت در حکمت به وابستگی کامل معلول به واجب برمی‌گردد و استقلال ماهیت و حدود اعتباری در این رابطه نفی می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

امتیاز معلول اول از واجب الوجود

10
  • فعَدمُه ممکنٌ بهذا الاعتبار ... عدمش به این اعتبار ممکن است؛ یعنی آن جنبۀ تعین موجب می‌شود که ما حکم به عدم این ماهیت بکنیم به‌خاطر اینکه آن متعین است و ذات متعین نیست.

  • بل حالُ عدمِه کَحالِ ... حال عدمش مثل حال وجود در ازل و ابد است یعنی کأنّ آن جنبۀ عدم در واقع در اینجا لحاظ نمی‌شود چون ذات جدای از صفات نیست پس حال عدم این تعین با حال وجودش یکی است و خیلی تفاوتی با همدیگر ندارند.

  • ما شمَّ رائحةَ شی‌ءٍ منهُما بِحسبِ ماهیتِه مِن حیثُ هی هی و لیسَ یَستلزمُ عَدمُه عدمَ الواجبِ بهذه الحیثیةِ لِعدمِ‌ الارتباطِ بَینَه و بینَ الواجبِ مِن هذه الحیثیةِ و إن اُعتُبرَ مِن حیثُ وُجودِه المتقومِ بِالحقِّ الأولِ الواجبِ بوجوبِه.

  • صادر اول رائحۀ شیئی از این دو به‌حسب ماهیتش من حیث هی هی، رائحۀ عدم و تعین را در اینجا [پیدا] نکرده است. عدم آن مستلزم عدم واجب به آن حیثیت نیست. چرا؟! چون ارتباطی بین او و واجب از این حیثیت نیست یعنی حقیقت او عبارت از حقیقت خود واجب است. اگرچه معتبر است از حیث وجودش که متقوم به حق اول [معتبر است].

  • تلمیذ: در بحث محاکمۀ بین مرحوم علامه والد معظم و علامه طباطبائی ـ رضوان الله تعالی علیهما ـ حضرت علامه یک اشکالی داشتند که بالأخره ما در مقام فناء می‌گوییم که این ضمیر کجا رفت؟ بعد می‌گوییم: همین آقایی که قبلاً در مقام بقاء بود بعد از فناء باز فانی شد برگشت و ما می‌گوییم: هو هو، ضمیر مرجع می‌خواهد! اگر فانی و نیست شده باشد که نمی‌توانیم بگوییم که این همان است، این انشاء دوم است. پس ما بگوییم: فانی نشده است. حضرت‌عالی فرمودید که ما جواب اشکال را این‌طور می‌دهیم که همین حد وجودی که آمد فانی شد، از سنخ وجود است. در بحثی که جلسۀ قبل فرمودید که خود وجود بسیط به اشکال مختلفه درمی‌آید، در مقام بساطت دیگر هیچ حدی در آن ... یعنی آن بحث اعیان ثابته که عرفاء هم می‌گویند منتفی می‌شود یعنی در مقام ذات، نه اعیان ثابته‌ای هست و نه حدی هست و دوباره اشکال مرحوم علامه عود می‌کند. بالأخره وقتی کسی به مقام بساطت رسید اصلاً حدی در آنجا نیست! وقتی به بقاء بر‌گردد باید حد جدیدی پیدا کند و اگر بگوییم که با حد رفته آنجا که این ... اگر بخواهیم با جواب اجمال بدهیم، باید بگوییم که اجمال دوباره بی‌حدی است و تعبیرش به اجمال است بنابراین این اشکال دوباره عود کرد.

/