اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

امتیاز معلول اول از واجب الوجود در این جلسه به تبیین این نکته می‌پردازد که معلول در تحلیل عقلی دارای ماهیت امکانی و وجود افاضه‌شده از واجب است. در ادامه روشن می‌شود که ترکیب عینی معلول شبیه ماده و صورت است، اما این تشبیه صرفاً برای تقریب ذهن است و حقیقت علیت در واقع به وجود و مراتب آن مربوط می‌شود نه ماهیت و حدود اعتباری. استاد آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بیان می‌کند که منشأ ارتباط علت و معلول، سنخیت در مراتب وجود است و ماهیت‌ها در این رابطه نقشی ندارند و تنها وجود، مابه‌الاشتراک موجودات است. همچنین تفاوت امکان در ماهیت و امکان در وجود بررسی می‌شود تا روشن شود که امکان وجودی با ضرورت ذاتی قابل جمع است، برخلاف امکان ماهوی که تساوی وجود و عدم را بیان می‌کند. در نهایت جلسه نتیجه می‌گیرد که علیت در حکمت به وابستگی کامل معلول به واجب برمی‌گردد و استقلال ماهیت و حدود اعتباری در این رابطه نفی می‌شود.

امتیاز معلول اول از واجب الوجود

توضیحات:

امتیاز معلول اول از واجب الوجود در این جلسه به تبیین این نکته می‌پردازد که معلول در تحلیل عقلی دارای ماهیت امکانی و وجود افاضه‌شده از واجب است. در ادامه روشن می‌شود که ترکیب عینی معلول شبیه ماده و صورت است، اما این تشبیه صرفاً برای تقریب ذهن است و حقیقت علیت در واقع به وجود و مراتب آن مربوط می‌شود نه ماهیت و حدود اعتباری. استاد آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بیان می‌کند که منشأ ارتباط علت و معلول، سنخیت در مراتب وجود است و ماهیت‌ها در این رابطه نقشی ندارند و تنها وجود، مابه‌الاشتراک موجودات است. همچنین تفاوت امکان در ماهیت و امکان در وجود بررسی می‌شود تا روشن شود که امکان وجودی با ضرورت ذاتی قابل جمع است، برخلاف امکان ماهوی که تساوی وجود و عدم را بیان می‌کند. در نهایت جلسه نتیجه می‌گیرد که علیت در حکمت به وابستگی کامل معلول به واجب برمی‌گردد و استقلال ماهیت و حدود اعتباری در این رابطه نفی می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

امتیاز معلول اول از واجب الوجود

12
  • این مسئله همان اشکال و محذوری است که مرحوم علامه به این محذور برای رد مطالب مرحوم آقا ـ‌ رضوان الله تعالی علیه ـ متمسک شده‌اند که بالأخره این نفس سالک وقتی در حرکت بالا می‌آید و بعد به مرتبه‌ای می‌رسد که اسمش را فناء می‌گذاریم، لازمۀ مرتبۀ فناء این است که بگوییم: سالک در آنجا دیگر ماهیتی ندارد و سالک دیگر انسان و حیوان نیست. این مرتبۀ فنائی است که مرحوم آقا دنبالش هستند و به‌واسطۀ محذوری که پیش می‌آید مرحوم علامه در اینجا اصرار زیاد بر رد مطلب می‌کنند و می‌گویند: وقتی که بر یک امری فناء عارض و محقق شد، تجدد و حدوث بعدی بعد از فناء، خلق جدید است و عبارت از استصحاب موضوع قبل نیست. در استصحاب بقاء موضوع شرط است و وقتی شما فانی شدید و می‌خواهید مراجعت کنید، یک زید جدیدی درست شده است و بین این زید جدید و زید قدیم هیچ‌گونه تعلقی وجود ندارد و یک خلق جدید است.

  • این مسئله‌ای است که اگر نظر مرحوم علامه این باشد اشکالشان وارد است و مرحوم آقا نمی‌توانند به آنچه مرحوم علامه مطرح کرده‌اند جوابی بدهند؛ یعنی در نهایت گرچه این وجود به‌واسطۀ فنائش به مرحلۀ کمال می‌رسد و مثالی که مرحوم آقا زده‌اند صحیح است؛ نهایت کمال این ماهیت موجوده این است که سلب ماهیت از خودش بکند؛ یعنی کمال این ماهیت إعدام ماهیت است و به‌واسطۀ إعدام ماهیت که همان مرتبۀ فناء است به آن رتبۀ کمالی خودش می‌رسد مثل پروانه‌ای که دور شمع می‌گردد تااینکه آتش می‌شود و می‌سوزد و خودش را فانی می‌کند و به‌واسطۀ فناء به منبع حیات که آن حذف ماهیت شخصیه و حذف هویت خارجیه و وصول به یک هویت کلیه و تعین کلی است می‌رسد.

  • اما صحبت در این است که اشکال علامه به حال خودش باقی است یعنی بالأخره این ضمیر «هو» در اینجا چه می‌شود؟! در اینجا نیست. مثل این می‌ماند که شما یک موم را در دستتان نگه دارید و به شکل مثلاً ماهی دربیاورید و بعد این موم را تغییر بدهید و به شکل گربه و مار دربیاورید، الآن نمی‌توانید استصحاب همان ماهیت را بکنید و نمی‌توانید بگویید که این مار همان گربه است. بله! می‌توانید بگویید که این مار همان موم است ولی این مار با آن گربه و ماهی که قبلاً ساختید فرق می‌کند، آن ماهی بود ولی این مار است. در اینجا استصحاب جاری نیست؛ در استصحاب بقاء موضوع داریم نه بقاء ماده!

/ 260