اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

امتیاز معلول اول از واجب الوجود در این جلسه به تبیین این نکته می‌پردازد که معلول در تحلیل عقلی دارای ماهیت امکانی و وجود افاضه‌شده از واجب است. در ادامه روشن می‌شود که ترکیب عینی معلول شبیه ماده و صورت است، اما این تشبیه صرفاً برای تقریب ذهن است و حقیقت علیت در واقع به وجود و مراتب آن مربوط می‌شود نه ماهیت و حدود اعتباری. استاد آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بیان می‌کند که منشأ ارتباط علت و معلول، سنخیت در مراتب وجود است و ماهیت‌ها در این رابطه نقشی ندارند و تنها وجود، مابه‌الاشتراک موجودات است. همچنین تفاوت امکان در ماهیت و امکان در وجود بررسی می‌شود تا روشن شود که امکان وجودی با ضرورت ذاتی قابل جمع است، برخلاف امکان ماهوی که تساوی وجود و عدم را بیان می‌کند. در نهایت جلسه نتیجه می‌گیرد که علیت در حکمت به وابستگی کامل معلول به واجب برمی‌گردد و استقلال ماهیت و حدود اعتباری در این رابطه نفی می‌شود.

امتیاز معلول اول از واجب الوجود

توضیحات:

امتیاز معلول اول از واجب الوجود در این جلسه به تبیین این نکته می‌پردازد که معلول در تحلیل عقلی دارای ماهیت امکانی و وجود افاضه‌شده از واجب است. در ادامه روشن می‌شود که ترکیب عینی معلول شبیه ماده و صورت است، اما این تشبیه صرفاً برای تقریب ذهن است و حقیقت علیت در واقع به وجود و مراتب آن مربوط می‌شود نه ماهیت و حدود اعتباری. استاد آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بیان می‌کند که منشأ ارتباط علت و معلول، سنخیت در مراتب وجود است و ماهیت‌ها در این رابطه نقشی ندارند و تنها وجود، مابه‌الاشتراک موجودات است. همچنین تفاوت امکان در ماهیت و امکان در وجود بررسی می‌شود تا روشن شود که امکان وجودی با ضرورت ذاتی قابل جمع است، برخلاف امکان ماهوی که تساوی وجود و عدم را بیان می‌کند. در نهایت جلسه نتیجه می‌گیرد که علیت در حکمت به وابستگی کامل معلول به واجب برمی‌گردد و استقلال ماهیت و حدود اعتباری در این رابطه نفی می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

امتیاز معلول اول از واجب الوجود

13
  • وقتی یک امری را استصحاب می‌کنید مثلاً شخصی که الآن صالح و عادل است و به او اقتدا می‌کنید و یقین به عدالتش دارید، بعد از دو ماه یک پست و مقامی می‌گیرد، دیگر استصحاب عدالت او حرام است. چرا؟ چون در استصحاب بقاء موضوع شرط است نه بقاء ماده، مادۀ ایشان همان مادۀ دو ماه پیش است ولی موضوع که عبارت از خصوصیات اخلاقی است متبدل شده است. دو ماه پیش با شما یک نحو حرف می‌زد الآن طور دیگری حرف می‌زند. سابق جواب تلفن شما را یک طور می‌داد و حالا طور دیگری جواب می‌دهد. مسئله مسئلۀ شک نیست مسئلۀ قطع است إلاّ شذَ و نَدَر و مَن صانَهم الله مِن الزَّلل! [الآن یک‌طور] با شما صحبت می‌کند و همین‌که به مقام بالائی رسید برخورد یک نحو دیگر است، استقبالش از شما یک نحو دیگر است! مقام چه تغییری در تو به‌وجود آورد؟! وزنت که همان است، همان عمامه و همان ریش را داری ـ کمی درازترش هم می‌کنی که بهتر باشد! ـ جسمیت همان است. آنچه که تغییر می‌کند موضوعیتی است که براساس آن موضوعیت شما قبلاً با او یک برخورد داشتید و الآن نمی‌توانید آن برخورد را بکنید.

  • نظر مرحوم علامه طباطبائی در موردِ فناء

  • در مورد فناء نظر مرحوم علامه طباطبائی این است که اگر قرار باشد مسئلۀ فناء یک جنبۀ تغییروتحول ثبوتی باشد نه اثباتی؛ یعنی به‌طورکلی یک ماهیتی بلا ماهیت می‌شود و یک وجودی ماهیت خود را ازدست می‌دهد و در لا قیدی و لا حدی و اطلاقی قرار می‌گیرد و وجودی هم که در لا حدی و لا قیدی قرار بگیرد، آن وجود هم وجود مطلق است، حتی صور مجرده هم نیست چون آنها هم حد دارند. این حالت موجب می‌شود که شما به او اشاره کنید، آیا می‌توانید اشاره کنید؟! به او چه می‌گویید؟! چیزی که نیست چطور به آن اشاره می‌کنید؟! زید؟! کجاست؟! زیدی نیست. اصلاً حدش برداشته شده است همان‌طوری‌که به پروردگار نمی‌توانید زید بگویید، به این‌هم نمی‌توانید زید بگویید چون حد ندارد و اصلاً دیگر وجود ندارد. این اشکال، اشکال اساسی مرحوم علامه است و به‌نظر من نمی‌شود با این مطالبی که در آنجا هست جواب این مسئله داده شود.

/ 260