اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

امتیاز معلول اول از واجب الوجود در این جلسه به تبیین این نکته می‌پردازد که معلول در تحلیل عقلی دارای ماهیت امکانی و وجود افاضه‌شده از واجب است. در ادامه روشن می‌شود که ترکیب عینی معلول شبیه ماده و صورت است، اما این تشبیه صرفاً برای تقریب ذهن است و حقیقت علیت در واقع به وجود و مراتب آن مربوط می‌شود نه ماهیت و حدود اعتباری. استاد آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بیان می‌کند که منشأ ارتباط علت و معلول، سنخیت در مراتب وجود است و ماهیت‌ها در این رابطه نقشی ندارند و تنها وجود، مابه‌الاشتراک موجودات است. همچنین تفاوت امکان در ماهیت و امکان در وجود بررسی می‌شود تا روشن شود که امکان وجودی با ضرورت ذاتی قابل جمع است، برخلاف امکان ماهوی که تساوی وجود و عدم را بیان می‌کند. در نهایت جلسه نتیجه می‌گیرد که علیت در حکمت به وابستگی کامل معلول به واجب برمی‌گردد و استقلال ماهیت و حدود اعتباری در این رابطه نفی می‌شود.

امتیاز معلول اول از واجب الوجود

توضیحات:

امتیاز معلول اول از واجب الوجود در این جلسه به تبیین این نکته می‌پردازد که معلول در تحلیل عقلی دارای ماهیت امکانی و وجود افاضه‌شده از واجب است. در ادامه روشن می‌شود که ترکیب عینی معلول شبیه ماده و صورت است، اما این تشبیه صرفاً برای تقریب ذهن است و حقیقت علیت در واقع به وجود و مراتب آن مربوط می‌شود نه ماهیت و حدود اعتباری. استاد آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بیان می‌کند که منشأ ارتباط علت و معلول، سنخیت در مراتب وجود است و ماهیت‌ها در این رابطه نقشی ندارند و تنها وجود، مابه‌الاشتراک موجودات است. همچنین تفاوت امکان در ماهیت و امکان در وجود بررسی می‌شود تا روشن شود که امکان وجودی با ضرورت ذاتی قابل جمع است، برخلاف امکان ماهوی که تساوی وجود و عدم را بیان می‌کند. در نهایت جلسه نتیجه می‌گیرد که علیت در حکمت به وابستگی کامل معلول به واجب برمی‌گردد و استقلال ماهیت و حدود اعتباری در این رابطه نفی می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

امتیاز معلول اول از واجب الوجود

15
  • منظور از عبارت «فَیا مَن تَوَحدّ بالعِزِّ و البقاء ...» در دعای صباح

  • یا در دعای صباح داریم: «فَیا مَن تَوَحدّ بالعِزِّ و البقاء و قهر عباده بالموت و الفناء»1 نه‌اینکه بعداً اینها را اماته می‌کند بلکه الآن اماته کرده است و الآن حالت إفناء دارد منتها در آن موقع صورتش برای خود شخص ظاهر می‌شود. الآن خداوند متعال همه را مشمول إفناء و اماته قرار داده است.

  • منظور از فنا و بقا در آیۀ ﴿كُلُّ مَن عَلَيهَا فَانٍ * وَيَبقَىٰ وَجهُ رَبِّكَ ذُو ٱلجَلَٰلِ وَٱلإِكرَامِ﴾

  • یا در آن آیه‌ای که می‌فرماید: ﴿كُلُّ مَنۡ عَلَيۡهَا فَانٖ * وَيَبۡقَىٰ وَجۡهُ رَبِّكَ ذُو ٱلۡجَلَٰلِ وَٱلۡإِكۡرَامِ﴾2 آن جنبۀ فناء عبارت از ماهیات و حدود است و آن حدود و ماهیات که ما آنها را مؤثر و مسبب اصلی می‌دانیم فانی است و الآن برای ما روشن نمی‌شود و بعداً روشن می‌شود اما برای اهل فهم و اهل معنا الآن روشن است که ﴿كُلُّ مَنۡ عَلَيۡهَا فَانٖ﴾ یک وصفی است که متلبس به مبدأ بالحال است، الآن ﴿كُلُّ مَنۡ عَلَيۡهَا فَانٖ﴾ هستند، الآن بی چیز و تهی‌دست هستند و چیزی در دست ندارند منتها برای شما مشخص نیست. هارت و پورتش را الآن می‌کند و وقتی دو روز دیگر سرطانی شد و در رختخواب افتاد آن‌وقت می‌فهمد که ﴿كُلُّ مَنۡ عَلَيۡهَا فَانٖ﴾! نه آقاجان این همان موقعی که هارت و پورت می‌کرد و قپه‌ها را اینجا گذاشته بود و تق و تق می‌رفت آن موقع هم ﴿فَان﴾ بود و کسی که می‌فهمید به او می‌خندید ولی او خودش نمی‌فهمید حالا وقتی که تسمه از گُرده‌اش کشیدند و [حبسش کردند] آن‌وقت تازه فهمید که «ما همه شیران ولی شیر علم»!3 ﴿وَيَبۡقَىٰ وَجۡهُ رَبِّكَ ذُو ٱلۡجَلَٰلِ وَٱلۡإِكۡرَامِ﴾ این بقاء عبارت از همان وجود و ظهوری است که این دارد، این دارد هارت‌وپورت می‌کند ولی بیچاره نمی‌داند این هارت‌وپورت برای اوست. دارد رتق و فتق می‌کند و قدرت را نشان می‌دهد و این هالتر سیصد کیلویی را بالا می‌برد، اگر یک اهل معنا به این نگاه کند می‌خندد چون او ظهور او را می‌بیند! این از خود می‌بیند و او از او می‌بیند نه‌اینکه اعتباراً از او می‌بیند چون این عمل و فعل خودش مستند به وجود است و اصلاً نفسش یکی از آثار وجود است پس هر عملی که انجام می‌گیرد توأم با اصل ذات، خودش ظهورات وجود می‌شود و در اینجا دیدگاه تفاوت می‌کند. اگر این قضیه مورد نظر مرحوم علامه بود و مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیهما ـ روی این مطلب تکیه می‌کردند اصل اشکال دیگر برطرف می‌شد و اشکال باقی نمی‌ماند.

    1. . زاد المعاد، ج ۱، ص ۳۸6.
    2. . سوره الرحمن (55) آیه 26 و 27. الله شناسی، ج 2، ص 257:«و تمام کسانى که بر روى زمین هستند فانى مى‌باشند؛ و وجه پروردگار تو که آن وجه داراى صفت جلال و جمال است باقى مى‌ماند.»
    3. . مثنوی معنوی، دفتر اول، ص 17:
      ما همه شیران ولی شیر علم***حمله‌مان از باد باشد دم به دم
/ 260