
کیفیت اتصاف ماهیت و وجود به امکان
نسبت ماهیت و وجود در ممکن الوجود
کیفیت اتصاف ماهیت و وجود به امکان در این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی میشود و محور بحث، تحلیل دو حیثیت در موجود ممکن یعنی ماهیتِ امکانی و وجود وابسته است. ایشان توضیح میدهند که ممکن الوجود از یک سو از جهت ماهیت، حیثیت نقص و امکان دارد و از سوی دیگر از جهت وجود، وابسته به واجب الوجود است و هیچ استقلالی ندارد. سپس تفاوت میان بررسی شیء از حیث ماهیت و از حیث وجود بیان میشود و نشان داده میشود که آثار و احکام در هر حیث متفاوت است. در ادامه با مثالهای عقلی روشن میشود که تغییر اوصاف عرضی میتواند در حکم مؤثر باشد اما در ذات و حیثیت مستقل شیء اثر ندارد. نتیجه جلسه این است که برای فهم صحیح مباحث علیت و توحید، باید تفکیک دقیق میان حیث ماهوی و حیث وجودی رعایت شود و خلط این دو موجب خطای فلسفی میگردد.
کیفیت اتصاف ماهیت و وجود به امکان
1درس دویست و بیست و چهارم
بیان کیفیت اتصاف ماهیت و وجود به امکان (1)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
فَنقولُ إنَّ المَعلولَ الأول إن اعتُبرَ ماهیته الَّتی هیَ عِبارةٌ عَن مَرتبةِ قصورهِ عنِ الکمالِ الأتمِّ و خصوصیته تَعینهُ المَصحوب لِشوبِ الظُّلمةِ و العَدمِ و إن کانَ مَستوراً عِندَ ضیاءِ کِبریاءِ الأولِ و مَقهوراً تَحتَ شُعاعِ نورِ الأولِ فَعدمهُ مُمکنٌ بِهذا الاعتبارِ بَل حالُ عَدمهِ کَحال وجودهِ أزلاً و أبداً مِن تِلکَ الجَهةِ ما شَمَّ رائحةَ شَیءٍ مِنهما بِحسبِ ماهیتهِ مِن حیثُ هیَ هیَ و لَیسَ یَستلزمُ عَدمُهُ عدمَ الواجبِ بِهذهِ الحیثیةِ لِعدمِ الارتباطِ بَینهُ و بینَ الواجبِ مِن هذهِ الحیثیةِ و إنِ اعتُبرَ مِن حَیثُ وجودهِ المُتقومِ بِالحقِّ الأولِ الواجبِ بِوجوبهِ فَعدمهُ مُمتنعٌ بِامتناعِ عَدمِ قَیومهِ و وجودهُ مُستلزمُ لِوجودهِ استلزامَ وقوعِ المَعلولِ وقوعَ العِلةِ الموجبةِ لَه فَلم یَلزم استلزامُ المُمکنِ لِلمَحالِ أصلاً.1
بحث و صحبت تابهحال این بود که آیا عدم ممکن مستلزم عدم واجب هم هست یا نه؟ این مسئلهای بود که در اطرافش تا اینجا صحبت شد. مرحوم آخوند بحث را به وادی و حیطۀ علیت و معلولیت کشاندند و فرمودند که وجودِ ممکن وجود واجب را لازم گرفته است و وجود معلول وجود علت را لازم گرفته است. از این نقطهنظر یعنی اگر بخواهیم از نقطهنظر وجود نگاه بکنیم بنابراین عدمِ ممکن از از نقطهنظر وجود، عدم علت را لازم میگیرد و چون ممکن مِن حیثُ وجودِه به واجب الوجود تعلق دارد لذا عدم ممکن در اینجا موجب عدم واجب خواهد شد این منحیثالمجموع بیانی است که در اینجا و قبل [گفته شد] و توضیحی هم که ایشان در این جلسه میدهند بر همین اساس است.
فرق بین عدم حیثیت شیء و ذات شیء
یک فرقی در اینجا باید بین عدم حیثیت شیء و خود ذات شیء بگذاریم که این مسئله را در همان جلسات قبل از تعطیل عرض کردیم و فرق بین این دو مطلب انسان را در وقوع اشتباه در بسیاری از مباحث خاصه که مباحث اسماء و صفات و علیت و معلولیت است حفظ میکند و آن جنبۀ حیثیتی است که براساس حیثیت یک حکمی را حمل و بار میکنیم یااینکه حکم براساس آن حیثیت نیست بلکه براساس نفس ذاتش هست و مطلق و بدون جنبۀ اتصاف ذات به یک وصفی است. به عبارت دیگر وقتی که حکمی را بر موضوع حمل میکنیم این بهلحاظ یک حیثیتی است که آن حیثیت چون در قضیه قید شده است این حکم حمل میشود مثل أکرمِ العالم لِعلمه که مشخص است که بهواسطۀ آن حیثیت این وجوب اکرام هم مترتب است. یک وقتی بهلحاظ حیثیت نیست یعنی در آنجا به نفس شیء برمیگردد مثل اینکه میگوییم: أکرِم زیداً آنوقت اینجا محلّ سؤال است که این اکرامی که مترتب بر زید است به چه جهت است و جهتش چیست؟! یک وقتی میگوییم که نه، اصلاً نفس خود زید برای ما مورد نظر است حالا این زید هر کسی میخواهد باشد. این زیدی که در خیابان میبینیم یا این زیدی که ابن عمرو است و جهت حیثیتی برای ما در اینجا مورد لحاظ نیست. حالا اگر این زید بهلحاظ علمیتش که وجوب اکرام به آن حمل شده است یک روزی این علمیت خودش را ازدست بدهد و مجنون شود و نسیان بر او عارض شود طبعاً آن حکمی که بر این بهلحاظ حیثیت هست آن حکم هم منتفی خواهد شد ولی اگر یک حکمی را بر زید بدون لحاظ حیثیت و اتصاف کردیم آن حکم دیگر همیشه با او خواهد بود و با ازدست دادن یک وصف و تبدل به وصف دیگر تغییر پیدا نخواهد کرد.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 193.
