اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نحوه اتصاف ماهيت و وجود به امکان

بررسی جعل، اصالت وجود و نقد اصالت ماهيت

0
اسفار
اسفار

نحوه اتصاف ماهيت و وجود به امکان در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی می‌شود که امکان چگونه به ماهیت و وجود نسبت داده می‌شود و این نسبت چه معنایی در فلسفه دارد. بحث با توضیح دیدگاه حکمت مشاء و سپس تحلیل دیدگاه صدرالمتألهین آغاز می‌شود که جعل را به وجود می‌داند و ماهیت را امری انتزاعی و تبعی معرفی می‌کند. در ادامه تفاوت نگاه اصالت وجود و اصالت ماهیت روشن می‌شود و اشکال اینکه جعل به وجود بسیط نمی‌تواند تعلق بگیرد بررسی می‌گردد. استاد توضیح می‌دهند که حدود و تعینات خارجی، همان مراتب محدود وجود هستند نه امری جدا از وجود. سپس دیدگاه سوم تبیین می‌شود که ماهیت را شأن و مرتبه‌ای از خود وجود می‌داند نه امر اعتباری صرف. نتیجه جلسه این است که امکان و تعینات، در حقیقت به مراتب وجود بازمی‌گردند و نزاع‌های رایج در گرو فهم دقیق نسبت وجود و حدّ آن است.

نحوه اتصاف ماهيت و وجود به امکان

2
  • هر وجودی در خارج طارد غیر خود

  • اما راجع به هویات و وجودات خارجی هم مطلب از همین قبیل است. هر وجودی در خارج طارد غیر خود است نه‌اینکه واردِ غیر خودش باشد! هر وجودی محدود است و حد، طارد غیر آن حد است. پس جعل در اینجا چه نقشی بازی می‌کند و چه محلی از اعراب دارد؟! جعل در اینجا [این‌طور نیست که] آن وجود بسیط و وجود مطلق را بسازد و متولد کند و خارج از آن وجود بسیط و مطلق چیز جدیدی را به بازار بیاورد و یک وجود جدای از آن وجود بسیط بیاورد، وجودی دیگر نداریم! یک وجود داریم که وجود لا حد و لا رسم هست که هوَیتُه عینُ ماهیته و ماهیته عینُ إنیّتِه:

  • الحقُ ماهیته إنّیتُه***إذُ مُقتَضـی العروضِ مَعلولیتُه1
  • در اینجا وجود لا حد و لا قیدی به حد و قید درمی‌آید. بی‌رنگ، بی‌حد، بی‌کم و کیف تبدیل به ملوّن و مکمم و مکیف خواهد شد! این چیست؟ این عبارت از تنازل وجود است!

  • براین‌اساس مرحوم صدرالمتألهین پاسخ خود از عدم استلزام ممکن، امتناع به ذات را می‌دهند. ایشان می‌فرمایند که یک وقتی امکان وصف برای ماهیت است و ماهیت مسلّم است که جنبۀ نقص و فقدان و خفا دارد و اگر بخواهیم یک شیئی در خارج را که مرکب از ماهیت و وجود است تشبیه کنیم باید تشبیه به ماده و صورت بکنیم منتها از این نقطه‌نظر که ماده هیولای محض است و هیچ نوع قوامی الاّ به قوام صورتش ندارد و صورت او، فعلیت و ظهور و مُخرِج او از خفا به ظاهر است، این مسئله مربوط به ماده و صورت است.

  • ماهیت هم همین قبیل است؛ ماهیت قبل از اینکه جعل به وجود او تعلق بگیرد عدم است نه‌اینکه در ذات او عدم هست، در خارج این ماهیت عدم است. اما ماهیت فی‌حدّنفسه عدم و وجود برنمی‌دارد. در ذات و مفهوم او عدم و وجود راه ندارند. ماهیت در ذاتش ماهیت هست. آب یعنی آب! همین! نه آب معدوم و نه آب موجود! هرکدام از این دوتا خارج از ذات ماهیت هستند. اما در اینجا نکته این است که مابه‌الاِشتراک بین ماده و صورت و بین ماهیت و وجود این است که همان‌طوری‌که ماده عبارت از هیولای محض است و هیچ جنبۀ تعینی ندارد إلّا بِتَعیُّنِ صورَتِه و اگر صورت را از این ماده بگیریم وجودی در خارج ندارد، همین‌طور تعین و تحقق خارجی ماهیت عبارت از وجود است. اگر وجود نیاید و به آن صورت متصورۀ در ذهن عارض نشود آن صورت متصورۀ در ذهن هیچ‌وقت در خارج وجود پیدا نمی‌کند و فقط وجود ذهنی است و فقط در عالم ذهن وجود دارد پس باید وجود بیاید تا آن صورت ذهنی در خارج تحقق پیدا بکند و هر ماهیتی در خارج تحقق پیدا کند پس او هیولای محض می‌شود و مانند هیولا می‌شود که غیر از خفا و فقر و استعداد که قوه است چیز دیگری ندارد و تحقق و تعین دیگری ندارد ولی مابه‌الاِمتیازی که بین ماده و صورت و بین ماهیت و وجود هست این است که ماده شیءٌ خارجیٌ منتها صورت بر این شیء خارجی عارض می‌شود نه‌اینکه آن ماده اصلاً وجود خارجی ندارد!

    1. شرح المنظومة، حسن زاده آملی، ج 2، ص 96.