اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

امکان ذاتی و ماهیت در دیدگاه آخوند و مشاء در این جلسه به بررسی اختلاف میان حکمت مشاء و دیدگاه مرحوم آخوند درباره نسبت امکان ذاتی با ماهیت و وجود پرداخته می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد که در نگاه مشائی امکان ذاتی به ماهیت نسبت داده می‌شود و ماهیت نسبت به وجود و عدم مساوی‌الطرفین است، اما در حکمت متعالیه با تحقق وجود خارجی، شیء دارای ضرورت بالعرض یا بالذات غیر از واجب می‌شود و امکان به صورت فقری تحلیل می‌گردد. همچنین نسبت علت و معلول، نقش وجود در جعل، و تفاوت ضرورت ذاتی و ضرورت ازلی بررسی می‌شود. در نهایت این پرسش مطرح می‌گردد که پس از تحقق وجود خارجی، جایگاه امکان ذاتی چیست و آیا همچنان می‌توان آن را به ماهیت یا وجود نسبت داد یا خیر.

امکان ذاتی و ماهیت در دیدگاه آخوند و مشاء

توضیحات:

امکان ذاتی و ماهیت در دیدگاه آخوند و مشاء در این جلسه به بررسی اختلاف میان حکمت مشاء و دیدگاه مرحوم آخوند درباره نسبت امکان ذاتی با ماهیت و وجود پرداخته می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد که در نگاه مشائی امکان ذاتی به ماهیت نسبت داده می‌شود و ماهیت نسبت به وجود و عدم مساوی‌الطرفین است، اما در حکمت متعالیه با تحقق وجود خارجی، شیء دارای ضرورت بالعرض یا بالذات غیر از واجب می‌شود و امکان به صورت فقری تحلیل می‌گردد. همچنین نسبت علت و معلول، نقش وجود در جعل، و تفاوت ضرورت ذاتی و ضرورت ازلی بررسی می‌شود. در نهایت این پرسش مطرح می‌گردد که پس از تحقق وجود خارجی، جایگاه امکان ذاتی چیست و آیا همچنان می‌توان آن را به ماهیت یا وجود نسبت داد یا خیر.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

امکان ذاتی و ماهیت در دیدگاه آخوند و مشاء

16
  • استاد: نه، ببینید همین ماهیت به‌لحاظ وجود همراه با وجود هست.

  • تلمیذ: این همان ماهیت موجوده است که در خارج هست.

  • استاد: همان را متساوی الطرفین می‌گوییم.

  • تلمیذ: ولی تساوی الطرفین فرق می‌کند، تساوی‌ الطرفینی که تا قبل از وجودش بر ماهیت حمل می‌کردیم که حمل انتزاعی بود به‌خاطر این بود که اصلاً ماهیت نه در خارج وجود دارد و نه در عدم. ما می‌گوییم که به این لحاظ ممکن است موجود شود و ممکن است معدوم شود اما دیگر نمی‌توانیم ماهیت موجوده که در خارج موجود دارد را تساوی الطرفین بگوییم، الآن دیگر موجود است.

  • استاد: آخر آخوند همین ماهیتی که در خارج موجود هست که ماهیت صادر اول است این ماهیت تساوی الطرفین را به او حمل کرده است.

  • تلمیذ: آخر چطور می‌شود که ایشان در مورد ذات ...

  • استاد: چرا از بنده سؤال می‌کنید؟! از خودش بپرسید!

  • تلمیذ: نه، راجع‌ به فلسفۀ ایشان می‌خواهم صحبت کنم که چطور می‌شود در مورد ذات قائل به اصالت وجود باشد و در مورد صادر اول قائل به عدم ماهیت باشد.

  • استاد: من هم همین را می‌گویم. نه عدم ماهیت، می‌گوید ماهیت را دارد. وقتی که ماهیت را در صادر اول به‌لحاظ وجود تصور می‌کند یعنی قضیۀ بائُک تَجُر و بائی لا تَجُر است یااینکه یک بام و دو هوا می‌شود! وقتی که ماهیت را به‌لحاظ وجود تصور می‌کند در اینجا می‌گوید که جعل به وجود تعلق می‌گیرد و به ماهیت تعلق نمی‌گیرد؛ یعنی نگاه به وجود می‌کند، نه به ماهیت. می‌گوید که الآن این موجود در خارج که به نام صادر اول است، جعل به این تعلق گرفته و ارتباط بین این وجود و بین صادر اول است. تا اینجا می‌گوییم که درست است، این یک وجود در خارج هست و علت به او افاضه کرده و این معلول شده و با وجود این، اثبات علت و با عدم این، نفی علت می‌شود و چون نفی علت محال است پس نفی این‌هم محال خواهد شد. در اینجا از ناحیۀ وجود صادر اول بحث نداریم اما می‌گوییم که آیا این وجود صادر اول ماهیت دارد یا ندارد؟ بالأخره ماهیت دارد، ماهیت نداشته باشد که اطلاق دارد، شما اطلاقش را چه‌کار می‌کنید؟ اگر این صادر اول ماهیت نداشته باشد پس بسیط است پس دیگر صادر اول نیست پس دیگر معلول نیست، دیگر هرچه می‌خواهید بگویید و مرتبۀ معلول را مرتبۀ دون مرتبۀ علت ماهوی بدانید یا مرتبۀ شدید و ضعیف بدانید، بالأخره ماهیت است.

/ 260