اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اتصاف ماهيت و وجود در امکان و ضرورت (2)

نسبت علت و معلول و تحلیل دو نوع امکان

0
اسفار
اسفار

اتصاف ماهيت و وجود در امکان و ضرورت جلسه‌ای است که در آن آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین تفاوت امکان در ماهیت و امکان در وجود در فلسفه ملاصدرا و نقد دیدگاه حکمت مشاء می‌پردازد. در این جلسه روشن می‌شود که رابطه علت و معلول در نگاه فلسفه متعالیه بر پایه وجود است نه ماهیت، و ماهیت به خودی خود هیچ ارتباطی با علت ندارد. سپس تفاوت امکان ذاتی و امکان فقری توضیح داده می‌شود و این‌که در وجود ممکن، امکان با ضرورت ذاتی جمع می‌شود ولی در ماهیت چنین امکانی نیست. استاد با مثال‌هایی مانند نسبت آتش و حرارت نشان می‌دهد که چگونه معلول نسبت به علت خود همزمان دارای ضرورت از حیث وجود و امکان از حیث ماهیت است. در پایان، جمع‌بندی بحث به رفع خلط میان امکان ذاتی و امکان فقری در تحلیل علیت می‌انجامد.

اتصاف ماهيت و وجود در امکان و ضرورت (2)

2
  • أنَّ معنَى الإمکان فی وجودِ الممکن غیر معناه فی الماهیةِ.

  • تفاوت معنای امکان در وجود با معنای امکان در ماهیت

  • مطلب دیگر اینکه معنای امکان در وجودی که ممکن است که همان وجود معلول است آن غیر از معنای امکان است در ماهیت مِن حیث هی هی در خود ماهیت. منظور من از ماهیت مِن حیث هی هی صقع خود ماهیت نیست بلکه ماهیت به استناد به وجود است نه‌اینکه ماهیت مِن حیث هی هی، چون اگر ماهیت مِن حیث هی ‌هی باشد متصف به امکان هم نمی‌شود فقط ماهیت مِن حیث هی هی متصف به ذات و ذاتیات خودش هست اما ماهیت به‌لحاظ وجود متصف به امکان می‌شود می‌گوییم: ماهیت از نقطه‌نظر وجود، از دو حال خارج نیست؛ ماهیت یا موجوده است یا معدومه است یعنی یا در خارج موجود است بالفعل یااینکه در خارج بالفعل موجود نیست. این ماهیت به‌لحاظ اتصاف به وجود است و به‌لحاظ اتکاء به وجود است. اما ماهیت من حیث هی هی؛ خود ماهیت را درنظر بگیریم مثل اینکه منظور ما فقط آن مای حقیقیه باشد در تعریف اشیاء، دیگر در آنجا «امکان» داخل در تعریف ماهوی ماهیت نخواهد بود و همین‌طور وجوب و ضرورت هم نخواهد بود. به عبارت دیگر این جهات ثلاثۀ ماهیت و وجوب و امکان جهات برای وجود در قضایای حملیه هستند یعنی عقد الحمل را بین محمول و موضوع برقرار می‌کنند درحالی‌که ما در ماهیت عقد الحمل نداریم و هیچ نسبتی با وجود در ماهیت لحاظ نمی‌شود! ایشان می‌فرمایند که پس معنای امکان در وجود با معنای امکان در ماهیت فرق می‌کند.

  • البته یک نکته در اینجا هست و آن اینکه در بحث علیت که بعداً خواهد آمد و ناچار راجع به آن صحبت خواهیم کرد باید بدانیم که در علیت چه مسئله‌ای در اینجا خلط شده و آن اشیائی که آنها لازمۀ ذاتی برای علیت هستند چه نحو از امکان بر آنها حمل می‌شود؛ امکان ذاتی حمل می‌شود یا امکان فقری حمل می‌شود؟! اما این بحثی که فعلاً داریم همین مسائل علیت عادی است همان‌طور که تابه‌حال هم می‌دانستیم. این در بحث صادر اول پیش می‌آید. فعلاً از رو می‌خوانیم تااینکه این مسائل را به‌طورکلی از خارج بگوییم.