
اتصاف ماهيت و وجود در امکان و ضرورت (2)
نسبت علت و معلول و تحلیل دو نوع امکان
اتصاف ماهيت و وجود در امکان و ضرورت جلسهای است که در آن آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین تفاوت امکان در ماهیت و امکان در وجود در فلسفه ملاصدرا و نقد دیدگاه حکمت مشاء میپردازد. در این جلسه روشن میشود که رابطه علت و معلول در نگاه فلسفه متعالیه بر پایه وجود است نه ماهیت، و ماهیت به خودی خود هیچ ارتباطی با علت ندارد. سپس تفاوت امکان ذاتی و امکان فقری توضیح داده میشود و اینکه در وجود ممکن، امکان با ضرورت ذاتی جمع میشود ولی در ماهیت چنین امکانی نیست. استاد با مثالهایی مانند نسبت آتش و حرارت نشان میدهد که چگونه معلول نسبت به علت خود همزمان دارای ضرورت از حیث وجود و امکان از حیث ماهیت است. در پایان، جمعبندی بحث به رفع خلط میان امکان ذاتی و امکان فقری در تحلیل علیت میانجامد.
اتصاف ماهيت و وجود در امکان و ضرورت (2)
3و أنَّ أحدَهما یجامع الضرورة الذاتیة بل عینها بِخلافِ الآخر فإنَّه یُنافیها.
مطلب دیگری که باید روشن بشود این است که یکی از این دو معنای امکان با ضرورت ذاتیه جور درمیآید بلکه خود ضرورت ذاتیه است به خلاف دیگری که با ضرورت ذاتیه جور نیست و مخالفت و منافات دارد که امکان به معنای امکان ذاتی باشد.
فنقولُ إنَّ المعلولَ الأول إن اعتبرُ ماهیته التی هی عبارةٌ عن مرتبةِ قصورِه عنِ الکمالِ الأتم و خصوصیُتهُ تعینُه المصحوب لِشوبِ الظلمةِ و العدمِ و إن کان مستوراً عندَ ضیاءِ کبریاءِ الأول و مقهوراً تحتَ شعاعِ نورِ الأول.1
معلول اول اگر ماهیتش اعتبار بشود به این نحوه که این ماهیت اینطور اعتبار بشود که مرتبۀ او قاصر از کمال اتم است و خصوصیت این معلول اول و فرقی که با علت خودش دارد به عبارت دیگر، یعنی خیلی بخواهیم به او ارج و قیمت قرار بدهیم باید بگوییم که عبارت از علت است ولی در یک مرتبۀ پایینتر که آن مرتبۀ پایینتر عبارت از کیفیت و تعینی است که با ظلمت و عدم، یک رائحه و یک خلط و یک حبابی از ظلمت و عدم بر او حاکم است و آنهم بهواسطۀ این است که مرتبهاش مرتبۀ پایینتر است.
و إن کانَ مستوراً عندَ ضیاءِ کبریاءِ الأول ... اگرچه معلول اول که توأم با یک شوب ظلمت و عدم است وقتی که نور کبریاء اول و وجود قاهرۀ حق غالب میشود، آن جنبۀ ماهوی را مغلوب میکند و آن جنبۀ تعین را مغلوب میکند و کأنّ وجود واحدی حاکم است؛ وجود علت و معلول که وجود واحد هستند. این حکومت دارد و آن ماهیت کأن دیگر پیدا نیست. و این معلول اول در تحت شعاع نور پروردگار مقهور است.
ذات و صفات متصلۀ به ذات در حکم امر واحد
پس ذات و صفات متصلۀ به ذات حکم امر واحدی را دارند نهاینکه دو مرتبه بخواهید برای آنها تصور کنید؛ یک مرتبۀ علیت و یک مرتبۀ معلولیت و این مرتبۀ معلولیت مرتبۀ ماهیت است و ماهیت دارای حد است و این مشوب به ظلمت وعدم است پس با مرتبۀ علیت فرق میکند. ایشان میفرمایند که نه، در آنجا آنقدر نور کبریائیت حضرت حق و آن وجود بالصرافه غلبه دارد کأنَّ ذات و ذاتیات او و اوصاف متصلۀ به ذات او حکم واحد را دارد و ما نمیتوانیم دو حکم متعدد بر آنها را بار کنیم.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 193.
