
اتصاف ماهیت و وجود در صادر اول (4)
نسبت امکان، وجوب و تحلیل علت در حکمت
اتصاف ماهیت به وجود و امکان در تحلیل صادر اول، محور اصلی این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. در این جلسه دیدگاه آخوند در برابر اشکالات حکمت مشاء درباره نسبت ماهیت، وجود و امکان بررسی میشود. بحث از اینجا آغاز میشود که آیا ممکن بالذات میتواند در مقام واقع مستلزم وجود یا عدم علت باشد یا نه. سپس تفکیک میان ماهیت و وجود و نقش هرکدام در امکان، وجوب و امتناع توضیح داده میشود. استاد نشان میدهد که اشکالات مشائیان بر تفکیک ماهیت از وجود، با تحلیل دقیق رابطه علّی و مفهوم ضرورت و امکان پاسخ داده میشود. در نهایت روشن میشود که خطای اصلی، خلط میان ماهیت و وجود در تحلیل صادر اول است و با تفکیک درست، بسیاری از تعارضها برطرف میشود و اشکال مشهور در این نسبت تحلیل میگردد.
اتصاف ماهیت و وجود در صادر اول (4)
1درس دویست و بیست و نهم
تقابل دیدگاه مرحوم آخوند با حکمت مشاء در مسئلۀ اتصاف ماهیت (4)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
مرحوم آخوند دو مطلب را از منتقدین به مبانی ایشان در حکمت متعالیه نسبت به این مسئله نقل میکنند و آن مسئله عبارت از استلزام ممکن بالذات، امتناع بالذات [را] در صادر اول است.
انتقاد اول به یکی از دو شِق کلام ایشان برمیگردد؛ مسئلۀ اول این بود که اگر بحث را روی ماهیت صادر اول و آنچه که وجود به او تعلق میگیرد ببریم، امکان ذاتی را متحمل است ولی صحبت در این است که او معلول نیست و بحث این است که یک ممکن بالذات، امتناع بالذات را لازم بگیرد. این ممکن بالذات هست ولی امتناع بالذات را لازم نمیگیرد بهخاطر اینکه جعل به او تعلق نگرفته است. آن ماهیت برای وجودِ صادر اول است و آن ماهیت متحمل امکان ذاتی هست، خب برای خودش باشد ما اصلاً به او کاری نداریم! آن که جعل به او تعلق گرفت وجود اوست و وجود او را قبول داریم، وجود او استلزام وجود علت را دارد و عدم آن وجود عدم وجود علت را استلزام دارد. و مِن حَیثُ أنَّ عدمَ وجودِ العلةِ محالٌ پس عدم وجود صادر اول هم محالٌ. این امتناع بالغیر میشود و دیگر در اینجا مسئله حل است.
عدم منافات ضرورت ذاتی با امکان فقری
در خود آن وجودِ صادر اول چه عقد از عقود قضایای حملیه بر او مترتب است؟! ایشان میفرماید که ضرورت ذاتی. ضرورت ذاتی هم منافاتی با امکان فقری ندارد. ممکن است یک شیئی در عین اینکه ضرورت داشته باشد یعنی وجود برای ذات او ضرورت داشته باشد درعینحال مستند به غیر باشد؛ از ناحیۀ استناد به غیر وجوب بالغیر است و از ناحیۀ اینکه نفس آن وجود فعلاً هست و در مَرأیٰ و منظر ما است ضرورت ذاتی دارد و این ضرورت ذاتی با ضرورت ازلی تفاوت دارد. چون در ضرورت ازلی دیگر مادام معنا ندارد و ازلاً این وجود برای ذات ضرورت داشته است. این مطلب مرحوم آخوند بود. این یک قسم بود.
