اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

لزوم ادراک صحیح صدور معلول از علت

نسبت علت و معلول و لوازم ذات در مراتب ظهور

14٬052
اسفار

ادراک صدور معلول از علت در این جلسه به معنای فهم دقیق نسبت علت و معلول و رفع برداشت‌های نادر درباره صادر اول بررسی می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد که صدور در افعال مادی و مجرد به معنای بروز اثر در ظرف فعل است نه جدایی وجودی معلول از علت. سپس روشن می‌شود که علم، حیات و قدرت از لوازم ذات‌اند و قابل انفکاک از حقیقت وجود نیستند. در ادامه اشکال مربوط به صادر اول و امکان ذاتی تحلیل و پاسخ داده می‌شود و نشان داده می‌شود که این بحث مربوط به مرتبه واحدیت و ظهور است نه مقام احدیت. نتیجه جلسه اصلاح نگاه به رابطه علت و معلول و تفکیک دقیق میان ذات و مراتب ظهور است.

لزوم ادراک صحیح صدور معلول از علت

توضیحات:

ادراک صدور معلول از علت در این جلسه به معنای فهم دقیق نسبت علت و معلول و رفع برداشت‌های نادر درباره صادر اول بررسی می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد که صدور در افعال مادی و مجرد به معنای بروز اثر در ظرف فعل است نه جدایی وجودی معلول از علت. سپس روشن می‌شود که علم، حیات و قدرت از لوازم ذات‌اند و قابل انفکاک از حقیقت وجود نیستند. در ادامه اشکال مربوط به صادر اول و امکان ذاتی تحلیل و پاسخ داده می‌شود و نشان داده می‌شود که این بحث مربوط به مرتبه واحدیت و ظهور است نه مقام احدیت. نتیجه جلسه اصلاح نگاه به رابطه علت و معلول و تفکیک دقیق میان ذات و مراتب ظهور است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

لزوم ادراک صحیح صدور معلول از علت

11
  • بگوییم: در انسان هم یک حقیقت هست و همان ادراک انسان، ذات خودش را، قدرت است. اگر آن ادراک قدرت است پس دیگر علم چیست؟! چرا دو مفهوم می‌گذارید؟! اینکه دو مفهوم می‌گذارید به‌خاطر اینکه می‌خواهید از این لابه‌لا یک چیزی را دربیاورید که احساس می‌کنید که این احساس درونی شماست که در اینجا به کمک شما آمده و شما را به‌سمت تفاوت بین این سه چیز سوق می‌دهد. شما به وجدانتان مراجعه کنید می‌بینید علم شما با قدرت شما فرق می‌کند و علمتان با قدرتتان و قدرتتان با حیاتتان تفاوت دارد! این یک مسئلۀ وجدانی است. اگر این قضیه وجدانی نبود در وهلۀ اول باید این قاعده را در خودتان اجرا کنید. اینکه الآن شما بین علم و قدرت و حیات اختلاف می‌بینید از کجا نشئت گرفته است؟ از این نشئت گرفته است که از یک طرف این کیفیت تغییر و تبدل را در ذات خودتان می‌بینید و اسمش را قدرت می‌گذارید و از یک طرف این را که می‌بیند اسمش را علم می‌گذارید و از یک طرف می‌بینید که هستید و اسمش را حیات می‌گذارید. بنابراین این سه مسئله ناشی از نفس ذات است و نفس ذات هم مجرد و واحد است. بنابراین در عین اینکه این واحد است، از اینجا ما این را متوجه می‌شویم چطور اینکه خود ذات بسیط است و ذات ندارد و وحدت ذات ندارد. ذات متعدد نمی‌شود، ذات به حال خودش باقی است.

  • تلمیذ: پس این سه مصداق به مسئلۀ انتزاعی بودن و اعتباری بودن برمی‌گردد.

  • استاد: اعتباری نیست، یک مسئلۀ حقیقی است که ما به‌واسطۀ بروز و ظهور خارج این را به ذات نسبت می‌دهیم؛ یعنی وقتی که به ذات پروردگار نگاه می‌کنیم می‌بینیم که وجود او وجود بسیط است و اصلاً قاعده و برهان بر ترکب او ترتب محالیت را بار می‌کند، این از یک جهت. از جهت دیگر می‌بینیم که این ذات بدون علم و قدرت محال است. واقعاً ما قدرت را در ذات می‌بینیم که آن ذات در عین اینکه واحد و بسیط است درعین‌حال باید قادر هم باشد، نمی‌تواند قدرت نداشته باشد! اگر قدرت نداشته باشد، دیگر نمی‌تواند قدرت بر علیت داشته باشد. پس قبل از اینکه بخواهد در مقام علیت بیاید، قبلاً باید قدرت را داشته باشد و نمی‌تواند از جای دیگر کسب کند. اینکه می‌خواهد إعمال علیت کند یعنی من قبلاً قادر بودم. این که می‌خواهد نسبت به افراد إعمال علم کند یعنی من قبلاً عالم بودم. این که می‌خواهد إعمال حیات کند یعنی قبلاً حیّ بودم.

/ 0