اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

لزوم ادراک صحیح صدور معلول از علت

نسبت علت و معلول و لوازم ذات در مراتب ظهور

14٬052
اسفار

ادراک صدور معلول از علت در این جلسه به معنای فهم دقیق نسبت علت و معلول و رفع برداشت‌های نادر درباره صادر اول بررسی می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد که صدور در افعال مادی و مجرد به معنای بروز اثر در ظرف فعل است نه جدایی وجودی معلول از علت. سپس روشن می‌شود که علم، حیات و قدرت از لوازم ذات‌اند و قابل انفکاک از حقیقت وجود نیستند. در ادامه اشکال مربوط به صادر اول و امکان ذاتی تحلیل و پاسخ داده می‌شود و نشان داده می‌شود که این بحث مربوط به مرتبه واحدیت و ظهور است نه مقام احدیت. نتیجه جلسه اصلاح نگاه به رابطه علت و معلول و تفکیک دقیق میان ذات و مراتب ظهور است.

لزوم ادراک صحیح صدور معلول از علت

توضیحات:

ادراک صدور معلول از علت در این جلسه به معنای فهم دقیق نسبت علت و معلول و رفع برداشت‌های نادر درباره صادر اول بررسی می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد که صدور در افعال مادی و مجرد به معنای بروز اثر در ظرف فعل است نه جدایی وجودی معلول از علت. سپس روشن می‌شود که علم، حیات و قدرت از لوازم ذات‌اند و قابل انفکاک از حقیقت وجود نیستند. در ادامه اشکال مربوط به صادر اول و امکان ذاتی تحلیل و پاسخ داده می‌شود و نشان داده می‌شود که این بحث مربوط به مرتبه واحدیت و ظهور است نه مقام احدیت. نتیجه جلسه اصلاح نگاه به رابطه علت و معلول و تفکیک دقیق میان ذات و مراتب ظهور است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

لزوم ادراک صحیح صدور معلول از علت

13
  • نفس شدت و ضعف وجودی، موجب تشکیل مراتب تشخص

  • نفس شدت و ضعف وجودی است که موجب تشکیل مراتب برای تشخص است پس تشخص اقتضاء ترکیب نمی‌کند! چطور اینکه ماده اقتضاء تشخص نمی‌کند و تشخص مادی ترکب مادی می‌خواهد و تشخص مجرد، تشخص مجرد و بدون ماده می‌خواهد. همین‌طوری که این‌طور هست، همین‌طور تشخص خود وجود اقتضاء علم و حیات و قدرت می‌کند حالا فرق نمی‌کند مادی باشد، مادی هم باشد باشد. تشخص وجود مادی اقتضاء علم و حیات و قدرت می‌کند و این موجب امتناع انسلام حقیقت وجود نمی‌شود. وجود در هرجا که تشخص پیدا کند این سه‌تا را با خود می‌آورد؛ علم و قدرت و حیات را با خودش می‌آورد. حالا این تشخصی که پیدا می‌کند، ترکب خارجی آن به‌خاطر جنبۀ مادی بودن آن است و علم و حیات و قدرت جدای از جنبۀ خارجی بودن است. حالا اگر این وجود، تشخص تجردی پیدا کند باز علم و حیات و قدرت را همراه خودش دارد بدون اینکه ترکب مادی را داشته باشد. حالا نقل قول می‌کنیم در ذات که دیگر هیچ‌گونه تحددی ندارد. بنابراین این سه اسم اصلاً از بحث صادر اول خارج می‌شوند و این سه اسم علم و حیات و قدرت سه وصف زائیدۀ ذات هستند که از آن جنبۀ علیت بیرون می‌آیند و همراه با ذات هستند.

  • بحث صادر اول روی جنبۀ واحدیت می‌‌آید یعنی وقتی که پروردگار بخواهد آن علم را به مرتبۀ بروز و ظهور خارجی برساند اینجاست که مشکل صادر اول پیش می‌آید؛ یعنی نه‌اینکه مشکل پیش بیاید، عنوان صادر اول پیش آمد.

  • جنبۀ واحدیت، مرتبۀ مادون اسماء ثلاثۀ ذاتیۀ پروردگار

  • پس جنبۀ واحدیت، مرتبۀ مادون اسماء ثلاثۀ ذاتیۀ پروردگار [یعنی] علم و حیات و قدرت است. آنجاست که آن حقیقت نور پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به‌عنوان صادر اول تعلق می‌گیرد و عقل به‌عنوان صادر اول تعلق می‌گیرد و جنبۀ واحدیت به‌عنوان صادر اول تعلق می‌گیرد، اینها چیزهایی است که به‌عنوان صادر اول در آنجا مشخص است. صادر اول هم ممکن بالذات است و ممکن بالذات هم استلزام امتناع ذاتی را در اینجا ندارد پس به‌طورکلی بحث منتفی می‌شود. این که می‌گویند: در صادر اول که ممکن بالذات است وجودش استلزام وجود واجب و عدم آن استلزام عدم واجب را دارد پس امکان ذاتی استلزام [امکان را دارد]، اصلاً این بحث و اشکال حل می‌شود و حل شدن آن‌هم این است که علم و حیات و قدرت جزء صادر اول نیستند بلکه لازمۀ ذات هستند! مقام واحدیت است و آن امکان ذاتی باشد و با رفع مقام واحدیت، مقام احدیت در اینجا به‌جای خودش محفوظ است؛ بخواهد انشاء واحدیت می‌کند و نخواهد انشاء واحدیت نمی‌کند و آن بستگی به ذات دارد. حالا اینکه همیشه و ازلاً انشاء واحدیت کرده است، او را از امکان ذاتی درنیاورده و دست خدا را هم از اختیار نبسته است یعنی در عین اینکه او مختار است و اختیار موجب این نمی‌شود که مثلاً کاری را نکند، نه دلش می‌خواهد همیشه کاری را انجام بدهد و دلش می‌خواهد که تا وقتی که ذات، ذات هست این جنبۀ واحدیت را هم داشته باشد. آن جنبۀ اختیار که بتواند انجام بدهد و نتواند انجام بدهد درعین‌حال برای ذات محفوظ است و او مجبور به انشاء واحدیت در مرتبۀ نزول نخواهد بود.

/ 260