اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ادراک صحیح صدور معلول از ناحیه علت

تبیین جایگاه علم و قدرت در بساطت ذات پروردگار

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله علیت و چگونگی صدور معلول از علت می‌پردازند. بحث با این محور آغاز می‌شود که فاعل، امری خارج از ذات خود را ایجاد نمی‌کند، بلکه آنچه در خارج محقق می‌شود، مرتبه نازله‌ای از ذات فاعل است. استاد با نقد دیدگاه‌های رایج در باب صفات الهی، به بررسی این پرسش می‌پردازند که آیا علم، قدرت و حیات، صفاتی زائد بر ذات هستند یا عین آن. در ادامه، سیر بحث به تفاوت میان اسماء ذاتیه و اسماء فعلیه کشیده می‌شود و این نکته تبیین می‌گردد که ظهور صفاتی همچون خالقیت و رازقیت، متوقف بر وجود مابإزاء خارجی است. در نهایت، با تأکید بر حقیقت توحید و عبودیت، این نتیجه حاصل می‌شود که کمال نهایی بشر در درک وجدانی این حقیقت است که تمامی امور، مستند به فیض و اراده پروردگار بوده و هیچ استقلالی برای غیر او متصور نیست.

ادراک صحیح صدور معلول از ناحیه علت

1
  • درس دویست و سی و یکم

  • لزوم ادراک صحیح صدور معلول از ناحیۀ علت (2)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • تلمیذ: شعر از حافظ که می‌فرماید:

  • این‌همه عکس می و نقش مخالف که نمود *** یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد1

  • می‌توانیم این مجموعۀ عالم خلقت را مقام واحدیت بگوییم؟

  • استاد: بله.

  • تلمیذ: بعضی‌ها سه شق می‌کنند؛ وجود حضرت حق تعالی و وجود منبسط و وجود مقیده، البته وجود مقیده جزء وجود منبسط است.

  • استاد: جزء هست غیر از این است که ما بگوییم: نازله است. یک وقت می‌گوییم جزء است به معنای آنکه داخل در اوست و یک وقت به این معنا است که وجود نازلۀ اوست. نازل یعنی وجودی است که صورت گرفته است، این منظور است. البته در آن وجود منبسط که مجرد و ماده از او نشئت می‌گیرد، ـ حالا این بحث‌هایی که الآن هست بعداً هم می‌آید و بعداً به‌صورت مبسوط می‌آید، ما استطراداً می‌گوییم ـ آن وجود عبارت از یک حقیقت کلیه‌ای است که آن حقیقت کلیه جامع بین مجرد ابداعی و مادۀ شهودی و ملکی است که این‌هم خودش یک امتیازی بین آن بسیطُ الحقیقة که کلُ الأشیاء هست و نحوۀ مجردات می‌گذارد. گرچه مجرد مجرد است ولی همین نحوۀ اشتداد وجودی و ضعف وجودی خودش حد مجرد است درحالی‌که در بسیط الحقیقه حدی نیست. بنابراین ناچار در اینجا باید به یک مرتبه‌ای بین بسیط الحقیقه و وجود مادی قائل شد که آن مرتبه جامع بین مجرد و وجود مادی خواهد بود و از این نقطه‌نظر سه امتیاز می‌گذارند.

  • ادراک صحیح صدور معلول از ناحیۀ علت

  • علیٰ‌أیّ‌حال در بحث جلسۀ گذشته آنچه که محطّ نظر ما بود و محور بحث بود، ادراک صحیح صدور معلول از ناحیۀ علت بود، ما می‌خواستیم این مطلب را در این بحث مطرح کنیم که اگر این قضیه مطرح بشود دیگر بحث صادر اول و امتیازش از اسماء ذاتیۀ ذات روشن می‌شود. در بحث علیت و معلولیت تمام نکته بر این دور می‌زند که علت به یک مرتبه‌ای تنازل می‌کند که آن مرتبه هم مرتبه‌ای مادون خود است و هم مرتبه‌ای در ذات خود است. این مسئله، مسئلۀ مربوط به علیت است و مثال‌هایی را که زدم خیال می‌کنم این مطلب را می‌رساند. ببینید شخصی را که ما اسمش را علت و فاعل می‌گذاریم به این لحاظ نیست که یک امری را خارج از ذات خود به‌وجود بیاورد بلکه آن امر در ذات خود هست ولی یک رتبۀ نازله‌ای از آن ذات است؛ به عبارت دیگر چیزی خارج از ذات علت به‌وجود نمی‌آید. فرض کنید که می‌گوییم: زدن شخصی توسط من علت برای افتادن او در خارج می‌شود، آنچه که من انجام می‌دهم با آنچه که در خارج انجام می‌گیرد دوتاست! کاری که من می‌کنم این است که وضع خود را تغییر می‌دهم و به وضع جدیدی درمی‌آورم. وقتی که دست من پایین هست، این دست بالا می‌آید، این وضع تغییر پیدا کرد و این دست حرکت می‌کند و از یک نقطه به نقطۀ دیگر می‌آید، همین‌طوری هم که نمی‌شود مگر این شخصی که مرید باشد و به ارادۀ خودش او را پرت کند! ما که از این چیزها بلد نیستیم. این دست ما از اینجا حرکت می‌کند و به یک نفر یا یک سنگ می‌خورد و این سنگ را از این بالا به پایین می‌اندازد.

    1. دیوان حافظ (قزوینی)، غزل 111.