
ادراک صحیح صدور معلول از ناحیه علت
تبیین جایگاه علم و قدرت در بساطت ذات پروردگار
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله علیت و چگونگی صدور معلول از علت میپردازند. بحث با این محور آغاز میشود که فاعل، امری خارج از ذات خود را ایجاد نمیکند، بلکه آنچه در خارج محقق میشود، مرتبه نازلهای از ذات فاعل است. استاد با نقد دیدگاههای رایج در باب صفات الهی، به بررسی این پرسش میپردازند که آیا علم، قدرت و حیات، صفاتی زائد بر ذات هستند یا عین آن. در ادامه، سیر بحث به تفاوت میان اسماء ذاتیه و اسماء فعلیه کشیده میشود و این نکته تبیین میگردد که ظهور صفاتی همچون خالقیت و رازقیت، متوقف بر وجود مابإزاء خارجی است. در نهایت، با تأکید بر حقیقت توحید و عبودیت، این نتیجه حاصل میشود که کمال نهایی بشر در درک وجدانی این حقیقت است که تمامی امور، مستند به فیض و اراده پروردگار بوده و هیچ استقلالی برای غیر او متصور نیست.
ادراک صحیح صدور معلول از ناحیه علت
12ارتباط علم با قدرتِ پروردگار
علم و قدرت عبارت از اسماء ذاتیهای است که اینها از نقطهنظر مفهوم جدای از یکدیگر هستند و از نظر مصداق باز جدای از یکدیگر هستند اما مصداق اینها بهلحاظ اینکه لازمۀ اصل وجود است خود تصور وجود فیحدّنفسه اقتضاء وجود علم و قدرت را میکند و این ترکب در ذات هم لازم نمیآید. علم و قدرت دو وصف زائیدۀ وجود است، دیگر چرا ترکب در ذات لازم بیاید؟! چرا احتیاج یک شیء به امر دیگری بهوجود بیاید؟! خود وجود عبارت از مولّد علم، قدرت، حیات و مولّد راجع به ظهورات خودش است یعنی هم در اصل وجود خودش مولّد است و هم نسبت به ظهورات بقیه در آنجا مولّد است. این مسئلۀ اسماء ثلاثۀ علم و حیات و قدرت در ذات میشود و اما بقیۀ اسماء از اینها ناشی میشوند که آن مرتبۀ صادر اول است و به آن تعلق میگیرد.
آنوقت در آنجا بحث استلزام امکان به ذات و امتناع بالذات دیگر در آنجا نمیآید. مگر بنا بر ممشای قوم که آنها وجود این صادر اول را بهلحاظ اینکه خداوند را متصف به فیاضیت و دوام فیض کردند از آن باب مطلب وارد میشود که در آنجا باز صحبت هست که مسئله به چه نحو است؛ آیا این مسئلۀ دوام فیض اقتضاء میکند در هر مرتبهای که ذات هست آیا وجودات او هم بوده است؟ اگر اینطور باشد این استلزام ممکن بالذات ممتنع بالذات را لازم میآید. بعد جواب مرحوم آخوند در اینجا میآید که امکان ذاتی به ماهیت میخورد و آنچه که وجود ماهیت است امکان وقوعی است و امکان وقوعی مستلزم امتناع ذاتی است یعنی وجود امکان وقوعی مستلزم ضرورت ازلی است و عدم این امکان وقوعی این شیء خارجی، صادر اول، مستلزم امتناع ذاتی است و چون عدم وجود ذات پروردگار محال است پس عدم اشیاء خارجی هم محال است.
اما اگر نه ما این را اثبات نکردیم و این دوام فیض را منافاتی با اختیار فاعل مختار نسبت به او نگرفتیم گرچه منافاتی با وقوع خارجی ندارد اما الزامی هم در اینجا اگر ندیدیم دیگر این اشکال هم برداشته میشود. این یک نکته بود.
