
ادراک صحیح صدور معلول از ناحیه علت
تبیین جایگاه علم و قدرت در بساطت ذات پروردگار
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله علیت و چگونگی صدور معلول از علت میپردازند. بحث با این محور آغاز میشود که فاعل، امری خارج از ذات خود را ایجاد نمیکند، بلکه آنچه در خارج محقق میشود، مرتبه نازلهای از ذات فاعل است. استاد با نقد دیدگاههای رایج در باب صفات الهی، به بررسی این پرسش میپردازند که آیا علم، قدرت و حیات، صفاتی زائد بر ذات هستند یا عین آن. در ادامه، سیر بحث به تفاوت میان اسماء ذاتیه و اسماء فعلیه کشیده میشود و این نکته تبیین میگردد که ظهور صفاتی همچون خالقیت و رازقیت، متوقف بر وجود مابإزاء خارجی است. در نهایت، با تأکید بر حقیقت توحید و عبودیت، این نتیجه حاصل میشود که کمال نهایی بشر در درک وجدانی این حقیقت است که تمامی امور، مستند به فیض و اراده پروردگار بوده و هیچ استقلالی برای غیر او متصور نیست.
ادراک صحیح صدور معلول از ناحیه علت
15استاد: نه، ما داریم به آنها اشکال وارد میکنیم اما بنا بر مبناء خودمان نه. میگوییم که ذات در تغیّرش نسبت به خودش از بساطت خارج نمیشود و هرچه هم باشد از بساطت خارج نمیشود. تغیّر موجب خروج از بساطت، و ترکب نیست ولی تغیّر که هست، ما به آن تغیّر کار داریم، نه ترکّب.
تلمیذ: تغیّر بر مبنای حضرتعالی که هر مفهومی مصداقی برای خودش میطلبد و مابإزاء میخواهد...
عینیت معلول با علت در رتبۀ مادون
استاد: خب بله، برگشت تمام اینها به علم و قدرت است و ما هم همین را میگوییم؛ میگوییم که تمام آنچه در عالم خارج بروز و ظهور دارد برگشتش به این سه اسم است. این سه اسم هم لازمۀ ذات است بنابراین معلول عین علت است منتها در رتبۀ مادون، ما هم همین را میگوییم و مشکلی پیش نمیآید.
تلمیذ: معلول عین ذات است در رتبۀ مادون؟!
استاد: بله، در رتبۀ مادون، فقط با یک تغیّر! در ذات تغیر پیدا شد!
تلمیذ: اینهمه دعوا که مرحوم سید احمد کربلایی با کمپانی میکردند...
استاد: ما با کسی دعوا نداریم!
تلمیذ: اینها که دعوا میکردند عینیت صفات با ذات است که یکی میگفت: نه عین هم نیست پس بیخود است. باید بگوییم که آقا همان را که تو میگویی صفات است آنهم عین ذات است. دعوا نداریم.
استاد: مرتبهاش مرتبۀ مادون است.
تلمیذ: مرتبه را ما از ذات خارج میکنیم؟
استاد: خارج نمیکنیم.
تلمیذ: آیا در خود ذات بهعنوان یک امر لحاظی است یا یک امر واقعی است؟!
استاد: نه لحاظِ واقع است. در عالم تخیل که صحبت نمیکنیم ما میخواهیم بگوییم: آنچه که در ذات اتفاق میافتد آن مرتبۀ تغیّر هرچه هست در خود ذات دارد شکل میگیرد و جدای از این ظرف چیزی در عالم خارج وجود ندارد.
بساطت وجود در خودش دارد تغییروتبدل ایجاد میکند و چیزی از خودش بیرون جدا نمیکند. اینها دارند بیرون جدا میکنند یعنی مرحوم کمپانی و اینها دارند بین خلق و علت جدایی میاندازند بهخاطر آن که آن مرتبۀ ذات را خیلی دوست دارند و نمیخواهند بر دامن کبریائیت خدا گردی بنشیند، دارند این دوتا را از هم جدا میکنند. سید احمد میگفت: همه یکی است و بیخود شما اینقدر چیز نکنید! آن وجود بسیط را اگر ما قائل بشویم و صرافتش را قائل بشویم متوجه میشویم که آن وجود عبارت از همان حقیقت بسیطی است که آن در مرتبۀ بساطت خودش هیچگونه تغیروتبدلی ندارد. بله، خود را به تغیروتبدل درآورده است. درآورده است غیر از این است که در آنجا تغیروتبدل راه دارد؛ یعنی این است که خود را به تغیّر درمیآورد! این است که خود را به تبدل درمیآورد! همینکه این است که به تبدل درمیآورد یعنی دو رتبه!
