
ادراک صحیح صدور معلول از ناحیه علت
تبیین جایگاه علم و قدرت در بساطت ذات پروردگار
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله علیت و چگونگی صدور معلول از علت میپردازند. بحث با این محور آغاز میشود که فاعل، امری خارج از ذات خود را ایجاد نمیکند، بلکه آنچه در خارج محقق میشود، مرتبه نازلهای از ذات فاعل است. استاد با نقد دیدگاههای رایج در باب صفات الهی، به بررسی این پرسش میپردازند که آیا علم، قدرت و حیات، صفاتی زائد بر ذات هستند یا عین آن. در ادامه، سیر بحث به تفاوت میان اسماء ذاتیه و اسماء فعلیه کشیده میشود و این نکته تبیین میگردد که ظهور صفاتی همچون خالقیت و رازقیت، متوقف بر وجود مابإزاء خارجی است. در نهایت، با تأکید بر حقیقت توحید و عبودیت، این نتیجه حاصل میشود که کمال نهایی بشر در درک وجدانی این حقیقت است که تمامی امور، مستند به فیض و اراده پروردگار بوده و هیچ استقلالی برای غیر او متصور نیست.
ادراک صحیح صدور معلول از ناحیه علت
17استاد: باید خیلی چیزها را بیاوریم! حالا میرسیم! آرامآرام! آقا این دنیا نرسیدیم آن دنیا به آن میرسیم مشکلی نیست. آن دنیا چنان وحدتی به ما بفهمانند که یاد دوران طفولیت بیفتیم!
تلمیذ: یعنی واقعاً آن کسانی از کملین که موحد هستند در یک مرحلهای، مگر آن دنیا به آن مغزای مطلب نرسیدهاند یعنی باز عرفاء در آنجا مشکل دارند؟!
استاد: آنها هم تربیت میشوند حرکت میکنند.
تلمیذ: جدی عرفاء مراحل و مراتبی که هست، آنجا هیچ صعودی ندارند؟
استاد: مشکل ندارد آنها هم تربیت میشوند، آنها هم باز حرکت میکنند.
تلمیذ: تربیت یعنی بالأخره همان ...
استاد: آقا سید علی لواسانی میگفت: طرف یک کار کرد و بعد گفت: غصه نخور، عوضش دیگر بعدش مشکل نیست! شما حالا آنطرف مشکلی ندارید! یعنی در تحت افاضۀ علوم و سایر مسائل هستند. حتماً که نیمسوز نیست!! آن برای ماست! مسئلۀ عرفا و تربیت و کیفیت سیر آنها براساس ظرفیتی که دارند همان چه را که در اینجا میبایست حرکت کنند تا به آن برسند در آنجا هم دارند منتها به تناسب موقعیت و اطواری که برایشان هست یعنی یک نحوه تربیت خاص که ملازم با سعۀ وجودی هست برای آنها در آنجا ادامه دارد.
تلمیذ: حتی برای کسانی که فناء ذاتی پیدا کردند؟!
استاد: نه.
تلمیذ: پس این اختلاف در ظرفیت باقی میماند و نمیشود کاری کرد؟
استاد: بله.
تلمیذ: آنهایی که قرار بود به فناء برسند پس در آنجا هم هست؟
استاد: بله.
تلمیذ: همان نیمسوز میشود و جلال همان است!
استاد: نه آقا. جلال خب فرق میکند! عرض کردم بالأخره در تحت همین تربیتهایی که باید در همینجا بگذرانند در آنجا میگذرانند.
تلمیذ: فرمودید که اینجا راحتتر است تا آنجا ...
استاد: اگر منظور عذاب و عقاب است که اصلاً برای آنها معنا ندارد. اگر منظور تربیت و گرفتاری و ضیق است، بله ممکن است باشد و او از خدایش هم هست که اینها را ببیند تااینکه به آن مراتب برسد.
