اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ادراک صحیح صدور معلول از ناحیه علت

تبیین جایگاه علم و قدرت در بساطت ذات پروردگار

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله علیت و چگونگی صدور معلول از علت می‌پردازند. بحث با این محور آغاز می‌شود که فاعل، امری خارج از ذات خود را ایجاد نمی‌کند، بلکه آنچه در خارج محقق می‌شود، مرتبه نازله‌ای از ذات فاعل است. استاد با نقد دیدگاه‌های رایج در باب صفات الهی، به بررسی این پرسش می‌پردازند که آیا علم، قدرت و حیات، صفاتی زائد بر ذات هستند یا عین آن. در ادامه، سیر بحث به تفاوت میان اسماء ذاتیه و اسماء فعلیه کشیده می‌شود و این نکته تبیین می‌گردد که ظهور صفاتی همچون خالقیت و رازقیت، متوقف بر وجود مابإزاء خارجی است. در نهایت، با تأکید بر حقیقت توحید و عبودیت، این نتیجه حاصل می‌شود که کمال نهایی بشر در درک وجدانی این حقیقت است که تمامی امور، مستند به فیض و اراده پروردگار بوده و هیچ استقلالی برای غیر او متصور نیست.

ادراک صحیح صدور معلول از ناحیه علت

5
  • خدا به حضرت ابراهیم یک بصیرت داد و انکشافی شد و برایش روشن شد و دید که در یک غرفه زنا می‌کنند. گفت: عجب آدم‌هایی هستند عجب فلان بی‌دین و لامذهب هستند! خدایا آنها را بزن و بکش! بدبخت‌ها مردند!1 خلاصه هنوز لقمه از گلویشان پایین نرفته بود مردند! یک‌دفعه دوباره نگاه کرد و دید دوباره یک جای دیگر زنا می‌کنند. گفت: عجب مملکتی است! خوب بود می‌آمد الآن را می‌دید، اگر الآن را می‌دید که ایران را برمی‌داشت! خلاصه گفت عجب! خدایا چرا اینها این‌طوری می‌کنند؟! خدایا بزن اینها را بکش، اینها دین ندارند فلان ندارند و برخلاف ناموس خلقت عمل می‌کنند. یک صاعقه‌ای آمد و خلاصه عزرائیل هم که دم در منتظر است، ترتیبشان را داد! خلاصه دوباره یک جا نگاه کرد تا آمد سومی را داد بزند، خدا گفت چه خبر است؟! پس من این غفوریت و رحمانیت و غفاریت را برای چه کسی گذاشته‌ام؟! تو داری چپ و راست می‌گویی بکشید و فلان کنید! خوب بود به اینجا می‌آمدی و قاضی دادگاه ما می‌شدی، به قول مشهدی‌ها همه را از یک کنار درو می‌کردی! من غفاریت خودم را [برای همین‌ها] گذاشته‌ام! بنده است اشتباه می‌کند و یک خطایی انجام می‌دهد و ما او را می‌بخشیم، اینکه این‌قدر اهن و تلپ2 ندارد! دیگر تو خیلی برایت چیز شده است. هست و دست نمی‌زند؛ در عین اینکه غیرت دارد درعین‌حال عطوفت و رحمت و اینها هم دارد.

  • علیٰ‌أیّ‌حال خدا خواست به او نشان بدهد که شما خیلی هنوز کار دارید! یک کمی گیر آوردی و این‌قدر دادوبیداد می‌کنی، ما همه چیز را می‌بینیم و صدایمان درنمی‌آید! تو چشمت را صبح باز کردی دیدی ای بابا مثلاً یک مسائلی هست. نظام عالم که فقط بستگی به دوتا گناه گناهکار و اینها نیست! آن براساس [چیزهای دیگر است].

  • لذا در روایت هم داریم و خیلی روایت عجیبی است! داریم: برای اینکه غفاریت و راحمیت خودم را اثبات کنم، اگر عده‌ای نباشند که گناه کنند و بعد توبه کنند، من خلق می‌کنم که گناه کنند تااینکه آنها را ببخشم و آن اثبات غفاریت و جنبۀ راحمیت و اینها باشد!3 و این خیلی دقیق است! انسان نباید به خودش بگیرد! واقعاً در بعضی از اوقات عُجب انسان را می‌گیرد! حتی روایت از امام علیه‌السّلام است که در بعضی از موارد خدا نمی‌گذارد انسان نماز شب بخواند تا آنکه عُجب او را نگیرد و متوجه باشد و پی به استکانت و ذلت و قصور خودش از قیام به عبادت و واجب پی ببرد و این‌طور تصور نکند که خلاصه من هستم!4 چون علیٰ‌ایّ‌حال نفس این است و بخواهیم و نخواهیم این است یعنی دو روز بلند شود و دوتا یا هو و یا الله بگوید، خلاصه با آن قضیه مغرور می‌شود!

    1. بحارالأنوار، ج ۹، ص ۲۷۷؛ الاحتجاج، ج ۱ ، ص ۳5؛
    2. لغت‌نامه دهخدا: «اهن و تلپ: دم و دستگاه، شور وولوله، تبختر و تکبر.»
    3. .تفسیر نور الثقلین، ج ۱، ص ۲۱5.
    4. الکافی، ج ۲، ص 6۰.