
ادراک صحیح صدور معلول از ناحیه علت
تبیین جایگاه علم و قدرت در بساطت ذات پروردگار
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله علیت و چگونگی صدور معلول از علت میپردازند. بحث با این محور آغاز میشود که فاعل، امری خارج از ذات خود را ایجاد نمیکند، بلکه آنچه در خارج محقق میشود، مرتبه نازلهای از ذات فاعل است. استاد با نقد دیدگاههای رایج در باب صفات الهی، به بررسی این پرسش میپردازند که آیا علم، قدرت و حیات، صفاتی زائد بر ذات هستند یا عین آن. در ادامه، سیر بحث به تفاوت میان اسماء ذاتیه و اسماء فعلیه کشیده میشود و این نکته تبیین میگردد که ظهور صفاتی همچون خالقیت و رازقیت، متوقف بر وجود مابإزاء خارجی است. در نهایت، با تأکید بر حقیقت توحید و عبودیت، این نتیجه حاصل میشود که کمال نهایی بشر در درک وجدانی این حقیقت است که تمامی امور، مستند به فیض و اراده پروردگار بوده و هیچ استقلالی برای غیر او متصور نیست.
ادراک صحیح صدور معلول از ناحیه علت
6حقیقت توحید و مخّ عرفان
نهایت سیر بشر!
حقیقت توحید و رسیدن به مسئله و مخّ عرفان این است که انسان همۀ امور را واقعاً و بالوجدان مستند به او ببیند و بداند نهتنها بداند، ببیند و وجدان کند! به عبارت دیگر این عرفا که آمدند، بگویم که تمام مرتبه و فخر عرفا به چه چیزی است؟ خیال نکنید آنها خودشان را نسبت به ما برتر میدانند و خیلی بالا بالا تصور میکنند، تمام فخر عرفا به این است که ما هیچ چیزی از خودمان نداریم و هرچه هست از اوست؛ یعنی نهایت سیر بشر به اینجاست. به اینجا میرسد که میگوید: ما چیزی از خود نداریم و هرچه هست افضال و انعام و فیض پروردگار است، این نهایت کمال است! هر شخصی که در این مسئله راسختر باشد کمال او بیشتر است.
نهایت کمال پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم
لذا وصف مهم پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم عبودیت است؛ أشهد أنّ محمداً عبدُه، این عبد است! این وصف اوست، این نهایت کمال پیغمبر است. نهایت کمال پیغمبر این است که بفرماید: «الفقر فخری»،1 مسئله این است! ما تا به اینجا برسیم، دم شتر به زمین میرسد!
إنشاءالله که مشمول لطف پروردگار و دستگیری ائمه علیهالسّلام و دعای خیر بزرگان و اولیاء هستیم ولی صحبت این است که تا مطلب به آنجا برسد یکییکی به عبارت دیگر همانطوریکه مرحوم آقای حداد فرمودند یکییکی در سلوک حذف میکنیم نهاینکه اضافه کنیم! مدام جلوتر میرویم و یک پیراهن درمیآوریم و کنار میاندازیم نهاینکه مدام اضافه کنیم و یک پیراهن بپوشیم و دوباره یک لباس دیگر بپوشیم تا اندازۀ [توپ] بشویم! الآن اینقدر هستیم و آنقدر لباس پوشیدیم که اصلاً نمیتوانیم از اینجا بیرون برویم. اگر کسی با چشم بصیرت نگاه کند، [میبیند که] از اینجا تا طهران لباس پوشیدیم و یکییکی باید اینها را دربیاوریم! لباسهای کلفت و نازک را درمیآوریم و یک سانت جلو میرویم جلو، یک سانت!
- .عدة الداعی و نجاح الساعی، ج 1، ص 123؛ مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 11، ص 173.
