اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ادراک صحیح صدور معلول از ناحیه علت

تبیین جایگاه علم و قدرت در بساطت ذات پروردگار

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله علیت و چگونگی صدور معلول از علت می‌پردازند. بحث با این محور آغاز می‌شود که فاعل، امری خارج از ذات خود را ایجاد نمی‌کند، بلکه آنچه در خارج محقق می‌شود، مرتبه نازله‌ای از ذات فاعل است. استاد با نقد دیدگاه‌های رایج در باب صفات الهی، به بررسی این پرسش می‌پردازند که آیا علم، قدرت و حیات، صفاتی زائد بر ذات هستند یا عین آن. در ادامه، سیر بحث به تفاوت میان اسماء ذاتیه و اسماء فعلیه کشیده می‌شود و این نکته تبیین می‌گردد که ظهور صفاتی همچون خالقیت و رازقیت، متوقف بر وجود مابإزاء خارجی است. در نهایت، با تأکید بر حقیقت توحید و عبودیت، این نتیجه حاصل می‌شود که کمال نهایی بشر در درک وجدانی این حقیقت است که تمامی امور، مستند به فیض و اراده پروردگار بوده و هیچ استقلالی برای غیر او متصور نیست.

ادراک صحیح صدور معلول از ناحیه علت

7
  • مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ می‌فرمودند که آن شخص خیال کرده بود که حالا دیگر کارش تمام است، شب در خواب دیده بود که یک سنگ بزرگی هست و این سنگ بزرگ روی سینه‌اش هست و با میخ به زمین پیچ شده است و یکی از این پیچ‌ها کمی شل شده است فقط همین! بقیه سفت و محکم هستند. کمی شل شده و خیال کرده رسیده است! و اینکه من خدمتتان می‌گویم الآن در این زمان به چشم می‌بینیم و این حرف‌ها شوخی نیست! یعنی طرف یک مقداری پیچش شل شده و خیال کرده رسیده است! یک مقدار شل شده است، همین! قضیه این است. هنوز خیلی کار داریم! حالا لطف او بیاید و یک‌مرتبه جرقه بزند و همه چیز را بسوزاند، آن یک مطلب دیگر است! او دیگر خودش می‌داند چه‌کار کند، ما دیگر نمی‌دانیم، دیگر کار او را نمی‌دانیم! ﴿لَا يُسۡ‍َٔلُ عَمَّا يَفۡعَلُ وَهُمۡ يُسۡ‍َٔلُونَ﴾.1 این مرتبه است.

  • عدم ترکب ذات با انتزاع حیات از آن

  • بنابراین روی این حساب بحث روی صادر اول بر چه محوری تعلق می‌گیرد؟! اینکه می‌گویند: آیا عالمیت یا قادریت معلول برای ذات است یااینکه از اسماء لازمۀ ذات است یااینکه عین ذات است و مفهوماً باهم اختلاف دارند اما مصداقاً یکی هستند، روی این جهت به‌دنبال این مطلب این بحث را قرار دادیم یعنی نتیجۀ این قضیه قرار دادیم. ببینید وقتی که ما نگاه به ذات کنیم می‌بینیم که ذات اولاًبلااول اولین وصفی که از آن ذات نشئت می‌گیرد جنبۀ حیات است که می‌گوییم: ذات حی است و این انتزاع حیات از ذات موجب ترکب ذات نخواهد شد یعنی وقتی که ما از ذات حیات را انتزاع می‌کنیم و هو الحیُّ القیوم را نسبت به او می‌دهیم، حیّ‌ است که آن حی جنبۀ قیومیت و اقتدار بر وجود دارد، آن حی را به پروردگار نسبت می‌دهیم و دیگر کسی نمی‌تواند بگوید که این حی و این وصف موجب ترکب بر ذات است. چرا؟ چون حیات عبارت از نفس وجود شیء است چه اینکه شما بگویید: وجود شیء و چه اینکه بگویید: حیات شیء، هردو یکی است الاّ اینکه وجود شیء در اصطلاح به نفسِ تحقق او ولو لحظةً‌ما می‌گویند و حیات به بقاء آن تحقق می‌گویند استمراراً! و اگر آن بقاء و علت محدثه را همان علت مبقیه و مستمر بدانیم بنابراین در هر لحظه وجودی در خارج محقق است و به‌واسطۀ آن وجود، حیات هم در خارج محقق است؛ به عبارت دیگر اینجاست که می‌گوییم: حیات و نفس وجود هردو یک امر است مصداقاً! مصداقاً یکی است الاّ اینکه در واقع به حیات به‌عنوان استمرار وجود می‌گویند و وجود و موجودیت به عنوان نفس حدوث می‌گویند؛ به عبارت دیگر چیزی که در یک لحظه موجود شد و بعد منعدم شد نمی‌گویند که این حیات داد بلکه می‌گویند: یک لحظه حیات پیدا کرد. بچه‌ای که به دنیا بیاید و گریه کند و بعد هم از دنیا برود، می‌گویند: یک لحظه حیات داشت. یااینکه می‌گویند: یک لحظه به اینجا وجود نفسی و وجود تعلقی داشت و بعد از دنیا رفت.

    1. . سوره انبیاء (21) آیه 23. الله شناسی، ج 3، ص 252:
      «خداوند از کارى که مى‌کند مورد پرسش و مؤاخذه قرار نمى‌گیرد و ایشان هستند که مورد پرسش و مؤاخذه واقع مى‌شوند.»