اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نسبت صفات الهی با ذات احدیت

تبیین جایگاه علم، قدرت و حیات در مقام ذات و ظهور

14٬041
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق نسبت میان ذات پروردگار و صفات کمالیه مانند علم، قدرت و حیات می‌پردازند. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که اگر ذات الهی بسیط و واحد است، چگونه می‌توان صفات متعددی را به آن نسبت داد بدون آنکه ترکبی در ذات حاصل شود. ایشان با تفکیک میان مقام ذات و مقام ظهور، توضیح می‌دهند که صفات الهی در مرتبه ذات، عینیت با حقیقت وجود دارند، اما در مقام ظهور و بروز، به دلیل اقتضای علیت و فاعلیت، به صورت صفات کلیه متجلی می‌شوند. در ادامه، تفاوت دیدگاه عرفا و فلاسفه در این زمینه بررسی شده و این نکته تبیین می‌گردد که بروز صفات در مقام واحدیت، به معنای محدود شدن ذات نیست، بلکه نشان‌دهنده تنازل وجودی برای تحقق فاعلیت است. در نهایت، ایشان با رفع شبهه پیرامون علم حصولی و حضوری، حقیقت فناء و بقاء را به عنوان مراتب کمالی ادراکِ ذات تبیین می‌کنند.

نسبت صفات الهی با ذات احدیت

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق نسبت میان ذات پروردگار و صفات کمالیه مانند علم، قدرت و حیات می‌پردازند. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که اگر ذات الهی بسیط و واحد است، چگونه می‌توان صفات متعددی را به آن نسبت داد بدون آنکه ترکبی در ذات حاصل شود. ایشان با تفکیک میان مقام ذات و مقام ظهور، توضیح می‌دهند که صفات الهی در مرتبه ذات، عینیت با حقیقت وجود دارند، اما در مقام ظهور و بروز، به دلیل اقتضای علیت و فاعلیت، به صورت صفات کلیه متجلی می‌شوند. در ادامه، تفاوت دیدگاه عرفا و فلاسفه در این زمینه بررسی شده و این نکته تبیین می‌گردد که بروز صفات در مقام واحدیت، به معنای محدود شدن ذات نیست، بلکه نشان‌دهنده تنازل وجودی برای تحقق فاعلیت است. در نهایت، ایشان با رفع شبهه پیرامون علم حصولی و حضوری، حقیقت فناء و بقاء را به عنوان مراتب کمالی ادراکِ ذات تبیین می‌کنند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نسبت صفات الهی با ذات احدیت

8
  • استاد: می‌توانیم بگویم که یک خلطی بین علم حضوری و حصولی در مطلب شما شد. اگر این قضیه باز بشود دیگر این مسئله هم روشن می‌شود. ببینید یک وقتی منظور ما از علم عبارت از ادراک است؛ نفسِ ادراک! یک عبارتی ابن‌سینا در بحث نفس دارد که یکی از ادلۀ تجرد نفس را همان علم حضوری می‌شمارد. ایشان می‌گوید: فرض کنید ما خودمان را در هوا معلق بدانیم و هیچ عضوی از اعضاء ما تماسی با عضو دیگر نداشته باشد یعنی فرض بکنید که ما در هوا معلق هستیم و اصلاً اطلاع نداریم بر اینکه دست داریم یا مثلاً دست ما به پای ما نخورد که تا بخورد یک احساسی در ما پیدا می‌شود که این علم حصولی می‌شود. یااینکه فرض بکنید یک‌دفعه دست به این دست بخورد متوجه می‌شویم که این چه بود؟! بعد این می‌شود علم حصولی. نه به یک نحوی خودمان را در هوا معلق فرض کنیم که هیچ عضوی از اعضاء تماسی باهم نداشته باشند و هیچ‌گونه صرافتی به وجود و بدن مادی در خودمان نبینیم. در آن موقع که احساس متوجه بدن نیست در آن موقع چه حالی داریم؟! به خود نفس آن وجود که عبارت از روح است در آنجا آیا التفات داریم یا نداریم؟! آیا ادراکی می‌کنیم یا نمی‌کنیم؟! این علم حضوری می‌شود و این را ایشان از باب تجرد نفس دلیل می‌آورد بر اینکه اگر مسئله مسئلۀ ماده باشد باید علم ماده هم علم حصولی باشد و یک متعلَّق باید داشته باشد یعنی این جنبۀ مادی ما باید معلومِ بالعرض داشته باشد درحالی‌که معلوم بالعرض ما بدن نیست.1 یعنی ما وقتی که همین‌طوری تصور می‌کنیم، الآن من که خودم را تصور می‌کنم تصور می‌کنم پا دارم، دست دارم، سر دارم، بدن دارم و با اینها من خودم را تصور می‌کنم.

  • کیفیت توجه به نفس

  • حالا اگر ما خیلی دقیق بشویم و با یک تمرکز ذهنی خود انصراف به بدن را از ذهن خودمان بیرون بیاوریم و به عبارت دیگر همین توجه به نفسی که بزرگان دستور می‌دهند، در این توجه به نفس شما چه چیزی را در خودتان می‌یابید؟! آیا اینکه دست و پا دارید می‌یابید یااینکه ناخن‌هایتان را هنوز گرفته‌اید یا نگرفته‌اید؟ این چیزها که با توجه به نفس منافات دارد. در این توجه به نفس غیر از یک ذاتی که آن ذات حتی علم ندارد و حتی قدرت ندارد، با این مسئله شما توجه به نفس می‌کنید و برخورد می‌کنید. یعنی نفسی را درنظر می‌گیرید که در او علم و قدرت و حیات نخوابیده است. آن جنبۀ توجه عبارت از علم و قدرت است یعنی در این حالتی که شما این حال را دارید یعنی در آن حالت علم دارید و دارید علمتان را إعمال می‌کنید و در آن حالت شما قدرت دارید و در آن حالت شما حیات دارید یعنی ما هستیم که الآن یک هم‌چنین اسمائی را از یک هم‌چنین حالی انتزاع می‌کنیم؛ چون در این حال است پس علم دارد.

    1. . الإشارات و التنبیهات، ج 1، ص 80؛ شرح الإشارات و التنبیهات، حکیم طوسى، ج 2، ص 293.
/