اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نسبت امکان ذاتی و امکان وقوعی در تناهی عالم

تحلیل تفاوت‌های هستی‌شناختی در براهین اثبات تناهی ابعاد

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان «امکان ذاتی» و «امکان وقوعی» در مباحث فلسفی، به‌ویژه در مسئله تناهی ابعاد عالم می‌پردازند. بحث با بررسی مبنای قوم در استلزام ممکن بالذات و ممتنع بالذات آغاز شده و به نقد دیدگاه‌های رایج درباره تناهی یا عدم تناهی مکان و ابعاد مادی کشیده می‌شود. استاد با تفکیک میان اعتبار ماهیت در مقام ذات و تحقق آن در مقام واقع، توضیح می‌دهند که چرا برخی استدلال‌ها در قیاس خلف دچار خلط مبحث می‌شوند. در ادامه، ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به فیض الهی و تناهی اجرام، بر این نکته تأکید می‌کنند که اثبات امکان ذاتی برای یک امر، لزوماً به معنای امکان وقوعی آن در خارج نیست. این جلسه با ارائه راهکاری برای حل تعارض میان امکان ذاتی و امتناع بالذات در براهین فلسفی به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد چگونه می‌توان میان ضرورت‌های عقلی و واقعیت‌های خارجی جمع‌بندی کرد.

نسبت امکان ذاتی و امکان وقوعی در تناهی عالم

8
  • در اجتماع نقیضین، اجتماع نقیضین فی‌حدّنفسه نه ممکن بالذات و نه ممتنع بالذات و نه واجب بالذات است. اجتماع نقیضین، اجتماع نقیضین است؛ یعنی به حمل اوّلی نفس همان ماهیت و تعریف بر این موضوع حمل می‌شود بدون یک امر دیگر. اما اگر می‌خواهید اجتماع نقیضین را در خارج بیاورید این دیگر امکان ذاتی به او حمل نمی‌شود و این امتناع بالذات است.

  • بنابراین ایراد این مسئله که ممکن است امکان ذاتی داشته باشیم ولی امکان وقوعی ندارد در اینجا عقلاً مستحیل است الاّ در یک جا و آن جایی است که وقتی این ماهیت را از آن جنبۀ علتش صرف‌نظر کنیم نسبتش را به وجود متساوی الطرفین می‌دانیم؛ یعنی الآن این متساوی الطرفین است ولی وقتی که می‌خواهیم در عالم خارج تصور کنیم، نگاهی به علت او و عدم علت او می‌کنیم می‌بینیم علت او وجود ندارد در اینجا می‌گوییم که امکان وقوعی ندارد. چرا امکان وقوعی ندارد؟! چون علت او نیست. مگر اینکه علت او بیاید می‌گوییم که نه‌خیر، علت وقوعی هم دارد. پس این فرق انداختن بین امکان ذاتی و اثبات امکان ذاتی برای یک شیئی و رفع امکان وقوعی از آن شیء در خود ذات و ماهیت یک امری عملاً بلا وجه و بلا دلیل خواهد بود. هرجا که امکان وقوعی باشد در آنجا امکان ذاتی هست و در هر ذاتی که امکان ذاتی به آن حمل بشود امکان وقوعی در آنجا دارد درصورتی‌که علت او بتواند وجود پیدا بکند. امکان وقوعی یعنی مانعی برای علتش در خارج نیست و مانعی ندارد که این در خارج وجود داشته باشد. یعنی اگر علتش باشد این‌هم هست و اگر علتش نباشد این‌هم نیست ولی در امکان ذاتی نظر به علت نیست و نظر به خود این ماهیت است که در خارج وجود پیدا بکند و به علت آن کاری نداریم. اینجاست که ما در مواردی که خود نفس تصور ماهیت فی‌حدّنفسه اقتضاء عدم وجود را می‌کند نمی‌توانیم او را متصف به امکان ذاتی بکنیم. بنابراین این مطلبی را که ایشان در بحث تناهی ابعاد می‌فرمایند خالی از تأمل نیست!