اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نسبت امکان ذاتی و امکان وقوعی در تناهی عالم

تحلیل تفاوت‌های هستی‌شناختی در براهین اثبات تناهی ابعاد

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان «امکان ذاتی» و «امکان وقوعی» در مباحث فلسفی، به‌ویژه در مسئله تناهی ابعاد عالم می‌پردازند. بحث با بررسی مبنای قوم در استلزام ممکن بالذات و ممتنع بالذات آغاز شده و به نقد دیدگاه‌های رایج درباره تناهی یا عدم تناهی مکان و ابعاد مادی کشیده می‌شود. استاد با تفکیک میان اعتبار ماهیت در مقام ذات و تحقق آن در مقام واقع، توضیح می‌دهند که چرا برخی استدلال‌ها در قیاس خلف دچار خلط مبحث می‌شوند. در ادامه، ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به فیض الهی و تناهی اجرام، بر این نکته تأکید می‌کنند که اثبات امکان ذاتی برای یک امر، لزوماً به معنای امکان وقوعی آن در خارج نیست. این جلسه با ارائه راهکاری برای حل تعارض میان امکان ذاتی و امتناع بالذات در براهین فلسفی به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد چگونه می‌توان میان ضرورت‌های عقلی و واقعیت‌های خارجی جمع‌بندی کرد.

نسبت امکان ذاتی و امکان وقوعی در تناهی عالم

3
  • مبنای اعتباری بودن مکان و زمان

  • بنابراین اگر فرض کنیم ـ البته این بحث در بحث امکان ذاتی می‌آید ـ یک کرۀ ارضی توان این را داشته باشد که حرکت کند و تا وقتی نیرو و انرژی دارد به حرکت خودش ادامه بدهد و در این حرکت بیاید از منظومۀ شمسی هم رد شود و برود به سیارگان و ستارگان هم برسد و از آنها هم رد شود و کهکشان‌ها را هم رد کند یکی‌یکی رد شود و همین‌طور به حرکت خود ادامه بدهد آیا می‌توانیم بگوییم این کره دارد در عدم، حرکت می‌کند؟! دیگر معنا ندارد! تا وقتی بنزینش تمام شود همین‌طور دارد می‌رود و هرجا که می‌رود مکان می‌سازد یعنی در واقع در مکان دارد حرکت می‌کند، در یک فضایی حرکت می‌کند که با خودش و با وجود خودش آن مکان ساخته می‌شود و اگر این کره حرکت نکند حالا مقصدی که این کره یا جرم سماوی می‌خواهد در آن حرکت کند الآن آن مقصد را تصور کنیم، مقصدی که در آنجا هیچ چیزی نیست آیا الآن در آنجا مکان هست یا مکان نیست؟! الآن مکانی نیست و عدم هست. این مبنای اعتباری بودن مکان و زمان است که روی این قضیه خیلی باید صحبت و بحث بشود و کتاب‌های متفاوت و زیادی نوشتند و در همین اخیراً هم راجع به این قضیۀ حقیقی بودن یا اعتباری بودن آن مطالبی بیان شده است. این راجع به این قضیه است که نفسِ عدم تناهی در وهلۀ اول امکان ذاتی را اثبات می‌کنند. حالا فرض کنید این مکان را هم یک امر حقیقی بدانیم بالأخره این امر حقیقی تمام می‌شود یا نمی‌شود؟! سقفی دارد یا ندارد که بعد از او دیگر هیچ باشد؟! این منزل الآن حدود دارد، وقتی که در این منزل را باز می‌کنیم دیگر حدود منزل تمام می‌شود و بعد شارع و کوچه می‌شود و بعد حد دیگر شروع می‌شود. اگر مکان را یک امر حقیقی و واقعی دانستیم و نفسِ آن عرض را در حقیقتش یک مستقل بالذات دانستیم گرچه تعلقش به جرم عرض است ولی به خود او استقلال دارد اگر به این نحو دانستیم، آیا تناهی دارد یا ندارد؟ در آنجا اثبات می‌شود که بله، این متساوی الطرفین است و ممکن است بگوییم که تناهی نداشته باشد یعنی در تحقق تناهی می‌توانیم امکان ذاتی آن را در اینجا ثابت بکنیم اما وقتی که در باب برهان می‌آییم در آنجا آن قاعدۀ حصر بین حاصرین درنظر می‌گیریم ـ در آنجا هم حالا به‌نحو اجمال عرض می‌کنیم و بعداً مرحوم حاجی هم این را در منظومه آورده است ـ که اگر دو نقطه‌ یک نقطۀ مبدأ و یک نقطۀ مقصد را تصور بکنیم محال است که در دو محصور بین حاصرین این نامتناهی در آنجا قرار بگیرد و باید قطعاً تناهی در آنجا وجود داشته باشد. پس در نقطۀ اول فرض کنید زمین [وجود دارد] و در نقطۀ دوم فلان قمر [وجود دارد]. بالأخره یک نقطه را می‌توانیم درنظر بگیریم. در این دو نقطه آیا حصر بین این دو نقطه متناهی است یا نامتناهی است؟! قطعاً متناهی خواهد بود. بنابراین باز این نقطه را با نقطۀ دیگر درنظر بگیریم بالأخره در هرجا برویم این مسئلۀ تناهی با ما خواهد آمد نه‌اینکه مسئلۀ نامتناهی با ما خواهد آمد.