
نسبت امکان ذاتی و امکان وقوعی در تناهی عالم
تحلیل تفاوتهای هستیشناختی در براهین اثبات تناهی ابعاد
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان «امکان ذاتی» و «امکان وقوعی» در مباحث فلسفی، بهویژه در مسئله تناهی ابعاد عالم میپردازند. بحث با بررسی مبنای قوم در استلزام ممکن بالذات و ممتنع بالذات آغاز شده و به نقد دیدگاههای رایج درباره تناهی یا عدم تناهی مکان و ابعاد مادی کشیده میشود. استاد با تفکیک میان اعتبار ماهیت در مقام ذات و تحقق آن در مقام واقع، توضیح میدهند که چرا برخی استدلالها در قیاس خلف دچار خلط مبحث میشوند. در ادامه، ایشان با نقد نگاههای سطحی به فیض الهی و تناهی اجرام، بر این نکته تأکید میکنند که اثبات امکان ذاتی برای یک امر، لزوماً به معنای امکان وقوعی آن در خارج نیست. این جلسه با ارائه راهکاری برای حل تعارض میان امکان ذاتی و امتناع بالذات در براهین فلسفی به پایان میرسد تا مخاطب دریابد چگونه میتوان میان ضرورتهای عقلی و واقعیتهای خارجی جمعبندی کرد.
نسبت امکان ذاتی و امکان وقوعی در تناهی عالم
1درس دویست و سی و سوم
نسبت امکان ذاتی و امکان وقوعی در مسئلۀ تناهی و عدم تناهی عالم (1)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
فَإن قُلتَ فَعلَى ما ذَکرتَ مِن جَوازِ العَلاقةِ اللزومیةِ بَینَ المُمکنِ و المُمتنِعِ بِالوَجهِ الذی ذَکَرت کَیفَ یَصحُّ استعمالُ نَفیِ هذا الجوازِ فی القیاسِ الخُلفی حَیثُ یَثبتُ بهِ استحالةُ شَیءٍ لاستلزامِ وقوعهِ مُمتنعاً بِالذّات.1
روی مبنایی که مطرح شد البته همانطوریکه عرض شد مسئله و مبنای مرحوم آخوند در استلزام ممکن بالذات و ممتنع بالذات یا واجب بالذات، وجود ممکن بالذات مستلزم وجوب بالذات است و عدم ممکن بالذات مستلزم عدم امتناع بالذات است. بنا بر ممشا و مبنای قوم [اینطور است] اما بنا بر مبنای ایشان که امکان بالذات و ممکن بالذات را به نفس ماهیت مِن حیث هو هو زدند و اما نسبت به وجود آن وجود را واجب بالذات درقبال واجب بالأزل میدانند و ضرورت ذاتی را درقبال ضرورت ازلی [میدانند]، نه امکان ذاتی درقبال وجوب ذاتی و ضرورت ذاتی.
رابطه امکان ذاتی و علیت وجودی
روی این حساب دیگر ممکن بالذات مستلزم امتناع بالذات نیست یعنی از عدم ممکن بالذات، امتناع ذاتی حاصل نمیشود چون آنچه که با مبدأ اول مرتبط است وجود ممکن بالذات است نه خود ممکن بالذات و از عدم ممکن بالذات عدم واجب الوجود لازم نمیآید و مسئلۀ عدم و وجود گرچه به ماهیت بالعرض تعلق میگیرد اما وقتی که بخواهیم از جنبۀ علیت نگاه بکنیم آن جنبۀ علیت، به ذات و به آن ممکن بالذات تعلق نگرفته است بلکه به وجود او تعلق گرفته است فلهذا هیچ استلزامی در میان نیست. اما بنا بر مبنای قوم که امکان ذاتی را به ذات صادر اول مِن حیثُ وجودهِ و مِن حیثُ عدمهِ متعلق میکنند یعنی صادر اول مِن حیثُ وجودِ و العَدم مُمکنٌ بالذات بنابراین این جهت وجود را در آن امکان ذاتی و ممکن بالذات تسری میدهند.
- .الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 194.
