اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ماهیت و نسبت آن با وجود و عدم

تحلیل جایگاه ماهیت در تبیین امکان و ضرورت وجود

14٬127
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نسبت میان ماهیت، وجود و امکان می‌پردازند. بحث با بررسی تفاوت‌های امکان ذاتی و امکان وقوعی آغاز می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که آیا ماهیت فی‌حدّ‌نفسه اقتضای وجود یا عدم دارد یا خیر. در ادامه، با نقد شبهات پیرامون اتصاف ماهیت به وجود و عدم، این نکته تبیین می‌شود که ماهیت در مرتبه ذات خود، از قیود وجود و عدم رهاست و آنچه در خارج متصف به ضرورت وجود یا امتناع می‌شود، وجود خاص است نه ماهیت. استاد با بهره‌گیری از مثال صورت در آینه، به تبیین این حقیقت می‌پردازند که ماهیت در حقیقت خیال و حکایت‌گر وجود است، نه اصیل در اتصاف. در نهایت، این بحث به نتیجه‌ای عرفانی ختم می‌شود که تمام عالم در برابر ذات حق‌تعالی، خیالی بیش نیست و ناتوانی انسان در درک حقیقتِ این عالم، دلیلی بر عجز او از شناخت کنه ذات خالق است.

ماهیت و نسبت آن با وجود و عدم

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نسبت میان ماهیت، وجود و امکان می‌پردازند. بحث با بررسی تفاوت‌های امکان ذاتی و امکان وقوعی آغاز می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که آیا ماهیت فی‌حدّ‌نفسه اقتضای وجود یا عدم دارد یا خیر. در ادامه، با نقد شبهات پیرامون اتصاف ماهیت به وجود و عدم، این نکته تبیین می‌شود که ماهیت در مرتبه ذات خود، از قیود وجود و عدم رهاست و آنچه در خارج متصف به ضرورت وجود یا امتناع می‌شود، وجود خاص است نه ماهیت. استاد با بهره‌گیری از مثال صورت در آینه، به تبیین این حقیقت می‌پردازند که ماهیت در حقیقت خیال و حکایت‌گر وجود است، نه اصیل در اتصاف. در نهایت، این بحث به نتیجه‌ای عرفانی ختم می‌شود که تمام عالم در برابر ذات حق‌تعالی، خیالی بیش نیست و ناتوانی انسان در درک حقیقتِ این عالم، دلیلی بر عجز او از شناخت کنه ذات خالق است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ماهیت و نسبت آن با وجود و عدم

18
  • کلُ ذلک عَلى طریقِ الحکایةِ و التَّخیلِ لا عَلى طریقِ الأصالةِ و الاتصافِ بِشی‌ء منها بالحقیقةِ فکذلک حالُ الماهیة بالقیاسِ إلى الوجودِ و توابِعه.

  • تمام اینها بر طریق حکایت است یعنی این حکایت از آن اصل می‌کند و تخیل آن اصل را دارد نه‌اینکه واقع وجود دارد و دو اصل است یک آن و یکی هم این، خیال اوست و تخیل آن اصل است و ادای آن اصل را درمی‌آورد، نه خود این عکس و خود این صورت بر طریق اصالت برای خودش قوام دارد. ماهیت را که در قیاس با وجود و توابع وجود درنظر می‌گیریم همین‌طور است. نفس ماهیت خَیال وجود است، خَیال وجود یعنی اثری از آثار وجود، حکایتی از آن وجود می‌کند. چون وجود برای ما ملموس نیست ما به‌وسیلۀ ماهیت پی به وجود می‌بریم ولی اصل چیست؟ اصل آن وجود است. چطور اینکه اگر شما در یک مرآت نگاه کنید پی به او می‌برید. رانندۀ اتوبوس به‌خاطر اینکه مراقب باشد و افراد اتوبوس شلوغ نکنند و سر جایشان بنشینند، یک آینه بالای سرش می‌گذارد و عکس این مسافرها را در این آینه می‌بیند. [می‌گوید]: آقا بنشین! آقا سیگار نکش! آقا درست بنشین! خب این در واقع به او که نگاه نمی‌کند بلکه به عکسش می‌گوید: آقا سیگار نکش و درست بنشین. خب این عکس است، اینکه او نیست! این خیال است! یعنی در اینجا تصور آن حقیقت را می‌کند و به این عکس می‌گوید: آقا سیگار نکش! خب یکی بگوید: من می‌کشم، تو به آینه می‌گویی و من آینه نیستم! مدام به او بگو سیگار نکش!

  • یک آقای همایونی خطاط بود و همدانی بود خدا او را بیامرزد خیلی آدم خوبی بود. این خیلی از سیگار بدش می‌آمد. یکی از دوستان ما ـ البته ایشان با ما انتسابی هم دارند ـ می‌گفت: دایی من به اتفاق ایشان یک سفری به همدان رفت و او هم از آن سیگاری‌ها بود! دوتایی هم کنار هم نشستند و ما هم جلو نشستیم. او هم سیگار را درآورد و شروع به کشیدن کرد! این دیگر کلافه شد و شروع به گفتن مضرات سیگار کرد! گفت: راستی من یک قضیه‌ای را در روزنامه دیدم که راجع به سیگار نوشته بود، نوشته بود کسی که سیگار بکشد ریه‌اش این‌طور می‌شود و فلان می‌شود! این یارو یک پک محکمی زد و گفت: همین‌طور است که می‌فرمایید!! دوباره شروع به کشیدن کرد! دید اینکه نشد. گفت: راستی من هم شخصی از قوم و خویش‌ها بود که آقا سیگاری بود و به سرطان ریه مبتلا شد. او یک پک زد و گفت: اتفاقاً بنده هم نظر شما را تأیید می‌کنم!! آقا این تا همدان یک پک می‌زد و می‌گفت: همین‌طور است که می‌فرمایید، مسئله همین‌طور است بنده تأیید می‌کنم!!

/ 613