اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ماهیت و نسبت آن با وجود و عدم

تحلیل جایگاه ماهیت در تبیین امکان و ضرورت وجود

14٬127
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نسبت میان ماهیت، وجود و امکان می‌پردازند. بحث با بررسی تفاوت‌های امکان ذاتی و امکان وقوعی آغاز می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که آیا ماهیت فی‌حدّ‌نفسه اقتضای وجود یا عدم دارد یا خیر. در ادامه، با نقد شبهات پیرامون اتصاف ماهیت به وجود و عدم، این نکته تبیین می‌شود که ماهیت در مرتبه ذات خود، از قیود وجود و عدم رهاست و آنچه در خارج متصف به ضرورت وجود یا امتناع می‌شود، وجود خاص است نه ماهیت. استاد با بهره‌گیری از مثال صورت در آینه، به تبیین این حقیقت می‌پردازند که ماهیت در حقیقت خیال و حکایت‌گر وجود است، نه اصیل در اتصاف. در نهایت، این بحث به نتیجه‌ای عرفانی ختم می‌شود که تمام عالم در برابر ذات حق‌تعالی، خیالی بیش نیست و ناتوانی انسان در درک حقیقتِ این عالم، دلیلی بر عجز او از شناخت کنه ذات خالق است.

ماهیت و نسبت آن با وجود و عدم

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نسبت میان ماهیت، وجود و امکان می‌پردازند. بحث با بررسی تفاوت‌های امکان ذاتی و امکان وقوعی آغاز می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که آیا ماهیت فی‌حدّ‌نفسه اقتضای وجود یا عدم دارد یا خیر. در ادامه، با نقد شبهات پیرامون اتصاف ماهیت به وجود و عدم، این نکته تبیین می‌شود که ماهیت در مرتبه ذات خود، از قیود وجود و عدم رهاست و آنچه در خارج متصف به ضرورت وجود یا امتناع می‌شود، وجود خاص است نه ماهیت. استاد با بهره‌گیری از مثال صورت در آینه، به تبیین این حقیقت می‌پردازند که ماهیت در حقیقت خیال و حکایت‌گر وجود است، نه اصیل در اتصاف. در نهایت، این بحث به نتیجه‌ای عرفانی ختم می‌شود که تمام عالم در برابر ذات حق‌تعالی، خیالی بیش نیست و ناتوانی انسان در درک حقیقتِ این عالم، دلیلی بر عجز او از شناخت کنه ذات خالق است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ماهیت و نسبت آن با وجود و عدم

20
  • فإنَّ الماهیةَ نفسُها خیالُ الوجودِ و عَکسُه الذی یَظهرُ مِنه فی المدارکِ العقلیةِ و الحسیةِ فَظَهَر ما ذَهَبَ إلیه المحققونَ مِن العرفاءِ و الکاملونَ مِن الأولیاءِ أنَّ العالمَ کُلُّه خیالٌ فی خیالٍ.

  • [همانا خود ماهیت] خیال وجود و عکس آن وجود است که در مدارک عقلیه و حسیۀ ما ظاهر می‌شود. از عرفا و بزرگان از اولیاء که می‌فرمایند: همۀ عالم خیال اندر خیال است، معنایش چیست؟

  • قال الشیخُّ العارفُ المتأله مُحی الدین الأعرابیِّ فی البابِ الثالثِ و السِّتّینَ مِن الفتوحاتِ المَکیَّةِ إذا أدرَکَ الإنسانُ صورَتَه فی المرآتِ یَعلَمُ قطعاً أنَّه أدرَکَ صورته بِوَجهٍ و أنَّه ما أدرَکَ صورَتَه بِوجهٍ لما یَراه فی غایةِ الصِّغَرِ لِصِغَرِ جرم المرآةِ أو الکبرِ لِعِظَمِه.

  • از این باب مرحوم محی‌الدین در باب 63 از فتوحات مکیه این‌طور می‌فرمایند که وقتی انسان صورتش را [در آینه] ببیند بالأخره به یک وجهی و به یک نظری صورتش است. از یک جهت ادراک صورت نکرده است و بالأخره این کوچک است و آن بزرگ است. خیلی کوچک آن را می‌بیند چون جرم مرآت کم است. اگر مرآت بزرگ باشد این صورتش را ده برابر می‌بیند.

  • وَ لا یَقدِرُ أن یُنکِرَ أنهُ رَأى صورَتَهُ و یَعلَمُ أنَّهُ لَیسَ فی المِرآةِ صورَتُهُ و لا هیَ بَینَهُ و بَینَ المِرآةِ و لَیسَ بِصادِقٍ و لا کاذِبٍ فی قَولِهِ رَأى صورَتَهُ و ما رَأى صورَتَهُ.

  • نمی‌تواند انکار کند که صورتش را دیده است و می‌داند که آن صورتی که در مرآت هست این نیست. نه بین این و مرآت چیز دیگری هست! بالأخره چیز دیگری هم وجود ندارد! نه دروغ می‌شود گفت و نه می‌شود راست گفت که بگوییم: این شخص می‌گوید: صورتش را دیده یا ندیده است.

  • فما تلک الصورةُ المرئیةُ و أینَ محلُّها و ما شَأنُها فَهی منفیةٌ ثابتةٌ موجودةٌ معدومةٌ معلومةٌ مجهولةٌ أظهرَ سبحانَه هذه الحقیقةَ لِعبدِه ضَرَبَ المِثالَ لیَعلَمَ و یَتَحَقَّقَ أنَّه إذا عَجَزَ و حارَ فی دَرکِ حَقیقةِ هذا و هو مِن العالمِ و لم یَحصُل علم بِحَقیقتِه فهو بِخالِقِها إذَن أعجزُ و أجهلُ و أشدُّ حیرةً.

/ 613