
ماهیت و نسبت آن با وجود و عدم
تحلیل جایگاه ماهیت در تبیین امکان و ضرورت وجود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نسبت میان ماهیت، وجود و امکان میپردازند. بحث با بررسی تفاوتهای امکان ذاتی و امکان وقوعی آغاز میشود و این پرسش مطرح میگردد که آیا ماهیت فیحدّنفسه اقتضای وجود یا عدم دارد یا خیر. در ادامه، با نقد شبهات پیرامون اتصاف ماهیت به وجود و عدم، این نکته تبیین میشود که ماهیت در مرتبه ذات خود، از قیود وجود و عدم رهاست و آنچه در خارج متصف به ضرورت وجود یا امتناع میشود، وجود خاص است نه ماهیت. استاد با بهرهگیری از مثال صورت در آینه، به تبیین این حقیقت میپردازند که ماهیت در حقیقت خیال و حکایتگر وجود است، نه اصیل در اتصاف. در نهایت، این بحث به نتیجهای عرفانی ختم میشود که تمام عالم در برابر ذات حقتعالی، خیالی بیش نیست و ناتوانی انسان در درک حقیقتِ این عالم، دلیلی بر عجز او از شناخت کنه ذات خالق است.
ماهیت و نسبت آن با وجود و عدم
3بنابراین اگر ما ماهیتی پیدا کردیم که نفس وجود خارجی آن ماهیت موجب امتناع است اصلاً این از بحث امکان وقوعی خارج میشود و دیگر امکان ذاتی بر او حمل نمیشود و از بحث امکان ذاتی خارج میشود و دیگر به این امکان ذاتی نمیگویند بلکه امتناع ذاتی میگویند. نهاینکه امکان ذاتی دارد و امکان وقوعی ندارد. اینطور نیست! منبابمثال وقتی که ما اربعه را درنظر بگیریم تلازم بین اربعه و زوجیت لازمه و ضرورت این اربعه است و نمیتوانیم بگوییم که فردیت نسبت به اربعه امکان ذاتی دارد اما وقتی که در خارج بخواهد وجود پیدا کند حتماً باید زوج باشد. این معنا ندارد! الآن فردیت برای نفس این ماهیت امتناع ذاتی دارد! ما اصلاً به وجود خارجی این کاری نداریم یعنی محال است که خود این ماهیت بخواهد در خارج وجود پیدا کند یعنی نفس خود این ماهیت اقتضاء میکند... این را من بهعنوان مثال بیان کردم تااینکه به مانحنفیه برسیم نهاینکه این مثال مورد بحث است.
در مورد تناهی ابعاد و عدم تناهی ابعاد بعضیها میگویند که این امکان ذاتی دارد که عالم نامتناهی باشد اما وقتی که در عالم خارج میآییم میبینیم که اینطور نیست این حصر بین حاصرین اقتضاء تناهی ابعاد را میکند. صحبت ما این است که اصلاً در بحث تناهی ابعاد و عدم تناهی ابعاد قبل از اینکه بخواهیم به خارج بیاییم این برهان را ـ اگر صحیح باشد ـ بر عدم تناهی داریم یعنی خود ماهیت صرفنظر از وجود اقتضاء تناهی ابعاد را میکند.
منبابمثال حجم یک جسم تعلیمی را شما مدّنظر قرار بدهید نفس آن اقتضاء طول و عرض و بُعد را میکند نهاینکه فقط اقتضاء طول و عرض را بکند. این طول و عرض فقط برای سطح است و اگر سطح را درنظر بگیرید خود سطح اقتضاء طول و عرض را میکند یعنی اصلاً این مسئله لازمۀ ذاتی او و لاینفک او است.
