
نقد و بررسی اولویت ذاتی ماهیت در تحقق وجود
تحلیل بطلان ترجیح بدون مرجح در نظام هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون ماهیت و نسبت آن با وجود میپردازند. بحث اصلی حول این محور است که آیا ممکنالوجود در ذات خود نسبت به وجود یا عدم، اولویتی دارد یا خیر. استاد با استناد به مبانی فلسفی و کلام فارابی، اثبات میکنند که ماهیت بهخودیخود فاقد هرگونه اقتضایی است و فرض اولویت ذاتی برای آن، منجر به محذورات عقلی نظیر اتحاد علت و معلول یا ترجیح بلامرجح میشود. در این مسیر، تفاوت میان مقام ثبوت و اثبات تبیین شده و روشن میگردد که چگونه عقل با انتزاع ماهیت از وجود، به تحلیل احکام آن میپردازد. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که تحقق هر موجودی در خارج، تنها در گرو جعل جاعل و علیت تامه است و انتساب اولویت به ذات ممکن، فاقد وجاهت عقلی است.
نقد و بررسی اولویت ذاتی ماهیت در تحقق وجود
1درس دویست و سی و ششم
عدم اولویت ذاتیه از ناحیۀ ممکن نسبت به وجود یا عدم
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
یک شب بعد از فوت علامه طباطبائی ما یک نواری از قرائت قرآن علامه برای مرحوم آقا1 ـ رضوان الله تعالی علیهما ـ [پخش کردیم] که سورۀ مریم را میخواندند ﴿كٓهيعٓصٓ* ذِكۡرُ رَحۡمَتِ رَبِّكَ عَبۡدَهُۥ زَكَرِيَّآ * إِذۡ نَادَىٰ رَبَّهُۥ نِدَآءً خَفِيّٗا﴾2 ایشان خیلی خوشحال شدند و یادم هست که تا یک مدتی مدام چند مرتبه این نوار را میگذاشتند [و گوش میدادند]. گفتند که شما بهترین هدیه را برای من آوردید.
عوامل موفقیت مرحوم علامه طباطبائی در قم بدون ایجاد دشمنی
مدتی بعد از اینکه نشسته بودیم مرحوم آقا فرمودند: میدانید چرا علامه طباطبایی در قم دشمن نداشت و توانست که پیش ببرد؟! علامه و این حرفها در قم مسئلۀ عادی نبود آنهم با این اوضاع حضرات! میدانید چرا؟! بعد ما چیزی نگفتیم و ایشان فرمودند: بهخاطر اینکه به پای اینها نپیچید! به پای آقایان نپیچید! متعرّض اینها نشد. درس خودش را گفت و جلو رفت و به کسی کاری نداشت. مرام خودش را گرفت و رفت. اینکه دارم خدمتتان میگویم واقعاً درس است که چطور بزرگان و اولیاء خدا موفق میشوند! اصلاً کاری نداشت به اینکه کسی به او اعتراض میکند یا تعریض میزند یا اشکال وارد میکند! هیچ نسبت به این قضیه [کاری نداشت]. درس خودش را میداد و نه اسمی از شخصی میآورد و نه تعریض و کنایهای نسبت به کسی داشت و زیر بِنایی ریشۀ همه را میزد؛ در همین بحثها و این مسائلی که مطرح میکرد اینها مسائل زیر بنایی بود! لذا در مجالس فاتحۀ همه شرکت میکرد، من در مجالس فاتحه که در مسجد اعظم تشکیل میشد میدیدم که میرفت و شرکت میکرد و بیرون میآمد و میرفت. همه هم احترامش را داشتند. بعد آقا این جمله را فرمودند: اگر علامه میخواست متعرض آراء دیگران بشود از هر خط المیزان دهتا اشکال بیرون میکشیدند و اصلاً نمیگذاشتند یک ساعت آرام باشد! تحریک و فلان میکردند و همین دأب و دیدنی که خُب هست و...!
- . علامه آیة الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی رضوان الله تعالی علیه.
- . سوره مریم (19) آیات 1 ـ 3. سیری در تاریخ پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم، ج ١، ص ٤٢٩، تعلیقه ٢:
«کهیعص * این یادی از رحمت پروردگار تو دربارۀ بنده اش زکریا است * آنگاه که پروردگارش را آهسته ندا کرد!»
