
نقش ملائکه در تصرفات عالم ملکوت
تبیین کیفیت تأثیرگذاری فرشتگان بر حوادث عالم ماده
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط میان عالم ملکوت و عالم ماده میپردازند. بحث با بررسی نحوه نزول اسماء و صفات الهی به قوالب مادی آغاز شده و با تحلیل چگونگی تصرف ملائکه در ملکوت اشیاء ادامه مییابد. استاد با نقد برخی تصورات نادرست درباره ماهیت نفس و روح، توضیح میدهند که ملائکه نه با جابهجایی فیزیکی اشیاء، بلکه با تصرف در ملکوت آنها، موجب وقوع حوادث در عالم شهادت میشوند. در ادامه، ضمن پاسخ به پرسشهایی پیرامون اختیار انسان و نسبت آن با اراده الهی، به موضوع وحدت فعل و چگونگی جمع آن با اختیار انسان پرداخته میشود. در نهایت، این نکته تبیین میگردد که هر موجود مادی تحت سیطره ملکوت خود قوام دارد و ادراک حقایق عالم، مستلزم نگاه به پیوند ناگسستنی میان مُلک و ملکوت است.
نقش ملائکه در تصرفات عالم ملکوت
1درس دویست و سی و نهم
نقش ملائکه در نزول اسماء و صفات الهی به عالم ماده
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
ثمَ لَو فُرضَ تَسلیم ذلک فَمِن المُستبین أنَّ مَرجوحیةَ الطرفِ المَرجوح إنَّما یَستدعی امتناعَهُ بِالنّظَرِ إلى الذّاتِ معَ تَقییدَها بِتلکَ المَرجوحیةِ أعنی الذّاتَ المحیثةَ بِالحیثیةِ المذکورةِ لا الذّاتِ بِما هی هی و هذا امتناعٌ وَصفیٌ فَیَکونُ بِالغیرِ و لا یَستدعی إلاّ وجوبَ الطَّرفِ الرّاجحِ کَذلکَ أیْ بِالغیرِ لا بِالذّاتِ فَلَیسَ فیه خَرقُ الفَرضِ.1
قبل از پرداختن به این مسئله مطلبی در جلسات قبل عرض شد که ملائکه در ارتباط با نزول اسماء و صفات پروردگار نسبت به قوالب مادی و عالم شهادت چه عملی را انجام میدهند. بهنظر رسید قدری شاید هنوز سؤال در اطراف مسئله وجود داشته باشد. در آن جلسه عرض کردیم که کیفیت نزول اسماء و صفات؛ صفات جلالیه، جمالیه، جلبیه و قهریه بهواسطۀ اتحاد ملائکه یا اتحاد نفوس خبیثه با نفوس انسان تحقق پیدا میکنند.
جهت در مسئله این است که یک وقتی شما یک چیزی را میخواهید به جایی ببرید و امری خارج از وجود شما است مثلاً میخواهید این ظرف را از اینجا بردارید و در جای دیگری بگذارید. این ظرف خارج از وجود ما هست و نسبت به او احساس بیگانگی داریم منتها ما آن را حمل میکنیم و الآن بهعنوان آلت و علت معدّه برای تغییروتبدل در اینجا بهکار میگیریم. یک وقتی ما میخواهیم یک مطلبی را به شخصی برسانیم، خب میشود این مطلب در نامه نوشته بشود و شخص نامه را به ما بدهد و آن نامه را به کسی بدهیم. ما الآن نسبت به این نامه بیگانه هستیم و این وجودی جدای از وجود ما دارد اما یک وقتی ما آن مطلب را حفظ میکنیم؛ نامه نمیبریم و مطلب را حفظ میکنیم و میگوییم که آقا آن مطلبی را که میخواهی به فلان شخص بگویی را بگو و ما دقیقاً در حافظۀ خود ضبط میکنیم و بعد مطلب را با او مطرح میکنیم. باز در اینجا این مسئله و مفهوم یک پله به ما نزدیکتر هست چون گرچه یک معنا و یک مفهومی جدای از وجود ما هست ولی درعینحال ما نسبت به این مفهوم چندان بیگانه نیستیم. این مفهوم را در نفس و در حافظۀ خود نگه میداریم و با آن انس میگیریم و جزئی از وجود ذهنی خود میکنیم و چهبسا خودمان هم نسبت به این مفهوم تغیروتبدل پیدا میکنیم و بعد آن را به آن شخص مورد نظر ابلاغ میکنیم.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 203.
