
نقش ملائکه در تصرفات عالم ملکوت
تبیین کیفیت تأثیرگذاری فرشتگان بر حوادث عالم ماده
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط میان عالم ملکوت و عالم ماده میپردازند. بحث با بررسی نحوه نزول اسماء و صفات الهی به قوالب مادی آغاز شده و با تحلیل چگونگی تصرف ملائکه در ملکوت اشیاء ادامه مییابد. استاد با نقد برخی تصورات نادرست درباره ماهیت نفس و روح، توضیح میدهند که ملائکه نه با جابهجایی فیزیکی اشیاء، بلکه با تصرف در ملکوت آنها، موجب وقوع حوادث در عالم شهادت میشوند. در ادامه، ضمن پاسخ به پرسشهایی پیرامون اختیار انسان و نسبت آن با اراده الهی، به موضوع وحدت فعل و چگونگی جمع آن با اختیار انسان پرداخته میشود. در نهایت، این نکته تبیین میگردد که هر موجود مادی تحت سیطره ملکوت خود قوام دارد و ادراک حقایق عالم، مستلزم نگاه به پیوند ناگسستنی میان مُلک و ملکوت است.
نقش ملائکه در تصرفات عالم ملکوت
3کیفیت ردّ الشمس توسط امیرالمؤمنین علیهالسّلام
امیرالمؤمنین علیهالسّلام نفس ملکوتی شمس را فانی در نفس ملکوتی خودش میکند، آنوقت [خورشید را] میچرخاند و مثل آتشگردان آن را به اینطرف و آنطرف میاندازد و هر بلایی بخواهد سر این شمس بیچاره در دست امیرالمؤمنین درمیآورد! نماز عصر نخوانده است [به خورشید میفرمایند که] حالا نمیشود که تو بروی! کجا میخواهی بروی؟ بلند شو و برگردد ببینم! این را برمیگرداند و میگوید: بایست! صبر کن! هیچ صدایت درنیاید! بخواهی حرف بزنی به تو یک فوت میکنم اصلاً درب و داغان بشوی! قشنگ اینجا بایست بعد من نمازم را با طمأنینه، خوب، قشنگ، با حضور قلب، تسبیحات اربعه و تسبیحات حضرت زهرا علیهاالسّلام ـ نمیدانم حضرت قبلش داشت یا نداشت! ـ قشنگ سر فرصت بخوانم! حالا دیگر اگر میخواهید تشریف ببرید، تشریفتان را ببرید و سر کار و زندگیتان بروید و همان چرخی که میخواهید بگردید، بروید بچرخانید!1 این برای این است که امیرالمؤمنین علیهالسّلام در آنوقت آن نفس ملکوتی شمس را در نفس ملکوتی خود فانی میکند. وقتی فانی کرد دست شمس به هوا میرود [و میگوید که] ما تسلیم هستیم و ما دیگر هیچ چیزی نداریم! میگوید که حالا که پسر خوبی شدی پس یکخرده اینطرف بیا و یکخرده سر جایت برگرد و چند متر بالا بیا! قشنگ بایست و صدایت هم درنیاید! قشنگ و خوب مثل بچۀ آدم بایست تا ما کارمان را بکنیم بعد آنوقت تشریف ببر!
انکشاف خارجی؛ تزریقِ جنبۀ علم به نفس ملکوتی!
ملائکه که علم، رحمت، رشد و رُقاء را برای بندگان میآورند و یک همچنین مسئلهای را بهوجود میآورند. یعنی آن نفس ملکوتی انسان را در نفس ملکوتی خودشان که حامل علم الهی است، فانی میکنند. نفس آنها با نفس علم یکی شده است لذا حالاتی که در موارد مختلف از بهجت برای انسان پیدا میشود برحسب مقدار از ظرفیت و برحسب مقدار ملک حامل تفاوت پیدا میکند. آن ملک حامل ممکن است تا یک مقدار زورش برسد. برای رسیدن به یک مرتبۀ علم بالاتر ملک حامل قویتری آنجا میفرستند. طبق درجات از ارتشبد، سپهبد، تیمسار و استوار داریم تا برسد به چیز! همۀ اینها سربازهای خدا هستند که هرکدام از اینها حامل یک محدودۀ از علم، قدرت، حیات، رحیمیت، غفاریت و قهاریت هستند. تمام اینها عواملی هستند که آن حقیقت جمال و جلال را در وجود خود به نفس ملکوتی انسان میرساند یعنی نفس ملکوتی انسان را در خود هضم میکنند و وقتی که وحدت ایجاد کردند تزریق میکنند. این تزریقِ جنبۀ علم به آن نفس ملکوتی عبارت از یک انکشاف خارجی است! عجب! چه قضیهای برای من روشن شد! خبر نداری که او روی تو کار کرد و تو را به زیر کار گرفت و الآن در اینجا برای جنابعالی انبساط و بهجت پیدا میشود! اینطور نیست آقا؟! بله!
- . من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 203.
