
نقش ملائکه در تصرفات عالم ملکوت
تبیین کیفیت تأثیرگذاری فرشتگان بر حوادث عالم ماده
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط میان عالم ملکوت و عالم ماده میپردازند. بحث با بررسی نحوه نزول اسماء و صفات الهی به قوالب مادی آغاز شده و با تحلیل چگونگی تصرف ملائکه در ملکوت اشیاء ادامه مییابد. استاد با نقد برخی تصورات نادرست درباره ماهیت نفس و روح، توضیح میدهند که ملائکه نه با جابهجایی فیزیکی اشیاء، بلکه با تصرف در ملکوت آنها، موجب وقوع حوادث در عالم شهادت میشوند. در ادامه، ضمن پاسخ به پرسشهایی پیرامون اختیار انسان و نسبت آن با اراده الهی، به موضوع وحدت فعل و چگونگی جمع آن با اختیار انسان پرداخته میشود. در نهایت، این نکته تبیین میگردد که هر موجود مادی تحت سیطره ملکوت خود قوام دارد و ادراک حقایق عالم، مستلزم نگاه به پیوند ناگسستنی میان مُلک و ملکوت است.
نقش ملائکه در تصرفات عالم ملکوت
4تلمیذ: یک سؤال دارم انسان بیچاره اینجا چهکاره است؟! بنا به آنچه فرمودید هرچه از انسان صادر میشود از خودش نیست همهاش از ملائکه است پس ما یک آلتی شدهایم و هیچکارهایم!
استاد: ملائکه هم هیچکارهاند! ما میگوییم که فقط خداست و همه هیچکارهاند! چه کسی گفته است که انسان کارهای است؟!
تلمیذ: دعوت به حق، ارشاد، سیر و سلوک، همۀ اینها ...
ظهور اختیار و ارادۀ خدا در انسان
استاد: خب آن مقداری که به ما گفت که خودت بکن و انجام بده، خب ما طبق گفتۀ خودش حرکت میکنیم!
تلمیذ: نمیتوانیم انجام بدهیم. شما فرمودید که ملائکه بیایند و به ما متصل بشوند و بعد این کار را بکنیم!
استاد: اینطرف قضیه را شما ببینید. درست است! ملائکه که بیخود و گتره نمیآیند! همۀ اینها روی حسابوکتاب است! تمام این حلق و زنجیر باهم ارتباط دارند. اول آن ارادۀ ما یک سیخ در این ملائکه فرومیکند و او یک چیزیاش میشود! بله! همانطوریکه شما خیلی کارها بلد هستید، این اراده و اختیار ما هم خیلی کارها میتواند انجام بدهد!
تلمیذ: ما همان اراده هم که میخواهیم بکنیم باید از بالا بیاید.
استاد: بله در مقام وحدت بخواهیم نگاه کنیم آن مسئلۀ وحدت، جنبۀ اراده واحد و اختیار واحد در عالم وجود همه منحصر به ذات اوست. در آن بحثی نیست! آن بحث جدا است ولی صحبت در این است که این مخلوقی که الآن هست این مخلوقی در جنب مخلوقهای دیگر است یعنی این انسان، ملک، عقل و جن است. تمام اینها یک موجود مستقل هستند؛ وجود ملک از انسان جدا است و وجود مستقل دارد بهخاطر اینکه ملک امر مجرد است و انسان تعلق به ماده دارد. خدا در این ماده با این خصوصیت همان ظهور اختیار و ارادۀ خودش را قرار داده است و وقتی که انسان یک عملی را انجام میدهد کأنّ خدا دارد این عمل را در خارج انجام میدهد! آن وجود استقلالی که انسان دارد و آن اختیاری را که انسان إعمال میکند کأنّ إعمال و اختیار خدا است نهاینکه دو وجود جدا هست و اختیار انسان درقبال اختیار خدا است، اینطور نیست! یعنی یک وجود در عالم دارد کار انجام میدهد. اگر شما قائل به این هستید که یک حقیقت و یک فعل و یک اراده در عالم خارج هست پس با این حساب اصلاً انسانی در خارج نیست! دیگر نباید بگویید که دعوت کشک است! اصلاً دیگر دعوتی نیست پس دیگر اشکالی نیست! همینقدر که شما اثبات بکنید دعوتی هست و انسانی هست، همینقدر آن ارادۀ خدا را در ظهور ارادۀ خودش از این قالب اثبات کردید که الآن ارادۀ خدا در ظهور او از این قالب تعلق گرفته است که این قالب در عالم خارج چه میکند؟! هر کاری که این در عالم خارج بکند اراده و اختیار من است. مگر حالا از او کم میشود؟! هر کاری بخواهد بکند! اینطور نیست که ما بگوییم: اول خدا اراده کرد حالا ببینیم او چه اراده میکند! یا ارادۀ [خدا] موافق با ارادۀ اوست یا مخالف است؛ اگر ارادهاش مخالف است پس نمیشود در خارج انجام شود و اگر ارادهاش موافق با ارادۀ اوست پس در خارج انجام میشود! نه!
