
نقد و بررسی دیدگاه فخر رازی درباره اولویت ماهیت
تحلیل نسبت میان رجحان ذاتی ماهیت و ضرورت وجود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد دیدگاه فخر رازی پیرامون اولویت ذاتی ماهیت نسبت به وجود و عدم میپردازند. بحث اصلی حول این محور است که آیا تصور رجحان یک طرف برای ماهیت، لزوماً به معنای امتناع طرف دیگر و در نتیجه ضرورت یافتن طرف راجح است یا خیر. استاد با تبیین تفاوت میان امتناع بالذات و امتناع بالغیر، به تحلیل اشکالات مرحوم آخوند بر این نظریه میپردازند. در این مسیر، مفاهیمی همچون تساوی ماهیت نسبت به اوصاف، نحوه تلبس ماهیت به وجود و آثار آن، و همچنین نسبت میان رجحان و ضرورت مورد واکاوی قرار میگیرد. هدف نهایی این بحث، روشنسازی این نکته است که آیا اولویتهای ذاتی میتوانند به ضرورت تبدیل شوند یا اینکه این اولویتها همواره در حد رجحان باقی میمانند و از تبدیل به ضرورت ذاتی مصون هستند.
نقد و بررسی دیدگاه فخر رازی درباره اولویت ماهیت
2این را چه کسی گفته است؟! پیغمبر فرموده است؟! اگر پیغمبر میگویند میگوییم که سمعاً و طاعتاً! امام صادق بفرماید، میگوییم که چشم! بالأخره جای صبحت دارد. بحثی نیست در اینکه نذر این صلاة الیل را الزامی میکند یعنی واجب میکند! در این بحثی نیست منتها بحث در سریان وجوب به ماهیت صلاة الیل است؛ آیا بهواسطۀ نذر خود آن ماهیت صلاة الیل منقلب به وجوب میشود یا نه؟! من نخواستم نظر خودم را بگویم بلکه فقط طرح مسئله را کردم لذا طرفین را هیچگونه تقویت نمیکنم. حالا بروید راجع به این مسئله فکر کنید؛ راجع به تقلب ماهیات به امور خارج که آیا امور خارج قلب ماهیت میکنند؟ یا اصل وجوب چیست؟ آیا اصل وجوب به احکام انشائی برمیگردد یا به تکلیف خارجی برمیگردد؟ اینها چیزهایی است که در این زمینه باید صحبت بشود. علیٰکلّحال مثال بود.
کلام فخر رازی در باب امتناع ترجیح بلا مرجِّح در بحث ماهیات
حالا در مورد مرجوحیت طرف عدم نسبت به ماهیت یک وقتی میگوییم که این مرجوحیت خودش لازم است یعنی ضرورت دارد یعنی مرجوحیت برای طرف عدم ضرورت دارد. وقتی مرجوحیت ضرورت داشت این عبارةٌ أُخرای امتناع است یعنی با انضمام این مقدمه که ترجیح مرجوح بلا راجح ممتنع است پس این مرجوحیت بر ماهیت إلی الأبد مهر خورده است یا نگوییم: إلی الأبد! علیٰکلّحال تا وقتی که شرایط قلب در اینجا بهوجود نیاید. این کلام فخر رازی بود.
ایراد مرحوم آخوند بر کلام فخر رازی
مرحوم آخوند در اینجا ایرادی که وارد میکنند میفرمایند که شما خودتان میگویید: مرجوح و مرجوح یک طرف راجح دارد که راجح یعنی تمایل به هردو طرف نه لزوم تعین به هردو طرف یعنی این ماهیت تمایل به طرف وجوب دارد و وقتی به طرف وجوب تمایل داشت پس غیر متمایل به ناحیۀ عدم است، نه عدم التمایل. بنابراین تا وقتی که این تمایل به طرف وجود ثابت است عدم تمایل بهنحو عدم هم در آنجا ثابت است و عدم تمایل بهنحو عدم با امتناع دوتا است؛ امتناع در صورت ضرورت عدم تمایل است درحالیکه بنابراین که فرع همیشه متنازل از آن اصل است و درجۀ فرع به مقدار درجۀ اصل تعیین میشود، اگر قرار باشد ما در جانب وجود جنبۀ رجحان را درنظر بگیریم، به همان مقدار آن جنبه در ناحیۀ مرجوح وجود دارد نه بیشتر!
