اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد و بررسی دیدگاه فخر رازی درباره اولویت ماهیت

تحلیل نسبت میان رجحان ذاتی ماهیت و ضرورت وجود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد دیدگاه فخر رازی پیرامون اولویت ذاتی ماهیت نسبت به وجود و عدم می‌پردازند. بحث اصلی حول این محور است که آیا تصور رجحان یک طرف برای ماهیت، لزوماً به معنای امتناع طرف دیگر و در نتیجه ضرورت یافتن طرف راجح است یا خیر. استاد با تبیین تفاوت میان امتناع بالذات و امتناع بالغیر، به تحلیل اشکالات مرحوم آخوند بر این نظریه می‌پردازند. در این مسیر، مفاهیمی همچون تساوی ماهیت نسبت به اوصاف، نحوه تلبس ماهیت به وجود و آثار آن، و همچنین نسبت میان رجحان و ضرورت مورد واکاوی قرار می‌گیرد. هدف نهایی این بحث، روشن‌سازی این نکته است که آیا اولویت‌های ذاتی می‌توانند به ضرورت تبدیل شوند یا اینکه این اولویت‌ها همواره در حد رجحان باقی می‌مانند و از تبدیل به ضرورت ذاتی مصون هستند.

نقد و بررسی دیدگاه فخر رازی درباره اولویت ماهیت

1
  • درس دویست و چهلم

  • نقد مرحوم آخوند بر کلام مرحوم فارابی درخصوص اولویت ذاتی ممکن نسبت به وجود و عدم (3)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • بحث راجع به اشکال مرحوم آخوند بر بیان فخر رازی نسبت به اولویت غیر کافیه. ایشان بیانی داشتند مبنی بر اینکه نفس تصور اولویت و رجحان أحد الطرفین بالنسبه به ماهیت رجحان ذاتی است و این رجحان اقتضاء می‌کند که طرف مرجوح بالنسبه به ذات ماهیت امتناع داشته باشد به‌لحاظ اینکه ترجیح مرجوح بلا مرحج ممتنع است و وقتی این جانب ممتنع بود طرف دیگر ضروری می‌شود بنابراین مسئله از صورت فرض که فرض در اولویت غیر بالغ به حد وجوب بود خارج می‌شود. این کلام فخر رازی بود.

  • مرحوم آخوند به این مطلب اشکال وارد کردند و عرض شد به‌نظر می‌رسد که اشکال مرحوم آخوند وارد نباشد. در تتمۀ آن بحث می‌فرمایند که اگر ما فرض را بر تصمیم این مسئله قرار بدهیم مرحوم آخوند می‌فرمودند که مرجوحیت طرف مرجوح با حفظ مرجوحیت و اولویت مرجوحیت ثابت است نه وجوب مرجوحیت یعنی وقتی که یک طرف نسبت به وجوب من‌باب‌مثال راجح است این رجحان موجب می‌شود بنا بر قانون تضایف طرف مرجوح مرجوح العدم باشد نسبت به ذات ماهیت اما واجب العدم که دیگر نیست.

  • اتفاقاً الآن به ‌نظرم آمد من‌باب‌مثال این بحث فقهی را مطرح کنیم که می‌گویند: نماز شب مستحب است. حالا اگر کسی این نماز شب را نذر کند آیا به‌واسطۀ نذر نماز شب واجب می‌شود؟! یعنی أحد مِن الواجبات نماز لیل است یااینکه بر استحبابش باقی می‌ماند منتها استحبابی است که آن استحباب لازم است؟! یعنی در واقع ما عمل واجبی را انجام نداده‌ایم بلکه عمل مستحبی را انجام داده‌ایم که در همان ماهیت استحبابی خودش محفوظ است اگر شخصی از ما سؤال کند که آیا این صلاة الیل نسبت به شما واجب است یا مستحب است؟ می‌گوییم که صلاة اللیل نسبت به همه مستحب است اما برای من به‌لحاظ دیگر که نذر می‌شود، الزامی است. حالا نسبت به این مسئلۀ فقهی شما یک نظری بدهید که آیا این از استحباب به‌واسطۀ نذر خارج می‌شود یعنی أحد من الواجبات می‌شود یعنی مثلاً یک واجب حج است، یک واجب عمره است، یک واجب صوم است، یک واجب هم صلوات یومیه است و یک واجب هم صلاة الیل است یااینکه نه؟!