
تبیین حقیقت توبه و تبدل سیئات به حسنات
نقش نفس در تحول ماهوی اعمال و ضرورت انطباق تشریع با تکوین
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مبانی فلسفی و کلامی پیرامون امکان تبدل سیئات به حسنات میپردازند. بحث با تحلیل اولویت ماهیت نسبت به وجود و ضرورت انطباق نظام تشریع با نظام تکوین آغاز میشود تا روشن گردد که احکام الهی بر اساس حقایق هستی وضع شدهاند. در ادامه، با نقد دیدگاههای سطحی که تبدل سیئات به حسنات را به معنای انقلاب ماهیت یا تغییر اعتبار شارع میدانند، به تبیین دقیق این مسئله از منظر حرکت جوهری و اتحاد عمل با نفس پرداخته میشود. استاد با تأکید بر اینکه اعمال انسان با نفس او معیت و اتحاد دارند، توضیح میدهند که چگونه توبه به عنوان یک جهش و تحول در نفس، میتواند کدورتهای گذشته را به نورانیت تبدیل کند. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که عقوبت و پاداش نه بر خودِ فعلِ فیزیکی، بلکه بر اساس ظلمت یا نورانیتِ نفسِ فاعل در هنگام انجام عمل استوار است.
تبیین حقیقت توبه و تبدل سیئات به حسنات
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مبانی فلسفی و کلامی پیرامون امکان تبدل سیئات به حسنات میپردازند. بحث با تحلیل اولویت ماهیت نسبت به وجود و ضرورت انطباق نظام تشریع با نظام تکوین آغاز میشود تا روشن گردد که احکام الهی بر اساس حقایق هستی وضع شدهاند. در ادامه، با نقد دیدگاههای سطحی که تبدل سیئات به حسنات را به معنای انقلاب ماهیت یا تغییر اعتبار شارع میدانند، به تبیین دقیق این مسئله از منظر حرکت جوهری و اتحاد عمل با نفس پرداخته میشود. استاد با تأکید بر اینکه اعمال انسان با نفس او معیت و اتحاد دارند، توضیح میدهند که چگونه توبه به عنوان یک جهش و تحول در نفس، میتواند کدورتهای گذشته را به نورانیت تبدیل کند. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که عقوبت و پاداش نه بر خودِ فعلِ فیزیکی، بلکه بر اساس ظلمت یا نورانیتِ نفسِ فاعل در هنگام انجام عمل استوار است.
تبیین حقیقت توبه و تبدل سیئات به حسنات
7آیا در مورد عمل هم همینطور است؟! یعنى وقتى که شخص نگاه به عمل گذشتۀ خودش کند آیا آن عمل را زنا مىبیند اما الآن در وجود خودش این عمل را نکاح مىبیند یا اصلاً آن عمل را زنا نمىبیند و نکاح مىبیند؟! قضیه کدام است؟! دومی است؛ این که آن ماهیت اول به حال خودش و آن وجود باقى است بعد یک وجود دیگرى پیدا مىشود خب چطور اینجا قضیه را حل کنیم؟! پس معلوم مىشود این تشبیه در اینجا تشبیه نارسائى است چون در اینجا واقعاً تبدل هست ولى در مورد اول، ماهیت اول به حال خودش باقى است یعنى اگر شما یک فیلمى بگیرید آن فیلم از اول و وسط و آخر نشان مىدهد و بعد این تفاح موجب نمىشود که این قذارت این مرتبۀ وسطىٰ بهطورکلى ازبین برود بلکه آن قذرات به حال خودش باقى است ولى در ﴿فَأُوْلَٰٓئِكَ يُبَدِّلُ ٱللَهُ سَئَِّاتِهِمۡ حَسَنَٰتٖ﴾ اصلاً زنا نیست و نکاح است! شرب خمر نیست شربت آلبالو است!
یادم میآید یک وقتى ما با یک بنده خدایى رفتیم در یک تعمیرگاه خیلى مفصل و بسیار بزرگ که صاحبش هم ارمنى بود. البته قضیه برای همان چند سال اول انقلاب است. شب بود ما رفتیم در آنجا و شخص ما را معرفى کرد که این فلانى این است ولى نه مثل بقیه مثلاً، قد بلندى داشت یکدفعه گفت: نوکرش هستم، مخلصش هستم! همین امشب یکى برایش کنار مىگذارم! جدى مىگفت، یعنى مىخواست محبتش را ابراز کند! من گفتم که این چه مىگوید؟! گفت: بابا این از آن عالىهایش را دارد! اینطورى مىخواست محبت کند البته ارمنى بود! در یک از شهرستانها در مشهد بود. قضیه برای ده پانزده سال پیش است. خلاصه گفت که براى حاج آقا خوبش را نگه میدارم! استثناء نگه میدارم! یعنى از روى محبت مىگفت اصلاً مشخص بود از روى صفاى خودش مىگفت! خب خدا هم به او اجر مىدهد! شربت آلبالو به پایش مىنویسند! قضیۀ ﴿فَأُوْلَٰٓئِكَ يُبَدِّلُ ٱللَهُ سَئَِّاتِهِمۡ حَسَنَٰتٖ﴾ همین است! روی صفاى خودش حالا میخواهد اینطورى چیز کند حالا نمىداند ما اهلش نیستیم.
