
تبیین حقیقت توبه و تبدل سیئات به حسنات
نقش نفس در تحول ماهوی اعمال و ضرورت انطباق تشریع با تکوین
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مبانی فلسفی و کلامی پیرامون امکان تبدل سیئات به حسنات میپردازند. بحث با تحلیل اولویت ماهیت نسبت به وجود و ضرورت انطباق نظام تشریع با نظام تکوین آغاز میشود تا روشن گردد که احکام الهی بر اساس حقایق هستی وضع شدهاند. در ادامه، با نقد دیدگاههای سطحی که تبدل سیئات به حسنات را به معنای انقلاب ماهیت یا تغییر اعتبار شارع میدانند، به تبیین دقیق این مسئله از منظر حرکت جوهری و اتحاد عمل با نفس پرداخته میشود. استاد با تأکید بر اینکه اعمال انسان با نفس او معیت و اتحاد دارند، توضیح میدهند که چگونه توبه به عنوان یک جهش و تحول در نفس، میتواند کدورتهای گذشته را به نورانیت تبدیل کند. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که عقوبت و پاداش نه بر خودِ فعلِ فیزیکی، بلکه بر اساس ظلمت یا نورانیتِ نفسِ فاعل در هنگام انجام عمل استوار است.
تبیین حقیقت توبه و تبدل سیئات به حسنات
3روى این حساب و روى این فرض اینجا نقطهاى است که باید دقت کرد و آن این است که در شرایطى که خود ماهیت اقتضاء ذاتى دارد یعنى وصف اولویت وجود در این موقع وصف ذاتى براى ماهیت است درست مثل حیوانیت و ناطقیت براى انسان است، ناهقیت براى حمار است. آیا ممکن است یک انسانى، این ماهیت انسانى بهلحاظ وجود خارج در فرض اینکه این ماهیت انسان به اقتضاء ذاتش، وجود حیوانیت، ناطقیت، تعجب و امثالذلک است وقتى که مىخواهد در خارج محقق بشود، یک انسانى محقق بشود که حیوانیت را ندارد! آیا همچنین چیزی مىشود؟! نمىشود. چرا؟ چون مگر نه این است که وجود باید بهلحاظ ماهیت شکل بگیرد؟! معنایش این است؛ یعنى ما باید بتوانیم فرض بکنیم یک ماهیتى با تصور ذاتیت شىء من حیث هى هى با فرض اینکه این ماهیت، این ماهیت را دارد، بشود منقلب به یک ماهیت دیگر بشود و هو محالٌ! این انقلاب ماهیت پیش مىآید و انقلاب ماهیت براى این جهت است که یک امرى که در اینجا با فرض تصور ذاتیات یک شىء در وجود خارجى، همان ماهیت منقلب به یک امر دیگر بشود و هو محالٌ. چرا؟! چون وجود وقتى که مىخواهد در خارج تحقق پیدا بکند به وزان همان ماهیت تحقق پیدا مىکند نه بیشتر!
ضرورت سنخیت بین علت و معلول در ماهیات
شما فرض کنید تخم خربزه را بکارید آنوقت وقتى که وجود پیدا مىکند بادمجان درآید! این محال است دیگر! یا فرض بکنید که یک انسانى با یک انسان دیگر ازدواج بکند آنوقت بچهاى که از آنها متولد مىشود غنم باشد! این محال است بهجهت اینکه ماهیت انسان اقتضاء مىکند ـ نکته اینجاست! ـ معلول او هم در خارج سنخیت همان ماهیت را داشته باشد.
منظور از آیۀ ﴿فَأُوْلَٰئِكَ يُبَدِّلُ ٱللَهُ سَيّئاتِهِم حَسَنَٰت﴾
فلهذا آن بحث در اینجا پیش میآید ﴿فَأُوْلَٰٓئِكَ يُبَدِّلُ ٱللَهُ سَئَِّاتِهِمۡ حَسَنَٰتٖ﴾1 در اینجا انقلاب ماهیت را چطور پاسخ بدهیم؟! واقعاً اگر یک نفر یک عمل حرامى را انجام داد خب عمل حرام، حرام است و تا قیام قیامت هم آن حرمت از آن سلب نمىشود. این عمل با این شرایط حرام است و نفس هذا العمل معَ هذا الشرائط لیسَ بِحرام اگر شخصى نکاحى بدون شرائط شرعى انجام بدهد این عمل إلى یوم القیامه حرام است و اگر همین شخص نفس این نکاح را با شرائط حلیت انجام بدهد حلال است. خب چطور مىشود ﴿فَأُوْلَٰٓئِكَ يُبَدِّلُ ٱللَهُ سَئَِّاتِهِمۡ حَسَنَٰتٖ﴾ تصور مىشود؟! با وجود اینکه در مسئلۀ حرمت و حلیت جهت اعتبارى در اینجا لحاظ نشده است! چون بعضىها معتقد هستند بر اینکه اصلاً حرمت عبارت از نفس یک عمل در خارج است که این نفس عمل در خارج بهواسطۀ جعل جاعل و اعتبار معتبر است که داراى حسن یا داراى قبح است والاّ خود آن عمل در خارج هیچ اثرى ندارد و هیچ مسئلهاى ندارد؛ نکاح، نکاح است منتها یک وقت شارع دنگش مىگیرد این نکاح را حلال اعتبار مىکند و این نکاح حلال مىشود و یک وقتى فردا شارع برمىگردد که نهخیر، این نکاح حرام است و از این به بعد ما اعتبار مىکنیم حرام است بنابراین حرام مىشود. خب اینجا دیگر دایرۀ قضیه خیلى وسیع است؛ مسئلۀ آدم و ازدواج فرزندان آدم پیش میآید که چطور در یک وقت حلال بود و در یک وقت حرام است و خیلى موارد مختلف و عدیده بر این قضیه پیش میآید.
- . سوره فرقان (25) آیه 70. معادشناسی، ج 8، ص 233:
«خداوند بدیهاى آنان را به خوبى تبدیل میکند.»
- . سوره فرقان (25) آیه 70. معادشناسی، ج 8، ص 233:
