اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بطلان نظریه اولویت وجود و عدم نسبت به ماهیت

تحلیل فلسفی نسبت میان علیت، ماهیت و اشتداد وجودی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی دیدگاه‌های نادرست پیرامون «اولویت وجود یا عدم نسبت به ماهیت» می‌پردازند. بحث با تبیین این نکته آغاز می‌شود که برخی فلاسفه با تصور وجود اولویت در ماهیت، سعی کرده‌اند میان فاعلیت خداوند و تحقق موجودات جمع کنند، اما در این مسیر دچار خلط مبحث شده‌اند. در ادامه، استدلال‌های مطرح‌شده درباره موجودات سیاله مانند اصوات و حرکات و همچنین نسبت میان علیت و معلول مورد واکاوی قرار می‌گیرد. استاد با رد این پندار که کثرت یا قلت موجودات دلیلی بر اولویت وجودی یا عدمی آن‌هاست، بر این نکته تأکید می‌کنند که اختلاف مراتب موجودات ناشی از اشتداد و ضعف وجودی است، نه اولویت ماهوی. در نهایت، این جلسه با تبیین ضرورت رعایت موازین منطقی و پرهیز از غلو و برداشت‌های سطحی در مباحث فلسفی و عرفانی به پایان می‌رسد.

بطلان نظریه اولویت وجود و عدم نسبت به ماهیت

5
  • بنابراین تمام موجودات در عالم دارای اوصاف متفاوتی هستند و ما می‌بینیم که به‌لحاظ شدت و ضعف وجودی در آنها اختلاف وجود دارد؛ در یکی یک وصف قوی است و وصف دیگر ضعیف است و در شخص دیگر همان وصف ضعیف است و آن وصفی که در این ضعیف است در او قوی است.

  • دهنده‌ای که به گُل نکهت و به گِل جان داد***به هرکس آنچه سزا بود حکمتش آن داد1
  • به هر شخص با هر کیفیت بنا بر همان حکمت بالغۀ خودش کم‌وزیاد کرده‌ است! اگر دیدید که یکی کمی کم دارد تقصیر ندارد، از آنجا برایش کم گذاشته شده است و حصۀ وجودی‌ او کم است! ظاهراً خدا از همه چیز زیاد داشت ولی از همین یکی کم آورده بود! گفت که همه را به پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم داد و دیگر چیزی به بقیه نرسید و بعضاً این وسط‌ها چیزهایی بردند!

  • یادم هست مرحوم آقا راجع به مرحوم آقای حداد ـ رضوان ‌الله‌ تعالی‌ علیهما ـ به شخصی می‌گفتند که ایشان می‌فرمودند که عاقل‌تر از ایشان ندیدم! درحالی‌که مسئلۀ آقای حداد و ارتباطش با آقا مسئلۀ عرفان بود ولی چه نکاتی را ایشان متوجه شده بودند؟! غیر از رعایت مسائل اخلاقی، کیفیت ارتباط، صحت بیان و اتقان در منطق چه قضیه‌ای می‌تواند باشد که ایشان هم‌چنین مطلبی را بگویند؟! طبعاً آدم عاقل از گفتار، حرکات، کارهایی که در خارج انجام می‌دهد و نحوۀ ارتباطاتش با افراد پیدا است که آیا کارهایش بچگانه است یا‌اینکه وزانت دارد، پخته عمل می‌کند یا نپخته عمل می‌کند، منطقش چه نوع منطقی است، و این حکایت از همان عقل می‌کند. این چه کیفیتی بوده است که ایشان با این عبارت بیان کرده بودند؟! علیٰ‌کل‌ّحال بعضاً از این‌گونه افراد مثل آقای حداد ـ رضوان ‌الله‌ تعالی‌ علیه ـ و یا فلان از دست خدا دررفته است ولی ظاهراً این‌طور که از این قضیه برمی‌آید معمولاً خدا کم آورده است!! خودتان دارید می‌بینید!!

    1. دیوان محتشم کاشانی، قصیده 16.