
بطلان نظریه اولویت وجود و عدم نسبت به ماهیت
تحلیل فلسفی نسبت میان علیت، ماهیت و اشتداد وجودی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی دیدگاههای نادرست پیرامون «اولویت وجود یا عدم نسبت به ماهیت» میپردازند. بحث با تبیین این نکته آغاز میشود که برخی فلاسفه با تصور وجود اولویت در ماهیت، سعی کردهاند میان فاعلیت خداوند و تحقق موجودات جمع کنند، اما در این مسیر دچار خلط مبحث شدهاند. در ادامه، استدلالهای مطرحشده درباره موجودات سیاله مانند اصوات و حرکات و همچنین نسبت میان علیت و معلول مورد واکاوی قرار میگیرد. استاد با رد این پندار که کثرت یا قلت موجودات دلیلی بر اولویت وجودی یا عدمی آنهاست، بر این نکته تأکید میکنند که اختلاف مراتب موجودات ناشی از اشتداد و ضعف وجودی است، نه اولویت ماهوی. در نهایت، این جلسه با تبیین ضرورت رعایت موازین منطقی و پرهیز از غلو و برداشتهای سطحی در مباحث فلسفی و عرفانی به پایان میرسد.
بطلان نظریه اولویت وجود و عدم نسبت به ماهیت
3تعریف اصل ماهیت حرکت
یا مانند حرکت، اصل ماهیت حرکت عبارت از استمرار است! حرکت عبارت از تغییر و تبدل از فعل به قوه و از قوه به فعل است و بعد به فعل دیگر و همینطور مستمراً، تا وقتی که آن علت محرکه وجود دارد این تبدل از قوه به فعل هم مستمراً وجود دارد پس اصلاً نفس وجود حرکت عبارت از تکوّن و انمحاء است و همینطور تکوّن و انمحاء نفس تکوّن حرکت است و اصلاً قوام حرکت به استمرار است. شما هیچوقت نمیتوانید همۀ اجزاء یک متحرک را در آنٌما باهم جمع کنید، این امتناع ذاتی دارد! ماهیت حرکت نسبت به تجمع اجزاء در آن واحد امتناع ذاتی دارد. همینطور شما نمیتوانید همۀ اجزاء یک صوت را در آنِ واحد جمع کنید. بله، ممکن است سرعت را زیاد کنید فرضاً شخصی که دارد صحبت میکند نوار ضبط را تند بچرخانید و دیگر تمام صحبتهایش مفهوم نیست. دیدهاید وقتی که ضبط میکنند و از یک نوار کپی میکنند چطور است؟ در عرض یک دقیقه یک نوار را پر میکنند. خب اگر قرار باشد این صدا به خارج بیاید، این اجزاء باهم تراکم پیدا کرده است یعنی آن صحبت و آن صوت که در این مدت بر اجزاء زمان تقسیم شده بود از حد طبیعی خودش خارج شده است و بهقدری اندماج پیدا کرده است و اصلاً قابل فهم نیست، باز الآن در زمان هست فرق نمیکند. حالا همینطور شما این را کمپرس کنید و فشار بدهید و مدام نزدیک بیاید و یک دقیقه بشود حتی اگر یک ثانیه هم بشود، باز این یک ثانیه در زمان انجام میشود گرچه بههیچوجه قابل فهم نباشد مگر اینکه کیفیت ادراک سمع با کیفیت سرعت این صوت هماهنگ بشود آنوقت در آنجا قابل برای رؤیت هست. این یک مسئله که این انجام نخواهد شد.
مطلب دیگر اینکه انسان بتواند بر خود محتوای صوت اشراف پیدا کند و این انجام شدنی است؛ مثلاً اگر شخصی عادی بخواهد صحبت نیم ساعتهای را بشنود باید نیم ساعت وقت بگذارد تااینکه بشنود حالا اگر انسان بتواند به محدودۀ اول و آخر زمان اشراف پیدا کند و اشراف هم اشراف مادی و ظاهری نیست بلکه اشراف مثالی میشود. اگر اشراف پیدا کند به آناًما تمام این نیم ساعت در ذهنش هست و در گوشش میشنود؛ یعنی نیم ساعت را به همان سمع باطن میشنود و اگر از او سؤال کنند میگوید که شما این مطالب را گفتید.
