
بطلان نظریه اولویت وجود و عدم نسبت به ماهیت
تحلیل فلسفی نسبت میان علیت، ماهیت و اشتداد وجودی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی دیدگاههای نادرست پیرامون «اولویت وجود یا عدم نسبت به ماهیت» میپردازند. بحث با تبیین این نکته آغاز میشود که برخی فلاسفه با تصور وجود اولویت در ماهیت، سعی کردهاند میان فاعلیت خداوند و تحقق موجودات جمع کنند، اما در این مسیر دچار خلط مبحث شدهاند. در ادامه، استدلالهای مطرحشده درباره موجودات سیاله مانند اصوات و حرکات و همچنین نسبت میان علیت و معلول مورد واکاوی قرار میگیرد. استاد با رد این پندار که کثرت یا قلت موجودات دلیلی بر اولویت وجودی یا عدمی آنهاست، بر این نکته تأکید میکنند که اختلاف مراتب موجودات ناشی از اشتداد و ضعف وجودی است، نه اولویت ماهوی. در نهایت، این جلسه با تبیین ضرورت رعایت موازین منطقی و پرهیز از غلو و برداشتهای سطحی در مباحث فلسفی و عرفانی به پایان میرسد.
بطلان نظریه اولویت وجود و عدم نسبت به ماهیت
1درس دویست و چهل و دوم
اولویت ماهیت بالنسبه به وجود (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
بیان مرحوم آخوند در بطلان اولویت وجود و عدم نسبت به ماهیت
مرحوم آخوند بهدنبال بطلان اولویت وجود نسبت به ماهیت یا اولویت عدم مطالب دیگری را بیان میکنند و با اتمام این مطالب وارد بحث دیگری میشوند که بحث بسیار مهمی است. آن مسئله این است که بعضیها تصور کردهاند که اختلاف مراتب وجود در ماهیات مجوز تحقق اولویت در آن ماهیات نسبت به وجودشان است مثلاً در عالم از یک وجود زیاد هست و از یک وجود کم هست؛ بعضی از انواع زیاد و بعضی در شرف انقراض هستند یا مثلاً از آنها در دنیا کم محقق است، گفتهاند که اولویت نسبت به وجود نسبت به یک نوع و اولویت عدم نسبت به نوع دیگر جاری است.
البته همانطور که مرحوم آخوند میفرمایند اینها نخواستهاند که صانعیت صانع را رفع کنند و لهذا این را در همان مرتبۀ اولویت یعنی اقتضاء خود ماهیت نگه داشتهاند و درعینحال دست علت فاعلی را که صنع صانع هست برای جعل این ماهیات باز گذاشتهاند بهطوریکه انکار آن صانع اول نشود. بعصی به این قسم فرمودهاند.
بعضیها خیال کردهاند که این اولویت در ناحیۀ عدم هست چون عدم وقتی به ماهیت نگاه میکند میبیند این ماهیت اولاًبلااول معدوم است و بعد جعل جاعل به او تعلق میگیرد پس عدم به ماهیت نزدیکتر از وجود است. عدم فیحدّنفسه هست و نیاز به جاعل ندارد بلکه وجود است که باید از ناحیۀ جاعل بیاید و ماهیت را از تمایل بهسمت عدم بیرون بیاورد و بهسمت وجود سوق بدهد. یک عده از آقایان هم اینطور عرض کردند!
یک عده هم هستند که گفتهاند: این عدم نسبت به جمیع اولویت دارد نهتنها نسبت به بعضی از طائفۀ خاص بلکه نسبت به همۀ ماهیات اولویت دارد چون مسئلهاش نسبت به عدم نزدیکتر از وجود است.
