اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین جایگاه امکان ذاتی و امکان استعدادی در فلسفه

تحلیل تفاوت‌های وجودی و نقد دیدگاه‌های کلامی در علیت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق تفاوت میان امکان ذاتی و امکان استعدادی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های کلامی پیرامون اولویت وجود بر عدم در ماهیات آغاز می‌شود و با تبیین این نکته ادامه می‌یابد که خلط میان شدت و ضعف وجود با اولویت و لااولویت، منشأ بسیاری از اشتباهات در مباحث فلسفی است. در ادامه، ماهیت حرکت و امور غیرقارّ مورد واکاوی قرار می‌گیرد و با استناد به مبانی اصولی، تبیین می‌شود که هر ماهیتی نسبت به اصل وجود و عدم، متساوی‌الطرفین است و امتناع یک نحو خاص از وجود، منافاتی با امکان ذاتی آن ندارد. در نهایت، استاد با تفکیک میان علیت تامه و ناقصه، توضیح می‌دهند که چگونه امکان استعدادی، امری خارجی و کیفی است که نباید با امکان ذاتی که اعتباری عقلی است، اشتباه گرفته شود. این جلسه با تأکید بر پرهیز از مجادلات بی‌حاصل و تمرکز بر اصول متقن فلسفی به پایان می‌رسد.

تبیین جایگاه امکان ذاتی و امکان استعدادی در فلسفه

2
  • این مطلب را فعلاً بحث نمی‌کنیم چون بسیار بحث مهمی است، فقط این را برای موطن خودش می‌گذاریم و رفقا می‌توانند راجع این قضیه مقالاتی که راجع این قضیه است مطالعه کنند تا به آنجا که می‌رسیم یک مطلب تا حدودی در دست باشد. مقالاتی که راجع حرکت هست؛ حرکت در زمان حرکت در أین حرکت کیف و اصلاً به‌طورکلی حرکت و زمان کتاب‌هایی که نوشته شده است مطالعۀ این کتاب‌ها برای رسیدن به مطلوب مفید خواهد بود.

  • تعریف حرکت جوهری

  • این حرکت بنا بر آنچه که ما بعداً در باب حرکت جوهری اختیار خواهیم کرد که حرکت جوهری استمرار امر ثابت نیست ـ این مطلب قبلاً در منظومه صحبت شد ـ بلکه عبارت از تبدل انحاء وجودات است منتها این تبدل انحاء وجودات به‌نحوی سریع است که ما آن امر ثابت قارّ الذات می‌پنداریم مثل یک گردونه‌ای که شما قدری آتش در آن بریزید و فحم ملتهب در آن قرار بدهید و بعد این را بگردانید خب این را به‌عنوان یک خط مستدیر مشاهده می‌کنید درحالی‌که این خط مستدیر نیست جز اجزاء غیر قار الذات، منتها به‌واسطۀ آن سرعتی که دارد آن سرعت موجب می‌شود که این یک امر قار الذاتی به‌حساب بیاید.

  • حرکت دائمی تمام عالم وجود

  • اگر چنانچه ما سمع و بصر و ادراکمان از تعلق به عالم کثرات و عالم ماده منقطع بشود و آن ابصار باطنی و ابصار ملکوتی برای ما تحقق پیدا کند خواهیم دید که هیچ امر قار الذاتی وجود ندارد و همه چیز در عالم در حال سیلان و در حال انصرام و در حال تحقق جدید است؛ ﴿بَلۡ هُمۡ فِي لَبۡسٖ مِّنۡ خَلۡقٖ جَدِيدٖ﴾1 یک وقت لُبس نخوانید؛

  • لَلُبسُ عَباءَةٍ و تَقَرَّ عَینی***أحَبُّ إلَیّ مِن لُبسِ الشُّفوفِ2
  • معنای آیۀ شریفۀ: ﴿كُلَّ يَومٍ هُوَ فِي شَأن﴾

  • یا آن آیۀ شریفه که می‌فرماید: ﴿كُلَّ يَوۡمٍ هُوَ فِي شَأۡنٖ﴾3 معنایش نزول وجود منبسط است در عالم مرائی و مظاهر به صور مختلف که نفس آن صور عبارت از نحوٌ مِن انحاءِ الوجود نه‌اینکه یک وجودی به‌عنوان قار الذات ما داریم و وجوداتی که به‌عنوان ضم ضمائم و اتصاف آن وجود به صفات است آنها دارای تغییروتبدل هستند. تمام عالم وجود در حال حرکت هستند و در حال لُبس جدید هستند؛ اعم از مجردات و اعم از ماده و این مسئله فقط اختصاص به ماده ندارد منتها تمام آنچه را که لباس وجود به خود می‌گیرد همه در ظرف خودش و در موقعیت خودش ثابت و محفوظ خواهند ماند. می‌دانید این حرف یعنی چه؟! اگر کسی بخواهد به این حرف برسد فقط دیوانه می شود که چه مسئله در عالم خلق وجود دارد؟! شما یک سازمانی را نگاه کنید این سازمان می‌خواهد از تمام مسائل خودش فیلم بردارد بعد این فیلم‌ها را در بایگانی نگه دارد مگر این سازمان چقدر گنجایش دارد که این فیلم‌ها را همه به‌عنوان بایگانی از مسائل مختلف و مناظر مختلفی که می‌گیرد نگه دارد. تصور شما بر این باشد که کل آنچه که در عالم وجود هست از آن جایی که خدا خدایی می‌کرد تا آنجایی که خدا خدایی می‌کند همیشه در حال حرکت است و همه در ظرف خودشان هم موجود هستند اصلاً یک هم‌چنین چیزی چطور می‌شود تعقل بشود؟! یعنی الآن از اوّلی که من صحبت کردم تا الآن این صحبت من لحظه‌لحظۀ این وجود در ظرف خودش موجود و مستقل هست به‌عنوان یک وجود انصرامی! یعنی وجودی که در آن موقعیت خودش و در آن ظرفیت خودش حیات و بقاء دارد و بعد وجود دیگری به‌جای این می‌آید؛ ﴿بَلۡ هُمۡ فِي لَبۡسٖ مِّنۡ خَلۡقٖ جَدِيدٖ﴾، ﴿كُلَّ يَوۡمٍ هُوَ فِي شَأۡنٖ﴾ شأنیت جدید شأنیت قبل را امحاء نمی‌کند بلکه شأنیت قبل ابقاء می‌شود و شأنیت جدید به‌جای آن شأنیت قبل در ظرف آن وجود جدید قرار می‌گیرد. این معنا إن‌شاءالله در آنجا خواهد آمد.

    1. . سوره ق (50) آیه 15. معادشناسی، ج 6، ص 148:
      «بلکه ایشان نسبت به خلقتى جدید در اشتباه هستند.» اشتباه ایشان این است که آناً فآناً در خلق جدیدى هستند و این را ادراک نمى‌کنند.
    2. المختصر، ابوالفداء، ج ١، ص ١٩٢.
      مطلع انوار، ج ١١، ص ٢٩٣: «[در ناسخ التّواریخ، مجلّدات حضرت سجّاد علیه السّلام، جلد ٣] در صفحه ٢٤ و ٢٥ گوید:
      ”مادر یزید را از بادیه برای معاویه آوردند. مادرش مَیسون دختر بَجْدَل بن أنیف کلبیه است.“
      صاحب جامع الشّواهد گوید: ”چون میسون را از بادیه آوردند و به یزید آبستن شد، سینه‌اش تنگی گرفت و در اندوه شد. معاویه گفت: در نعمتی عظیم هستی و قدر آن را نمی‌شناسی!“میسون این ابیات را إنشاد کرد:
      لَلُبسُ عَباءَةٍ و تَقَرَّ عَینی *** أحَبُّ إلَیّ مِن لُبسِ الشُّفوفِ *** 
       *** . ترجمه: «اینکه عبای (خشن و پشمین) به تن کنم ولی خوش باشم و چشمم روشن باشد برای من محبوب‌تر است از اینکه لباس‌های نازک بپوشم (و دیبا و حریر در اینجا دربر کنم)!» (محقق)
    3. . سوره الرحمن (55) آیه 29. امام شناسی، ج 8، ص 224:
      «و خداوند در هر روزى به شأن و کارى خاصّ پردازد.»