
تبیین جایگاه امکان ذاتی و امکان استعدادی در فلسفه
تحلیل تفاوتهای وجودی و نقد دیدگاههای کلامی در علیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق تفاوت میان امکان ذاتی و امکان استعدادی میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای کلامی پیرامون اولویت وجود بر عدم در ماهیات آغاز میشود و با تبیین این نکته ادامه مییابد که خلط میان شدت و ضعف وجود با اولویت و لااولویت، منشأ بسیاری از اشتباهات در مباحث فلسفی است. در ادامه، ماهیت حرکت و امور غیرقارّ مورد واکاوی قرار میگیرد و با استناد به مبانی اصولی، تبیین میشود که هر ماهیتی نسبت به اصل وجود و عدم، متساویالطرفین است و امتناع یک نحو خاص از وجود، منافاتی با امکان ذاتی آن ندارد. در نهایت، استاد با تفکیک میان علیت تامه و ناقصه، توضیح میدهند که چگونه امکان استعدادی، امری خارجی و کیفی است که نباید با امکان ذاتی که اعتباری عقلی است، اشتباه گرفته شود. این جلسه با تأکید بر پرهیز از مجادلات بیحاصل و تمرکز بر اصول متقن فلسفی به پایان میرسد.
تبیین جایگاه امکان ذاتی و امکان استعدادی در فلسفه
3آنچه که مربوط به اینجاست این است که این آقایان شبیه یک همچنین معنایی را آمدند راجع به زمان، اصوات، حرکات و امثالذلک بیان کردند. حتی اگر ما راجع به کیف هم بگوییم، شاید منظورشان کیف و اینها هم باشد که اینها در حال انصرام هستند. گفتند که از یک طرف نمیتوانیم به اینها معدوم بگوییم بهخاطر اینکه میبینیم هست، الآن یک کبوتر از اینجا پر زد به یک جای دیگر رفت. از یک طرف نمیتوانیم بگوییم که موجود، بهخاطر اینکه تا کبوتر رفت ما جای آن چیزی نمیبینیم. یک حرکت یا چیزی را احساس میکنیم اسمش را حرکت میگذاریم ولی هرچه هست همان کبوتر است؛ کبوتری است که بال میزند و چیز دیگری که نیست! بهواسطۀ حرکت چیزی که به آن اضافه نمیشود بهواسطۀ حرکت وزنش که دو کیلو است سه کیلو نمیشود و از وزن او کم نمیشود بلکه یک تغییری در وضع آن موضوع خارجی پیدا میشود که اسم آن تغییر را حرکت میگذاریم. ما در تغییر در وضعمان هم همین کار را میکنیم فرض بکنید که نشستن جلسۀ اربعا یک نحوه تغییر به این کیفیت است دوزانو نشستن فرق میکند، این نحوه تغییری که در وضع ما پیدا میشود این نحوه تغییر، تغییر است و آن تغییری که موجب میشود از این مکان به مکان دیگر منتقل بشویم آنهم تغییر در وضع است. اگر قرار باشد حرکت حرکت بالاصاله باشد نه مقام توسط داشته باشد مثل حرکت سفینه برای جالس سفینه که این حرکت، حرکت اصلیه نیست بلکه واسطه در مقام ثبوت دارد، آن سفینه اول متحرک است و بعد هم ثانیاً بالعرض آن آقایی که آنجا نشسته است.
معنای حرکت وضعی
این حرکت حرکت وضعی است یعنی حرکتی که در وضع آن بهوجود میآید ما تغییروتبدل را اسمش را حرکت میگذاریم. پس همه مربوط به وضع است یعنی وضع یک موجود تغییر پیدا میکند پس خود حرکت چه شد؟! خود حرکت در خارج چه وجودی دارد؟! اینجاست که اینها میگویند: درعینحال که ما احساس یک امری را ماوراء آن موضوع میکنیم چون موضوع باقی به حالش است غیر از آن موضوع ما یک چیز دیگری را احساس میکنیم و اسم آن را حرکت میگذاریم، آن چیزی که از اینجا به آنجا رفت اسمش را متحرک است آن مسئلهای که به او متحرک میگویند، اسمش را حرکت میگذاریم. پس حرکت وجودٌ أم لا وجودٌ خب چه وجودی؟! چیزی که در دست نداریم. میگویند که تمایلش به عدم بیشتر است از تمایل آن به وجود. فلهذا نه میتوانیم به آن معدوم بگوییم چون عدم نداریم نه میتوانیم موجود بگوییم بهخاطر اینکه چیزی در دست ما پیدا نمیشود، حالا این مسئله نسبت به حرکت مسئله چیز است.
