
تبیین جایگاه امکان ذاتی و امکان استعدادی در فلسفه
تحلیل تفاوتهای وجودی و نقد دیدگاههای کلامی در علیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق تفاوت میان امکان ذاتی و امکان استعدادی میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای کلامی پیرامون اولویت وجود بر عدم در ماهیات آغاز میشود و با تبیین این نکته ادامه مییابد که خلط میان شدت و ضعف وجود با اولویت و لااولویت، منشأ بسیاری از اشتباهات در مباحث فلسفی است. در ادامه، ماهیت حرکت و امور غیرقارّ مورد واکاوی قرار میگیرد و با استناد به مبانی اصولی، تبیین میشود که هر ماهیتی نسبت به اصل وجود و عدم، متساویالطرفین است و امتناع یک نحو خاص از وجود، منافاتی با امکان ذاتی آن ندارد. در نهایت، استاد با تفکیک میان علیت تامه و ناقصه، توضیح میدهند که چگونه امکان استعدادی، امری خارجی و کیفی است که نباید با امکان ذاتی که اعتباری عقلی است، اشتباه گرفته شود. این جلسه با تأکید بر پرهیز از مجادلات بیحاصل و تمرکز بر اصول متقن فلسفی به پایان میرسد.
تبیین جایگاه امکان ذاتی و امکان استعدادی در فلسفه
1درس دویست و چهل و چهارم
اولویت ماهیت بالنسبه به وجود (3)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
فَفی الأولِ اشتباهٌ بینَ قوةِ الوجودِ و ضعفِه و بینَ أولویتِهِ و لا أولویته بِالقیاسِ إلى الماهیةِ و قَد مرَّ أنَّ لِکلِّ شیءٍ درجةً مِن الوجودِ لا یَتعداها.1
دو مطلب از عند طائفتین از اهل الکلام مرحوم آخوند ذکر کردهاند که هردوی اینها دال بر اولویت بود؛ یکی اینکه بعضی از موجودات را که نگاه میکنیم میبینیم مسئلۀ استقرار وجود و حظی که آنها از وجود بردند آن حظ کمتر از آن حظّی است که آنها از عدم بردند مثل اصوات یا حرکات که اینها وجودات سیاله هستند و متدرج الحصول هستند. از یک طرف بالأخره رائحةٌمائی از وجود بر آنها عارض شده است، از طرف دیگر وجود آنها وجود استقراری نیست فلهذا اینها به عبارت دیگر تنشان به تنۀ وجود خورده همچنین از کنار وجود رد شدند اما وجود بر آنها استقرار پیدا نکرد و تصور این آقایان بر این است که وجود را یک امر ثابتی میدانند. البته این بحث إنشاءالله در حرکت جوهری که بسیار بحث مشکلی هم هست در آنجا این بحث را مطرح خواهیم کرد که حرکت جوهری عبارت از دوام و استمرار امر ثابت یااینکه آن حرکت جوهری عبارت از تجدد وجود است.
منظور از حرکت
تصور این آقایان بنا بر مسئلۀ حرکت جوهری که مادیت واحد لباسهای مختلف وجود را به خود بگیرد نظیر همین مسئلۀ اصوات و حرکات است البته نفس حرکت خودش فیحدّنفسه امری نیست نفس حرکت عبارت از قوه به فعل رسیدن یعنی ماهیت متلبس به لباس وجود میشود دوباره آن لباس را مُنصرم میکند و متلبس به لباس جدید میشود. حرکت مختلف است؛ حرکت در أین است، حرکت در زمان است، حرکت در کم و مقدار است، حرکت جوهری است، حرکت در کیف است، یک لونی از یک موقعیت و از یک اشتداد وجودی کمکم متبدل به لون دیگری میشود این حرکت در کیف است. حرکت در مذوقات داریم حرکت در مسموعات داریم و اینها اقسام و انواع حرکت هستند! بنا بر رأی بعضی از اعاظم مسئلۀ حرکت عبارت از نوعٌ مِن الوجود است یعنی اصلاً آن را داخل در مقولات بهحساب نمیآورند و بلکه بهعنوان مقولۀ یازدهم نوعٌ مِن الوجود مطلب را میآورند.
- .الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 205.
