
علت احتیاج ممکن به علت
تبیین جایگاه امکان و حدوث در نظام علیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث بنیادین فلسفی یعنی «علت احتیاج ممکن به علت» میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که چه عاملی موجب میشود موجودات ممکن برای تحقق، نیازمند فاعل و مفیض باشند. در این مسیر، دیدگاههای مختلفی از جمله نظریه حدوث و نظریه امکان مورد نقد و بررسی قرار میگیرد. استاد با تأکید بر بدیهی و فطری بودن این مسئله، استدلال میکنند که امکان ذاتیِ ماهیت، تنها علتِ واقعی برای نیاز به علت است و حدوث، خود متأخر از مراتب وجود و ایجاد است. در ادامه، ضمن پاسخ به شبهات پیرامون فطری بودن این حکم، به تفاوت استعدادهای افراد در درک حقایق عقلی اشاره شده و در پایان، به پرسشی پیرامون تأثیر عوامل تکوینی بر اختیار و سعادت انسان پاسخ داده میشود تا روشن گردد که هر موجودی در مسیر کمال، متناسب با ظرفیت خود امکان رسیدن به سعادت را داراست.
علت احتیاج ممکن به علت
3معنای اعتباری بودن زمان و مکان
بنابراین مکان عبارت از یک امر اعتباری است و همینطور زمان که البته بحث آن میآید و فعلاً که اعتباری میگویم نهاینکه به معنای پوچ است بلکه به یک معنای غیر تأصلی است و بهواسطۀ آن مظروف است که هم زمان و هم مکان متولد میشود. اگر فرض کنید در اینجا اطاقی تاریک هست و هیچگونه آثار و علائم حرکتی در این اطاق وجود ندارد شما درِ این اطاق را باز میکنید و میآیید در یک جا مینشینید و بعد در را هم میبندند و اطاق تاریک و ظلمات محض است. آیا ما که هیچ خبری از بیرون نداریم و هیچ اطلاعی از حرکت شمس و قمر نداریم زمان را احساس میکنیم یا نه؟! احساس میکنیم! چون میبینیم مدتی از ورود ما نسبت به این اطاق گذشته است درحالیکه ساعتی در این اطاق نبوده است و ما هم اطلاعی بر خارج نداریم. بنابراین آنچه که موجب اطلاع بر زمان است نفس وجود و تقرر ما در این اطاق است. اگر ما در این اطاق نبودیم زمان هم برای این اطاق معنا نداشت! زمان برای دیوار و آهن و فرش معنا ندارد! زمان برای ما انسان و آدمی معنا دارد که بهواسطۀ آن کیفیتی که در وجود خود احساس میکنیم و آن نحوۀ ثبوت و تقرری که بر وضع و وجود ما در زمان و بر استقرار ما در مکان احساس میشود آن را اعتباراً زمان مینامیم.
عدم اختلاف از نقطهنظر قدم زمانی بین واجب متعال و صور مجرده
تصویر ثلاثة صور برای کل عالم وجود
بنابراین زمان از این نقطهنظر است ـ البته بحث آن بعد میآید ـ اما ملائکه و صور مجرده و عقلیه که اینها لا زمان و لا مکان هستند پس وجود آنها وجود قِدمی است منتها قِدم آنها قدم زمانی است اما قدم ذاتی کدام وجود است؟! آن وجود واجب قیومی است که محتاج به وجود و موجب و علت خارج از وجود نیست! صمدیت بر وجود او حاکم است. بنابراین از نقطهنظر قدم زمانی بین واجب متعال و صور مجرده اختلاف نیست. هردوی اینها دارای قدم زمانی به معنای مافوق زمان هستند. تحقق و تقرر آنها در عالم وجود نیاز و احتیاجی به زمان ندارد اما از نقطهنظر ذاتی، وجودِ کدامیک از این دو از نظر ذات حادث است و وجود کدامیک از آنها از نظر ذات قدیم است؟ پس وجودِ قدیمِ ذاتیِ حیِّ قیوم فقط وجود واحد متفرد است که همان وجود باری است و بقیۀ مبدعات؛ صور مجرده از نقطهنظر ذات حدوث ذاتی و قدم زمانی دارند. عالم طبع و ماده حدوث زمانی و حدوث ذاتی دارد. یعنی هم حدوث ذاتی و هم حدوث زمانی دارند. صور مجرده حدوث ذاتی و قدم زمانی دارند و واجب متعال قدم ذاتی و قدم زمانی دارد. این ثلاثة صور برای کل عالم وجود در اینجا تصویر میشود.
