اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

علت احتیاج ممکن به علت

تبیین جایگاه امکان و حدوث در نظام علیت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث بنیادین فلسفی یعنی «علت احتیاج ممکن به علت» می‌پردازند. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که چه عاملی موجب می‌شود موجودات ممکن برای تحقق، نیازمند فاعل و مفیض باشند. در این مسیر، دیدگاه‌های مختلفی از جمله نظریه حدوث و نظریه امکان مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد. استاد با تأکید بر بدیهی و فطری بودن این مسئله، استدلال می‌کنند که امکان ذاتیِ ماهیت، تنها علتِ واقعی برای نیاز به علت است و حدوث، خود متأخر از مراتب وجود و ایجاد است. در ادامه، ضمن پاسخ به شبهات پیرامون فطری بودن این حکم، به تفاوت استعدادهای افراد در درک حقایق عقلی اشاره شده و در پایان، به پرسشی پیرامون تأثیر عوامل تکوینی بر اختیار و سعادت انسان پاسخ داده می‌شود تا روشن گردد که هر موجودی در مسیر کمال، متناسب با ظرفیت خود امکان رسیدن به سعادت را داراست.

علت احتیاج ممکن به علت

4
  • حالا ممکن است شخصی بگوید که حدوث ذاتی علتِ احتیاجِ به علت در ممکنات است. یعنی فرق نمی‌کند چه ممکنات مادی و چه ممکنات تعقلی و نورانی باشد آنچه که اسم امکان بر او صادق است که عبارت از ما سویٰ الله تعالی و غیر الله تعالی هست وجود تمام آنها از نقطه‌نظر وجود خارجی وجود حادث است و این حدوث، علتِ احتیاج به علت بالغیر است یعنی چون حادث هستند این علت [احتیاج بالغیر است]. البته در این زمینه مسئله یک‌قدری به نظر آشنا می‌آید که شاید همین مسئله صحیح باشد.

  • بعضی از متکلمین نفس حدوث را علت تامۀ برای اتکاء به غیر برای وجود خارج شمردند و بعضی‌ها گفته‌اند که علتِ احتیاج به علت، امکان است منتها جزئی از آن امکان هم حدوث است یعنی امکانِ با شطر و جزئیت حدوث هردو باهم علت هستند برای اینکه این ممکن و ماهیت احتیاجی به غیر داشته باشد. بعضی‌ها علت و سبب احتیاج به علت را امکان می‌دانند منتها به شرط حدوث، نه امکان تنها. می‌گویند که امکانِ تنها کافی نیست برای اینکه ماهیت احتیاجی به غیر داشته باشد. درصورتی این امکان کارساز است که یک حدوث هم ضمیمۀ آن بشود. البته ضمیمۀ شطر نه ضمیمۀ [شرط]. فرض کنید صحت صلاة مشروط به اجزاء است منتها به شرط طهارت نه‌اینکه طهارت جزئی از صلاة است. صلاة عبارت از ارکان و اذکار و افعال مخصوصه است که «أوّلهُ التّکبیرُ و آخِرُهُ التّسلیم»1 اما آن صلاة صحیح مشروط به طهارت است و طهارت جزو صلاة نیست. آنچه که در طهارت هست [این است که] طهارت یک امر بسیط است که خود آن امر بسیط مشروط به یک اجزائی است که با ترکب آن اجزاء آن امر بسیط پیدا می‌شود که عبارت از همان حالت نورانیت و طهارت نفس است نه‌اینکه مرکب باشد. مرکب اجزاء سبب و علت او هستند. بعضی‌ها این امر را این‌طور در اینجا فرمودند.

    1. . الکافی، ج 3، ص 69، با قدری اختلاف.