
تبیین نسبت میان اراده الهی و اختیار انسان
تحلیل جایگاه حکمت و مصلحت در افعال خداوند
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث بنیادین کلامی و فلسفی، یعنی نسبت میان اراده مطلق الهی و اختیار انسان میپردازند. بحث با پرسش پیرامون تفاوت وجود عینی و وجود نفسی آغاز شده و به تبیین حقیقتِ «وجود منبسط» و نقش آن در مراتب هستی میرسد. در ادامه، استاد با نقد دیدگاه کسانی که ترجیح بدون مرجح را در افعال الهی جایز میشمرند، بر این نکته تأکید میکنند که افعال خداوند متعال، برخلاف تصور برخی متکلمین، هرگز دلبخواهی و لغو نیست، بلکه عین حکمت و صلاح است. در این مسیر، ایشان با تفکیک میان مقام تشریع و تکوین، توضیح میدهند که چگونه احکام شرعی بر اساس مصالح واقعی و برای رساندن انسان به کمال ثانی جعل شدهاند. در نهایت، نقش کلیدی «نیت» در مقام اثبات و تفاوت میان قبح فعلی و قبح فاعلی در نظام تقرب و ابتعاد تبیین میگردد.
تبیین نسبت میان اراده الهی و اختیار انسان
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث بنیادین کلامی و فلسفی، یعنی نسبت میان اراده مطلق الهی و اختیار انسان میپردازند. بحث با پرسش پیرامون تفاوت وجود عینی و وجود نفسی آغاز شده و به تبیین حقیقتِ «وجود منبسط» و نقش آن در مراتب هستی میرسد. در ادامه، استاد با نقد دیدگاه کسانی که ترجیح بدون مرجح را در افعال الهی جایز میشمرند، بر این نکته تأکید میکنند که افعال خداوند متعال، برخلاف تصور برخی متکلمین، هرگز دلبخواهی و لغو نیست، بلکه عین حکمت و صلاح است. در این مسیر، ایشان با تفکیک میان مقام تشریع و تکوین، توضیح میدهند که چگونه احکام شرعی بر اساس مصالح واقعی و برای رساندن انسان به کمال ثانی جعل شدهاند. در نهایت، نقش کلیدی «نیت» در مقام اثبات و تفاوت میان قبح فعلی و قبح فاعلی در نظام تقرب و ابتعاد تبیین میگردد.
تبیین نسبت میان اراده الهی و اختیار انسان
12نفس صدور فعل از مبدأ أعلیٰ علت غائی برای تحقق فعل در خارج
به عبارت دیگر نفس صدور فعل از مبدأ أعلیٰ علت غائی برای تحقق فعل در خارج است، نفس صدور یعنی نفس آن اراده برای آن فعل علت غائی میشود البته برای آن مبدأ أعلیٰ هزاران علت غائی هست، آنچه را که درنظرش هست ما نمیدانیم! علت غائی برای خلق «کمال» است، علت غائی برای خلق «مقام بروز و ظهور ذات» است، علت غائی برای خلق «مقام مشاهدات ذاتیه و ظهورات جمالیه و جلالیه خودش» است، اینها را دیگر نمیدانیم که چه علت موجب شده است که مبدأ أعلیٰ بهواسطۀ آن علت، بروز و ظهور خلائق از او متمشی شوند. آنچه که مهم است این است که غیر از ذات و آثار ذات، نفسالأمر دیگری وجود ندارد. این را ما میخواهیم بگوییم! یعنی هرچه از مصلحت هست عبارت است از نفس ذات و آثار ذات که مقام اراده و مشیت و اختیار است و آن صفات جمالیه و جلالیهای که مخرج آن حقیقت غیبیه به مقام ظهور و مقام ابراز و مقام اظهار هستند، این فرق بین ما و خدا است.
آنوقت اینها این مطلب را درست متوجه نشدهاند و خواستهاند آن مسئلۀ نفسالأمر را منتفی نسبت به پروردگار کنند و گفتند که اصلاً علت غائی در فعل پروردگار وجود ندارد و اصلاً از ریشه زدند و علت غائی را در افعال مبدأ أعلیٰ منتفی کردند درحالیکه علت غائی وجود دارد ولی آن علت غائی خارج از ذات نیست و در همان ذات و در نفس ذات که آن مقام اراده و مشیت است، در همانجا علت غائی وجود دارد نهاینکه علت غائی عبارت است از انطباق این فعل با آن مقام نفسالأمری که آن نفسالأمر جدای از ذات و جدای از آثار متعلقۀ به ذات خواهد بود. روی این حساب این اشتباه را در اینجا مرتکب شدهاند. این راجع به احکام بود که البته بحث راجع به احکام و ملاکات در احکام زیاد است و بر خلاف این امر ... ـ اتفاقاً این بحث بسیار مهمی هم هست ـ اینکه اشاعره تکلیف به محال را جایز میدانند بهخاطر اشتباه همینها است. اینها گفتند که چون ملاکات احکام به خود ارادۀ پروردگار برمیگردد بعد حالا میگویند که ارادۀ پروردگار به هرچه تعلق بگیرد ولو محال اشکال ندارد درحالیکه این خلاف است، چرا؟ چون ارادۀ پروردگار از روی حکمتی است که مقتضای نفس تکوینِ اشیاء از روی آن حکمت است.
