
تبیین نسبت میان اراده الهی و اختیار انسان
تحلیل جایگاه حکمت و مصلحت در افعال خداوند
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث بنیادین کلامی و فلسفی، یعنی نسبت میان اراده مطلق الهی و اختیار انسان میپردازند. بحث با پرسش پیرامون تفاوت وجود عینی و وجود نفسی آغاز شده و به تبیین حقیقتِ «وجود منبسط» و نقش آن در مراتب هستی میرسد. در ادامه، استاد با نقد دیدگاه کسانی که ترجیح بدون مرجح را در افعال الهی جایز میشمرند، بر این نکته تأکید میکنند که افعال خداوند متعال، برخلاف تصور برخی متکلمین، هرگز دلبخواهی و لغو نیست، بلکه عین حکمت و صلاح است. در این مسیر، ایشان با تفکیک میان مقام تشریع و تکوین، توضیح میدهند که چگونه احکام شرعی بر اساس مصالح واقعی و برای رساندن انسان به کمال ثانی جعل شدهاند. در نهایت، نقش کلیدی «نیت» در مقام اثبات و تفاوت میان قبح فعلی و قبح فاعلی در نظام تقرب و ابتعاد تبیین میگردد.
تبیین نسبت میان اراده الهی و اختیار انسان
2تلمیذ: چون ملائکه جنبۀ شهادت ندارد؟!
استاد: شهادت در عالم خودشان و در مرتبۀ خودشان، نه شهادت در عالم ماده! همان وجودی که کار انجام میدهد و محدود و مقید هست بروز و ظهور خارج دارد نه خارجِ ماده بلکه خارجی که ملموس است ولو به لمس عقلی و حسی و شهودی. آن وجود عینیاش است. وجود حقیقی و نفسیاش عبارت از همان وجودی است که در نفس امام هست.
تلمیذ: این وجودی که در نفس امام هست چه وجودی است؟
استاد: این همان علت است. آنوقت علت فقط یک علت کشکی نیست که ما همینطور علت بگوییم! یعنی هرکدام از اینها حقیقتی مختص به خود دارند. فرض کنید این بارانی که الآن میآید این باران بهصورت دایره است و دارای این شکل از میعان و برودت است ولی اصل این باران در ابرها هم مایع بود؟! اصلش مایع نیست. حقیقت و اصلش به یک شکل دیگر است و اگر بخواهد بهصورت خارج درآید به این شکل درمیآید، همان که میخواهد به این شکل دربیاید ولی تا وقتی به این شکل درنیامده به همان حقیقت خودش در همان مرتبۀ عِلوی ثابت است البته در بعضی موارد ابرها با حالت مه پایین میآید، حالا ما مثال میزنیم دیگر و از باب تقریب قضیه است. آن جنبهای که آن منشأ برای این وجود خارج است ما او را جنبۀ عِلّی میگوییم. این بارانی که الآن درمقابل شما هست باران معلوم و جنبۀ سِفلی میشود که سفلی آن جنبۀ علو هست.
فرق بین باران و بین وجود عینی و وجود نفسی در این است که آن جنبۀ عِلّی عبارت از همان جنبۀ معلول است و وقتی که آن جنبۀ علّی به باران متبدل میشود دیگر جایش آنجا خالی است یعنی اینطور نیست که جایش چیزی وجود داشته باشد. الآن این ابر وقتی که بارش پیدا کرد اگر وزنش دویست کیلو بود الآن وزنش مثلاً صد کیلو شده است و صد کیلو را ازدست داد. صد کیلو در اینجا آمد ولی بین جنبۀ عینی و نفسی ما این است که در عین اینکه جنبۀ عینی ما در خارج هست آن جنبۀ نفسی ما سر جایش محفوظ است و اصلاً بدون او یک لحظه قرار ندارد.
