اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد نظریه بخت و اتفاق در نظام هستی

تحلیل جایگاه علل غایی و مرجحات خفیه در افعال الهی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد دیدگاه کسانی می‌پردازند که وقوع حوادث در عالم را ناشی از بخت و اتفاق می‌دانند. بحث با تبیین اقوال مختلف درباره ترجیح بلامرجح آغاز شده و با نقد این رویکرد ادامه می‌یابد که جهل انسان به اسباب و علل پنهان، نباید منجر به نفی اولویت و نظام علّی در هستی شود. در ادامه، با اشاره به نمونه‌هایی از تأثیرات اوضاع فلکی و هیئات استعدادی، بر وجود مرجحات خفیه در عالم تأکید می‌گردد. سپس دیدگاه انباذقلس درباره بخت و اتفاق و توجیهات شیخ اشراق و صدرالمتألهین در این زمینه مورد واکاوی قرار می‌گیرد. در نهایت، با تبیین دقیق نحوه تعلق جعل الهی به وجود و تفاوت آن با ماهیت، این نتیجه حاصل می‌شود که در نظام هستی، هیچ امری بدون علت و مرجح رخ نمی‌دهد و نسبت دادن اتفاق به افعال الهی، ناشی از عدم درک صحیح جایگاه علل غایی است.

نقد نظریه بخت و اتفاق در نظام هستی

4
  • او رفت و موم را برداشت و دوباره به نقش آن غنم زد، قشنگ نقش گرفت و آمد در جیبش گذاشت بعد در میان اغنام حرکت کرد دید، نه! اغنام هیچ عکس‌العملی نشان نمی‌دهند و بی‌تفاوت هستند! خیلی متعجب شد و رفت و در اسکندریه سؤال کرد! گفتند که شخصی هست و اطلاع دارد و نسبت به این قضایا مطلع است! خلاصه پیش او رفت گفت که بله! تو در وقتی که این نقش را زدی و حک کردی فلان ستاره مقارن با فلان ستاره بود و تقابل نیرین و اینها شده بود و آن ستاره با ماه و خورشید و یک اجتماع و یک نظم انجُمی تشکیل شده بود و آن موجب شده بود که در آن‌وقت مخصوص در این نقش اثری از نفوس فلکی پیدا بشود! بعد سؤال کرد، گفت: چه زمانی دوباره یک هم‌چنین قضیه‌ای ممکن است پیدا بشود؟! گفت: نود سال دیگر که این اوضاع برود و کذا به آنجا برگردد و تغییروتحولات پیدا بشود دوباره چنین مسئله‌ای ممکن است پیدا بشود!

  • این از مسائلی است که لا شکّ َو لا شُبهةَ یَعتَری این قضیه از مسائل مسلّم است و در این قضیه ارباب طلسمات و اینها کتاب‌ها و مسائلی دارند و مسئله واقعی است و انجام می‌شود! حتی شخصی برای من نقل کرد و می‌گفت: آن شخص با یکی از اقوام خودش یک حساب و خصومتی داشتند. یک کاری انجام داد و در یک وقت مخصوصی از پشت بام پایین افتاد و فوت کرد؛ یعنی با یک اعمال و حرکاتی که او در منزل خودش داشت ـ یک اربعین هم طول کشیده بود ـ داشت کارها را انجام می‌داد که این را بکشد! این موجب شد که وقتی در زمستان بالا رفته بود که برف را پارو کند در آن وقتِ مخصوص، نتیجۀ کارهایی را که انجام داد موجب سقوط این شخص شد! اینها مسائل مسلّمی است و اثر دارد!