
اصالت وجود و کیفیت جعل در خلقت عالم
تبیین رابطه وجود و ماهیت در پرتو توحید افعالی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون اصالت وجود و کیفیت جعل در خلقت عالم میپردازند. بحث با نقد تعبیر «اتفاق» در کلام انباذقلس آغاز شده و با تکیه بر مبنای اصالت وجود، روشن میشود که جعل الهی مستقیماً به وجود تعلق میگیرد، نه به ماهیات. استاد با بهرهگیری از مثالهای ملموس، توضیح میدهند که ماهیت، امری انتزاعی و متأخر از جعل وجود است و آنچه در خارج محقق است، تنها مراتب وجود حق متعال است. در ادامه، ایشان با هشدار نسبت به آفات سلوکی و دلبستگی به مشاهدات صوری، بر ضرورت حرکت بر پایه برهان و اطمینان قلبی تأکید میکنند. در نهایت، این حقیقت تبیین میشود که ادراک صحیح حکمت و اصالت وجود، انسان را از منیّتها رهانیده و به مقام عبودیت حقیقی میرساند.
اصالت وجود و کیفیت جعل در خلقت عالم
3این مطلب را مرحوم آخوند در اینجا به شکل و نحوی ـ البته خود ما هم خودمان را به بیراهه زدیم! ـ بیان میکنند و روی آن مبنای خودشان میخواهند قضیۀ اتفاق و تعبیر به اتفاق انباذقلس را توجیه کنند. ایشان میفرمایند که جعل که بهواسطۀ سنخیت بین علت و به معلول بهوجود اشیاء تعلق میگیرید و نه به ماهیت اشیاء این اولاً و بالذات وجود خارجی است که این وجود خارجی وجود متنازلۀ از آن تجرد تام و آن بسیط الحقیقه و صرافت در وجود است آن وجود متنازلۀ خارجی است که جعل به آن تعلق گرفته است و واقعیت مطلب هم همین است.
شما فرض بکنید در یک جایی از زمین یا کوه یا تپه یک مشت خاک برمیدارید و این خاک را با آبی که در کنار این تپه میرود مخلوط میکنید و آن را تبدیل به آجر و کلوخ میکنید. الآن هرچه در خارج هست عبارت از همین خاکی است که در این تپه هست و این آبی که الآن در این نهر جاری است چیز دیگری غیر از این نیست! خب فاعل در اینجا آمد آن خاکی را که بهصورت تپه بود و این آب را که بهصورت نهر جاری بود شکل داد. شکل از کجا آمد؟! شکلی وجود ندارد! شکلی غیر از خود این خاک و آب وجود ندارد که ما خاک را از یک جا بیاوریم و آب را هم از جای دیگر و شکل و صورت را از جای دیگر بیاوریم پس ثلاثة اشیاء در اینجا محقق باشد! ثلاثة اشیاء در اینجا نداریم! در اینجا فقط شیئین داریم؛ شیئین بهعنوان علل معدّه و آن فاعل بهعنوان علت فاعلی و غایتی که مترتب بر این است بهعنوان علت غائی هست. پس فاعل است که از فعل فاعل ماهیت انتزاع میشود. اراده و جعل فاعل به همان مادۀ خارج و آن مایعی که الآن دارد حرکت میکند تعلق گرفته است.
