اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اصالت وجود و کیفیت جعل در خلقت عالم

تبیین رابطه وجود و ماهیت در پرتو توحید افعالی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون اصالت وجود و کیفیت جعل در خلقت عالم می‌پردازند. بحث با نقد تعبیر «اتفاق» در کلام انباذقلس آغاز شده و با تکیه بر مبنای اصالت وجود، روشن می‌شود که جعل الهی مستقیماً به وجود تعلق می‌گیرد، نه به ماهیات. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس، توضیح می‌دهند که ماهیت، امری انتزاعی و متأخر از جعل وجود است و آنچه در خارج محقق است، تنها مراتب وجود حق متعال است. در ادامه، ایشان با هشدار نسبت به آفات سلوکی و دلبستگی به مشاهدات صوری، بر ضرورت حرکت بر پایه برهان و اطمینان قلبی تأکید می‌کنند. در نهایت، این حقیقت تبیین می‌شود که ادراک صحیح حکمت و اصالت وجود، انسان را از منیّت‌ها رهانیده و به مقام عبودیت حقیقی می‌رساند.

اصالت وجود و کیفیت جعل در خلقت عالم

4
  • اهمیت مسئلۀ اصالت وجود

  • هرچه بیشتر در این مسئله که مسئلۀ اصالت وجود است، فکر و تفحص کنیم [جا دارد] به‌نظر من اصلاً تمام فلسفه بر اثر اصالت وجود می‌گردد! قضیۀ وحدت وجود، قضیۀ اتحاد علت و معلول، قضیۀ وحدت افعالی، قضیۀ اعیان ثابته و مسائل مهم دیگر تمام اینها بر اثر مسئلۀ اصالت وجود و کیفیت جعل وجود برمی‌گردد. اگر ما دقت کنیم می‌بینیم که فقط کاری که فاعل در اینجا کرده است [این است که] انگشتان او حرکت کرده است! خاک را برداشت و با آب مخلوط کرد و این انگشتان شروع به حرکت کردند. انگشت هم که چیزی در خارج نیست؛ انگشت دست من چیزی در خارج محقق نمی‌کند! هر کاری که می‌کند دخل‌وتصرف را در مایع و در آن خاک دارد انجام می‌دهد. صورتی را بر این حک نمی‌کند.

  • مثل این چیزهایی که بچه‌ها می‌روند از بقالی می‌خرند؛ صورت‌هایی را می‌خرند بعد می‌آورند این را به کاغذ می‌چسباند؛ نایلون آن را می‌کشند و آن صورت و عکس روی کاغذ چسبیده است! این‌طور که نیست! هیچ‌کاری انجام نمی‌دهد! این خاک را از اینجا برمی‌دارد. این خاک همین خاکی است که در هوا بریزید باد می‌برد! هیچ صورتی ندارد فقط تشخصش در این است که بر این تپه وجود دارد. آب هم آب رودخانه است که برمی‌دارید و همین‌طور روی زمین می‌ریزید این هیچ تشخص و هیچ شکلی ندارد! کاری که شما می‌کنید [این است که] این دوتا را باهم مخلوط می‌کنید به همین مخلوط کردن هم بسنده نمی‌کنید این را به شکل درمی‌آورید و صاف می‌کنید.

  • آجرپزی نکردید؟! آن وقتی که ما از این کارها می‌کردیم ـ البته خیلی وقت پیش، آجرنما درست می‌کردیم ـ یادمان هست! آن موقع در قالب می‌گذاشتیم. آخر ما خیلی شغل‌ها عوض کردیم تا به اینجا رسیدیم! خیلی! رفقا می‌دانند! این را یادم رفته بود برای شما بگویم! این کاری که شما الآن می‌کنید این حرکت دست و اینها هیچ مسئلۀ خارجی نیست! حالا شما این حرکت دست را به علت فاعلی برگردانید. الآن این علت فاعلی علت مادی است و آن علت فاعلی علت مجرد می‌شود! همین! در اینجا بیشتر از این مسئله هیچ کار انجام نمی‌شود! آسان‌تر از این مثال دیگر پیدا نکردم که مسئلۀ تقید وجود متنازل را به قیود و به حدود مختلفه [نشان دهد]. ببینید دست من هیچ‌کار انجام نمی‌دهد. این دست من فقط می‌آید این خاک و این گل را صاف می‌کند و مکعب می‌کند و تراز می‌کند بعد در کنار می‌گذارد تا خشک شود و تبدیل به آجر می‌شود. پس چه امری بر این فعل من و چه مسئله‌ای در این عمل من اتفاق افتاد؟!