
مقام امامت و تفاوت مراتب ولایت تکوینی
تحلیل سعه وجودی ائمه در بقاء و شفاعت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه رفیع امامت و تفاوت مراتب ولایت تکوینی در میان ائمه اطهار علیهمالسّلام میپردازند. بحث با پاسخ به پرسشی پیرامون مراتب ولایت و تفاوت آن با مقام فناء آغاز شده و بر این نکته تأکید میشود که تمایز و ارتفاع درجات هر شخص در مقام بقاء معنا مییابد. استاد با بهرهگیری از مثالهای روشن، تفاوت سعه وجودی ائمه و نحوه ظهور صفات جمالیه و جلالیه در هر یک از ایشان را تشریح کرده و به تبیین کیفیت شفاعت و اذن اعمال آن در وجود مقدس سیدالشهداء علیهالسّلام میپردازند. در ادامه، ضمن نقدِ برخی رفتارهای سطحی و توجیهگرانه در مسیر سلوک، بر ضرورت فهم عمیق، حریت در تفکر و پرهیز از تعصبات بیجا تأکید شده و در نهایت، با اشاره به سیره اولیاء الهی در تسلیم محض در برابر حق، مسیر صحیحِ پیروی از مکتب اهلبیت علیهمالسّلام ترسیم میگردد.
مقام امامت و تفاوت مراتب ولایت تکوینی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه رفیع امامت و تفاوت مراتب ولایت تکوینی در میان ائمه اطهار علیهمالسّلام میپردازند. بحث با پاسخ به پرسشی پیرامون مراتب ولایت و تفاوت آن با مقام فناء آغاز شده و بر این نکته تأکید میشود که تمایز و ارتفاع درجات هر شخص در مقام بقاء معنا مییابد. استاد با بهرهگیری از مثالهای روشن، تفاوت سعه وجودی ائمه و نحوه ظهور صفات جمالیه و جلالیه در هر یک از ایشان را تشریح کرده و به تبیین کیفیت شفاعت و اذن اعمال آن در وجود مقدس سیدالشهداء علیهالسّلام میپردازند. در ادامه، ضمن نقدِ برخی رفتارهای سطحی و توجیهگرانه در مسیر سلوک، بر ضرورت فهم عمیق، حریت در تفکر و پرهیز از تعصبات بیجا تأکید شده و در نهایت، با اشاره به سیره اولیاء الهی در تسلیم محض در برابر حق، مسیر صحیحِ پیروی از مکتب اهلبیت علیهمالسّلام ترسیم میگردد.
مقام امامت و تفاوت مراتب ولایت تکوینی
14[میگفتند که] آقا تند است و تند آمده است. تند چیست؟! خب من تند آمدم کندش چه چیزی بود؟! کندش این بود که هر کاری که دلمان میخواهد و هر غلطی دلمان میخواهد بکنیم و بعد هم ماستمالی بکنیم و بعد هم راحت بیاییم بگذریم و اسممان را هم دنبالهرو آقا بگذاریم. این کندش است؟! نه آقاجان ما این کند نیستیم!
آدم بیاید نگاه بکند میبیند این زحمات پیغمبر 23 سال و این رنجها و... [حضرت زهرا] دارد میبیند، من که نمیبینم! او دارد میبیند پیغمبر سه سال در شعب أبیطالب بودند و مادرش در همین شعب أبیطالب مرد! حضرت خدیجه سلاماللهعلیها را در همانجا دفنش کردند. ابوطالب و حضرت خدیجه و بسیاری از افراد [در شعب أبیطالب مردند] و صدای ضجۀ این بچههای مسلمین از شعب ابیطالب تا نزدیک مسجدالحرام از ناراحتی و گرسنگی میرفته است! همۀ اینها را حضرت زهرا دیده است؛ رفتن به طائف، سنگ خوردن پیغمبر، هجرت به مدینه، فتح مکه، رفتن به جنگ تبوک، جنگ احد، سنگ خوردن به پیشانی و رفتن زره در پیشانی پیغمبر همۀ اینها را دیده است حالا اِ اِ این ابوبکر آمد همۀ اینها را برد! و این مردم همینطور دارند نگاه میکنند! میگوید که ای گوسالهها! پس این زحمات پیغمبر و جدمان کجاست؟! چه شد؟! آنوقت میبیند امیرالمؤمنین علیهالسّلام همینطور نشسته است! او نشسته و سرش را پایین انداخته است! یا علی پس این زورت را برای چه زمانی گذاشتی؟! این شجاعتت برای چه وقتی است؟! فدک ما را گرفتند داری نگاه میکنی؟! امیرالمؤمنین هم میگوید که بیا این آشی است که پدرت برای ما پخته است و گذاشته رفته است بیا بنشین! حضرت زهرا نمیتواند طاقت بیاورد و بگذرد. آن جهات و حالات یعنی لازمۀ آن ظرافت و لطافت نفس حضرت اقتضاء نمیکرده است که اینهمه مورد برای نزول صفات جلالیه و قهریه باشد. همۀ آن صفات جلالیه بود و جمال در آن نبود! بیایند بزنند، بچهاش را سقط کنند، فدک را بگیرند، ولایت را بگیرند، مردم بروند، طناب دور گردن امیرالمؤمنین بیندازند و تا مسجد بکشند و به زور بیعت کنند چه چیزی باقی گذاشتند؟! خدا چه چیزی باقی گذاشت؟! هرچه بود همه را در آن برهه نازل کرد.
